یوزپلنگانی که با من دویدهاند
| یوزپلنگانی که با من دویدهاند | |
|---|---|
![]() | |
| نویسنده | بیژن نجدی |
| ناشر | مرکز |
| محل نشر | تهران |
| تاریخ نشر | چاپ اول، ۱۳۷۳ |
| تعداد صفحات | ۸۸ صفحه |
| موضوع | داستان فارسی |
| سبک | واقعگرایی و فراواقعگرایی |
| نوع رسانه | کتاب |
| طراح جلد | ابراهیم حقیقی |





مجموعهداستانی یوزپلنگانی که با من دویدهاند گردهمایی ده داستان کوتاه از بیژن نجدی با نشانههای مدرن و پستمدرن[۱] است که در سال ۱۳۷۴ برندهٔ جایزهٔ قلم زرین «جایزهٔ گردون» شد.[۲] این مجموعه داستان را نخستین بار نشر مرکز در سال ۱۳۷۳ منتشر کرد و تاکنون چهل بار تجدیدچاپ شده است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
برای کسانی که کتاب را نخواندهاند
آغاز با یک داستانک جذّاب دربارهٔ کتاب
یک بند در معرفی خلاصهٔ کتاب (بدون رجوع به اطلاعات شناسنامهای)
گزارشی از شخصیت حاضر در کتاب داستان- گزارشی از شعرهای مهم در کتاب شعر- گزارشی از فصلهای کتاب پژوهش
دلیل شهرت
دلیل نامگذاری
نجدی در پاسخ بهعلت نامگذاری کتاب میگوید: «یوزپلنگ، هر انسان آرمانخواهی است که در طول تاریخ برای انسان دویده است.» خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
تقدیمشده به
در پیشانینوشت کتاب آمده است: «قصهٔ «سپرده به زمین» با احترام به مهتابی و خاکستر و بانو با فروتنی به شمس لنگرودی، شاعر، محقق و داستاننویس تقدیم میشود و کتاب، کلمه به کلمه، اندوه به اندوه به همسرم خانم پروانه محسنی آزاد.» [۳]
مقدمهنویس یا یادداشتنویس
بیژن نجدی در مقدمهٔ یوزپلنگانی که با من دویدهاند وصیتنامهٔ شاعرانهاش را آورده است. [۴]
- نیمی از سنگها، صخرهها، کوهستان را گذاشتهام
- با درههایش، پیالههای شیر بهخاطر پسرم
- نیم دگر کوهستان، وقف باران است.
- دریایی آبی و آرام را
- با فانوس روشن دریایی میبخشم به همسرم.
- شبهای دریا را بیآرام، بیآبی با دلشورهٔ فانوس دریایی
- به دوستان دور دوران سربازی که حالا پیر شدهاند، فکر میکنم یکی یا چند تا هم مردهاند.
- ودخانه که میگذرد زیر پل، مال تو، دختر پوستکشیدهٔ من بر استخوان بلور!
- که آب پیراهنت شود، تمام تابستان
- هر مزرعه و درخت، هر کشتزار و علف را شش دانگ به کویر بدهید
- به دانههای شن، زیر آفتاب
- از صدای سهتار من
- بندبند پارهپاره موسیقی
- که ریختهام در شیشههای گلاب و گذاشتهام روی رف
- یک سهم به مثنوی مولانا دو سهم به نی بدهید
- و میبخشم به پرندگان
- رنگها، کاشیها، گنبدها
- به یوزپلنگانی که با من دویدهاند
- غار و قندیلهای آهک و تنهایی
- و بوی باغچه را
- به فصلهایی که میآیند
- بعد از من.
چرا باید این کتاب را خواند
برای کسانی که کتاب را خواندهاند
داستانکها
مجوز
نشر و تغییر نام
جوایز
جلسات نقد و بررسی
کانون شعر و ادب دانشگاه گیلان و با همکاری بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان مراسم بزرگداشت بیژن نجدی همراه با نقد و بررسی کتاب «یوزپلنگانی که با من دویدهاند» در روز چهارشنبه ٢۴ آبان ٩۶ مقارن با زادروز بیژن نجدی و همزمان با روز کتاب در تالار حکمت دانشکدهٔ ادبیات و علومانسانی دانشگاه گیلان برگزار نمود. دراین مراسم که پروانه محسنی آزاد و ناتانائیل( همسر و فرزند نجدی) نیز حضور داشتند؛ دکتر نگین بینظیر (عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان)، سینا جهاندیده(دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی، شاعر و نویسنده) و کیهان خانجانی(نویسنده و مدرس داستان نویسی) به نقد و بررسی کتاب، پرداختند. [۵]
اهدا
بازتاب در توئیتها و نوشتههای مجازی
اشاره به کتاب در کلام افراد مشهور
سالشمار کتاب
خلاصهٔ مفصلتر کتاب
داستانها بهدنبال ساختن جهان جدیدی است و از کودکی مرده تا عکسهای فراموششده زندگی جدیدی میسازد. [۶]
در داستان «داستان سپرده به زمین» ملیحه و طاهر افرادی ناباروراند. بهواسطهٔ ملیحه، کودکی مرده را به فرزندی قبول میکنند و آن را مانند درخت در خاک میکارند. بدین سان مرگ را به زندگی تبدیل میکنند. و زندگی آنها سرشار از امید میشود. جهان گفتمان این داستان و داستانهای دیگر به ظاهر با ناامیدی یا مرگ تمام میشود. اما در واقع به سنتها خدشه وارد میکند. همین که کودک مردهای باعث تداوم نسل شود، بهگونهای طنز آمیز سنت تدوام نسل را مورد تردید قرار میدهد. خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
در داستان «شب سهراب کشان» هم سهراب و هم رستم بر پردهٔ نقالی در آتش میسوزند. آن هم با تغییر داستان اساطیری به داستان امروزی که جدال به جای رستم و سهراب، میان سید و مرتضی رخ میدهد. انتخاب مرتضی بهعنوان فردی لال، بهگونهای شخصیت سهراب را که گویی لال بوده و خود را به پدر معرفی نکرده است، بازنگری میکند. و به این ترتیب سنت پسرکشی و پدرکشی به صورتی طنزآمیز با جدال میان سید و مرتضی بازسازی و به سخره گرفته میشود. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «استخری پر از کابوس»، قاتلبودن مرتضی به مثابه پیش انگاشتی که قاتل مجرم و محکوم است، در باور ستوان و مخاطب مبنی بر مظلوم بودن قاتل در شرایطی خاص تغییر ایجاد میکند. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «روز اسبریزی» دویدن اسب بستهشده به گاری، بهواسطهٔ جابهجایی ضمیرها در متن، این باور را ایجاد میکند، که انسان مانند اسب برای گذران زندگی و رسیدن به اهدافش میدود و از او بیگاری کشیده میشود. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «تاریکی در پوتین» باورنکردن مرگ طاهر از سوی پدر و ادغام مفهوم مرگ با یافتن پوتین در رودخانه، به بازنگری مقوله مرگ و زندگی میانجامد. چرا که طاهر در همهٔ داستانها حضور دارد. در برخی زندگی میکند و در برخی میمیرد. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «چشمهای دکمهای من»، عروسکی با چشمهای دکمهای به مادر فاطی تبدیل میشود و پیش انگاشت مرگ به باور بیمرگی تغییر میکند، چرا که عروسک در پیشانگاشت مخاطب حیات ندارد و مادر فاطی هم مرده است. اما عروسک احساس دارد و حرف میزند، پس مادر فاطی هم نمرده است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «مرا بفرستید به تونل» نقش تونل به محلی برای شناخت خود، و بازیابی خاطرات تبدیل میشود. به همین دلیل دکتر مرادی در تونل خاطرات میمیرد تا ذهن خود را بشناسد. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «خاطرات پارهپاره دیروز» زندگی آدمها به آلبومعکس تبدیل میشود و این پیشانگاشت را نشان میدهد که زندگی امروز به خاطرهای برای فردا تبدیل میشود. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «سهشنبهٔ خیس» نعش چتر به نعش طاهر تبدیل میشود و مثل فضای گفتمانی دیگر داستانها جای انسان و اشیا عوض میشود. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
در داستان «گیاهی در قرنطینه» طاهر به گیاه تبدیل میشود و سپس او را قرنطینه میکنند. این رویداد با استفاده از پیشانگاشت مفهوم گیاه ساخته میشود و باور رواج بیماری در داستان شکل میگیرد تا طاهر مانند گیاه به قرنطینه فرستاده و در خود زندانی شود. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
محل نوشته شدن در کتاب (در صورت مهم بودن این امر)
داستان انتشار کتاب (اوّلین بار در کجا و چگونه بوده است؟!)
سبک کتاب، جهانهای داستانی نو
از مهمترین ویژگیهای سبکی نجدی، استفاده از امکانات جهانهای زیرشمول عبارات اشاری است. او با عقب و جلوکردن زمان و مکان و گاهی ضمایر، به ایجاد جهانهای داستانی نو دست میزند. برای مثال در داستان «سپرده به زمین» در بخشی از داستان که ملیحه خطاب به طاهر میگوید به بیرون از خانه سرکی بکشد، کلمهٔ «بیرون» حواس طاهر را به خاطرهای در گذشته میبرد. اما این خاطره از زبان راوی به صورت سوم شخص بیان میشود. در آخر بند، ملیحه و طاهر و راوی هر سه فقط با جملهٔ «با تو هستم طاهر ببین چه خبره» از فضای آن خاطره (عقبرفت) بیرون میآیند. این خاطره که یک جهان زیرشمول است، به ساخت بخشی از داستان میپردازد که شخصیتگستر و صحنهگستر است. در واقع تغییر ضمیر اشاری و مکان روایی و همچنین زمان روایی با تغییر یک جهان به جهان دیگر رخ میدهد و روایت داستانی شکل میگیرد. [۷]
در داستان «گیاهی در قرنطینه» طاهر برای خدمت سربازی مجبور میشود به دکتر برود. دکتر با دیدن قفلی درون گوشت کتفش متعجب میشود. در این میان داستانی که طاهر روایت میکند، جهانی ایجاد میشود که جهان دیگری را در خود درونهگیری میکند؛ آن جهان قفلی است که به گوشت طاهر وصل است و جهان درونهگیری شده عقبرفتی است که علت حضور این قفل را نشان میدهد. در پایان بعد از جراحی قفل، طاهر به همان وضعیتی برمیگردد که قبل از نصب قفل داشت و به قرنطینه میرود. از این گونه نمونهها در داستانها بسیار یافت میشود و در واقع شگردی برای کشش بیشتر مخاطب برای خواندن متن و نزدیککردن او به داستان است. [۸]
پیشینهٔ کتاب
ویژگیهای مهم کتاب
نجدی در آثار خود با ایجاد عناصر مشترک در همهٔ داستانها جهان گفتمانی منسجمی را ایجاد میکند و بدین سان داستانهای مجزا را بهصورتی نامرئی بههم مرتبط میکند. این ویژگی، او را از دیگر نویسندگان متمایز میکند. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
جهانهای متن در نوشتار شاعری شگردمند
با توجه به مطالعهٔ آثار نجدی، هر جهان میتواند جهانهای دیگری را در خود درونهگیری کند و به شکلگیری فضای داستانی با شگردهای مختلف روایی بیانجامد. جهانهای زیرشمول به ساخت روایت داستانی با استفاده از فعالسازی «داستانهای زیرساختی» میانجامد که مشخصهٔ اصلی آثار نجدی است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
جهانِ جانبخشی به طبیعت
در جهان بیژن نجدی اشیاء ساکن و فراموششده جان میگیرند. چتر، روزنامه، توپ، پوتین و... تا نه تنها مفاهیم نهفته در تاروپودشان که خود نیز بهعنوان شخصیتهای داستانی یا مؤلفههایی تأویلپذیر شناخته شوند. در داستان فرار مرتضی از دست ژاندارمها چنان با طبیعت پیرامونش عجین میشود که بازشناسایی طرح داستان از زبان آن ممکن نیست. تورقی از داستان:«مرتضی کف پاهایش را روی آسمان گذاشت. دوباره خورشید را لگد کرد و تا پیرهن خودش را به آب زد.» «چون دستهای مرتضی بین برگها بود و پاهایش لای ریشهٔ درختان از زمین فرو رفته گونههای صورتش برگ شده بود.» [۹]
عناصر و نشانگان در متن
عناصر جهانساز هر گفتمان، مرزهای مکانی جهان متن را مشخص، و وقوع گفتمان را در مکانی خیالی یا واقعی امکانپذیر میکند. مکاننماهایی مانند اینجا و آنجا و همچنین قیدهای مکانی، همه به ساخت مکان گفتمانی داستان کمک میکند. در داستان «سپرده به زمین»، داستان از فضای حمام آغاز، و با فضای بالکن تمام میشود. معمولاً بند آغازین هر داستان موضوع آن را میسازد و در این بند جهانسازهای اصلی داستان شکل میگیرد: شخصیت داستانی طاهر در مکانی بهنام حمام در زمان گذشته شیئی بهنام اندام خود را بازمیشناسد و آن را پیر مییابد. براساس دانش مکانی مخاطب، همان گونه که در متن نیز توصیف میشود، طاهر در حمام تن خود را کشف میکند و در نتیجه متوجه از دسترفتن زمان میشود. در اینجا نشانهٔ مکانی به نشانهٔ زمانی منجر میشود. البته میان تجربه درک مکانی و زمانی انسان از محیط پیرامون پیوندی وجود دارد که به ساخت بافت منجر میشود. در بند اول داستان پس از به کار رفتن افعال کنشی بسیار، بند با یک فعل ربطی «شد» به پایان میرسد. و سردی و پیری را به طاهر نسبت میدهد. اما داستان در بالکن تمام میشود. بالکن خلاف حمام که محیطی بسته و بخارآلود است، محیطی باز و خارج از فضای خانه ولی متصل به آن است. در نتیجه میتوان شاخصهای مکانی داستان را همسو با شکلگیری روایت قرار داد، چنان که در ابتدای داستان، طاهر سعی در کشف خود دارد و در پایان، پس از کاشتن کودک مرده به مثابه درختی در خاک برای تداوم نسلش؛ به قطار به مثابه آیندهای دور نگاه میکند. در حالی که در بالکن خانهاش ایستاده است. به این ترتیب ساخت روایی داستان بر حول نشانههای مکانی و زمانی و شخصیتها و همچنین اشیائی که فضای داستان را میسازند، شکل میگیرد. [۱۰]
جهانهای زیرشمول نگرشی، اساس داستانهای نجدی
مهمترین ویژگی سبکی نجدی، بیان جهانهای زیرشمول باوری، هدفی یا آرزو بهواسطه کاربرد کلمههایی است که ویژگیهای خود را بر حوزه مقصد نگاشت میکنند. برای مثال:
«گفت: من دیدمش باد کردهبود. سیاه شدهبود. یه بچه بود مادر. کوچولو بود. طاهر بازوی ملیحه را گرفت. پل و آن مرد و رودخانه دور زدند و از چشمهای ملیحه رفتند.»
در این بخش راوی برای نشان دادن حالت روحی ملیحه بعد از شنیدن خبری دربارهٔ جسدی که متعلق به کودک کوچک بودهاست، کلمههایی مانند پل و مرد و رودخانه را که در یک حوزهٔ مفهومی مشترک قرار ندارند، بر یک محور مینشاند. این باعث شکلگیری یک سناریو میشود: مردی روی پلی بر رودخانه ایستاده بود و آن مرد مانند رودخانه که همیشه در حال رفتن است، از مرکز ثقل داستان که چشمهای ملیحه است، دور شد. رابطهٔ مرد و چشمهای ملیحه یک جهان زیرشمول را شکل میدهد و نشان دهندهٔ باور و احساس ملیحه نسبت به گفتهٔ آن مرد است. در واقع بدون اینکه در هیچ کجای داستان بهطور مستقیم به بچهدارنشدن ملیحه اشاره شود، با استفاده از همین شگرد احساسات و باور او نشان داده میشود.
استفاده از این جهان زیرشمول باعث شده است برخی منتقدان زبان نجدی را شاعرانه و غیرداستانی و درنتیجه مبهم بدانند. اما با بررسی داستان او در چهارچوب این نظریه این ابهام از میان میرود و خوانش متن به صورتی نظاممند امکانپذیر میشود.
«طاهر گفت: میخوای یه دقه بشینیم؟ کاش یکی از درختها پسر طاهر بود (ملیحه فکر میکرد.)»
در اینجا دوباره از همان شگرد استفاده شدهاست. به این ترتیب که درخت و پسر طاهر بودن در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، اما در این بافت باعث شکل دادن یک جهان زیرشمول نگرشی میشوند. گزارهٔ فکرکردن در پرانتز برای تأکید بر این شگرد آورده میشود که بخشی از جهان زیرشمول باور بهشمار میرود. و خود نشان دهندهٔ نگرش ملیحه است. و خواننده را از جهان متن داستان به جهان فکر ملیحه میبرد.
در نمونهای دیگر میتوان به داستان «مرا بفرستید به تونل» اشاره کرد:
«روزی که جنازهاش را برای گرفتن جواز دفن به پزشکی قانونی آن زیرزمین سفید بردند، در آسانسور با صدای گریه باز شد و چراغهای کامپیوتر غولآسایی هم که تمام دیوار زیرزمین را تا سقف پوشانده بود مثل چشمهایی بسیار گریسته، سرخ بود.»
در این بخش نگرش راوی در قالب نگاشت حوزه مفهومی گریه بر صدای در آسانسور و سرخی رنگ چشم به دلیل گریه بر رنگ چراغ نشان داده میشود. جهان زیرشمول متن نشان میدهد اتفاق بدی افتاده است. و این ناخوشایندی اتفاق در رنگ چراغ و صدای آسانسور انعکاس پیدا میکند. تا به شخصیتهای داستان برسد. و جهان زیرشمول باور راوی را شکل دهد. در نهایت میتوان گفت این نوع جهان زیرشمول شاخصه سبکی داستانهای نجدی است که به وفور از آن در داستانهایش استفاده میکند. [۱۱]
پیرنگ
نثر داستان
شکل مسلط روش بیان متن در داستانها زبانی خاص و غیرمعمول است که قراردادهای جدید، نشانههای جدید، و سپس معانی چندگانه را در راستای تکوین حوادث قصه به آنها میافزاید. اندیشه و نگرش متفاوت بیژن نجدی نسبت به جهان پیرامونش به رخدادی زبانی میانجامد که غریب است. جنسش احساس میشود اما با این همه روند شکلگیری قصه را متوقف نمیسازد. تنها خواننده را به تأمل بیشتر در معنی جملههایی که گاه به شعر پهلو میزنند، وامیدارد. [۱۲]
زبان داستان یا زبان شعر، زبان بهعنوان مسئله
در واقع در حوزه داستان، زبان بیشتر بر محور همنشینی متکی است و در حوزهٔ شعر بیشتر براساس محور جانشینی. نسبت بهکارگیری و استفاده از این دو محور، زبان را به زبان شعر و یا زبان داستان نزدیک میکند. داستان چون شعر سروده نمیشود، اما در آثار نجدی تلفیق شعر و داستان رویکردی را پیش روی مخاطب میگذارد. نجدی در تصویرسازی زبان ویژهای را کشف کرد که بهسمت برقراری ارتباط بین محتوا و ساختار در جهت ارائهٔ تصاویر بکر میرود. زبان نجدی متفاوت است و صناعات بدیع ادبی و شناختهشدهٔ زبان فارسی را در خدمت داستان میگیرد. اگر از منظر زبانشناسی به زبانِ بهکار برده شده در داستانهای نجدی بنگریم در بعضی از داستانها با متن داستانیای روبرو هستیم که اگر موسیقی را در آن نادیده بگیریم، شعر است. آن چه در زبان نجدی بهحد وفور موج میزند وجود استعارههااست که در محورهای جانشینی زبان قرار میگیرند. انواع استعاره، تشبیه، تشخیص، فضاسازی، حسآمیزی و تصویر از مهمترین دستاوردهای این زبان خاص است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
نمونههایی از بهکارگیری آرایههای ادبی در «یوزپلنگانی که با من دویدهاند»:
تشبیه مطلقخطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
- گریه مثل کلید دهان ماهرخ را باز کرده بود. (داستان خاطرات پارهپاره دیروز)
- دهانش مثل ماهی تازهصیدشده باز و بسته میشد. (استخری پر از کابوس)
- مه غلیظ دهکده، طاهر را توی مشتش گرفته بود. (سهشنبهٔ خیس)
- یک دایرهٔ زرد پای فانوس در حیاط نشستهبود. (شب سهرابکشان)
- پاییز خودش را به آبیِ چتر میزد. (سهشنبهٔ خیس)
استعاره مجمل (حذف وجهشبه)خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
- گلوی مرتضی مثل کاغذ سمباده شده بود. (استخری پر از کابوس)
- آسیه به دیواری پر از باران تکیه داده بود. (روزاسبریزی)
- پشت پنجرهها پردهای از گرمای بخاری آویزان بود. (سهشنبهٔ خیس)
- تاریکی شب روی تاریکیهای چاه ریخته میشد. (شب سهرابکشان)
تشبیه بلیغ (حذف مشبهبه و ادات تشبیه) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
- خانم روی دستهای ملیحه ریخته میشد. (سهشنبهٔ خیس)
- با انگشتش آب را سوراخ میکرد. (تاریکی در پوتین)
تشخیص خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
- زمستان سفیدی آن طرف پنجره سرمای سفیدش را از راه میبرد. (سپرده به زمین)
- مادر مرتضی صدای اذانی را که از مسجد میآمد به مرتضی نشان داد. (شب سهرابکشان)
- از چشمهایش صدای شکستن قندیلهای یخ به گوش میرسید. (روز اسبریزی)
- صدای تمام شدن روز را میشنیدم. (روز اسبریزی)
شخصیتپردازی
جهان گفتمان این کتاب براساس احساسات و باورهای شخصیتهای داستان شکل میگیرد. «طاهر» در همهٔ داستانها حضور دارد؛ در برخی زندگی میکند و در برخی میمیرد. «ملیحه»، شخصیتی که به آینده امید دارد و میخواهد دنیای خود را تغییر دهد. خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
الهام از شخصیتها
شخصیتهای اصلی
در این مجموعه داستان شخصیتهایی چون «ملیحه» و «طاهر»، که جز اصلیترین شخصیتهای این جهان گفتمان هستند، باعث میشوند جهانی کلان بهوجود آید. این شخصیتها جهان گفتمانی این اثر را از زاویه دیدهای متفاوت و در تکههای جهانی متفاوت شکل میدهند و داستانها را بههم مرتبط میکنند. گویی هر داستان به بخشی از زندگی طاهر و ملیحه و یا به بخشی از جهانِ این دو شخصیت مربوط است. که گاهی هر دوی این شخصیتها در این جهان کلان حاضراند. گاه فقط یکی از آن دو حضور دارد و گاهی هر دو غایب هستند. به نظر میرسد داستانهایی که با غیاب این عناصر جهانساز شکل میگیرند، بخشی از جهان را نمایش میدهند که در نزدیکی «طاهر» و «ملیحه» ولی بدون آنها روایت میشود. و همان یوزپلنگانی هستند که همراه «طاهر» و «ملیحه» در داستانها حضور دارند. خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
شخصیتهای فرعی
گزارشی از فروش کتاب
گزارشی از ترجمه به زبانهای دیگر
اتفاقات سیاسی یا اجتماعی مرتبط با کتاب و جریانسازیهای کتاب
نشستهای خبرساز دربارهٔ کتاب
اظهارنظرها
حسن میرعابدینی
| « | نجدی در داستانهای «یوزپلنگانی که با من دویدهاند» نشان میدهد که شعر معاصر را خوب میشناسد و از امکانات آن برای غنای داستانهایش بهره میجوید. بسیاری از نویسندگانی که میکوشند شاعرانه بنویسند، چون به جوهری لیریک دست نمییابند، کارشان تا حد قطعههای ادبی فروکاسته میشود. اما زبان داستانهای نجدی مشحون از شعر است بی آنکه «ادبی» شود و توان وصف رواییاش را از دست بدهد. زیرا وهمبینی سهم عمدهای در ساخت فضای آثارش دارد. با وهم چنان پرتوی بر عادیترین امور و اشیا میاندازد که انگار برای نخستینبار است که آنها را میبینیم. در واقع، تازگی نگاه است که شعر میآفریند و از مضمونهای بارها مطرحشده آشناییزدایی میکند. [۱۳] | » |
حسین پاینده
| « | داستان مدرن غنایی با تمرکز بر عنصر شخصیت و بازآفرینی فضای شخصیتی خاص، زمینهٔ مناسبی پیدا میکند تا خواننده به پیچیدگیها و جنبههای ناپیدای وضعیتی که چه بسا هرگز خودش تجربه نکرده باشد، بیندیشد. داستان سهشنبهٔ خیس با سه نوع صور خیال آغاز میشود؛ شنیداری (صدای برخورد باران با چتر و ناودان و آسفالت)، دیداری (بخارگرفتگی شیشه پنجرهها)و بویایی (آکندهبودن هوا از بوی هیزم و نفت سوخته)[۱۴] | » |
کیهان خانجانی
| « | از ده داستان منتشرشده در این مجموعه، هشت داستان با زاویهدید سومشخص نوشته شده است، یک داستان «روز اسبریزی» با دو زاویهدید سومشخص و اولشخص، و یک داستان «چشمهای دکمهای من» با زاویهدید اولشخص. جالب این که بهلحاظ کیفیت، هر دوی این داستانها در سطح کیفی پایینتری نسبت به باقی قرار میگیرند. نجدی با آرایههایی ادبی که ابزار کار شاعران است (صنعت تشخیص و...) کار دارد اما نحوزبان را در هم نمیریزد. اصلِ چینش کلمات در سطح افقی زبان او، بر اساس زبان معیار است. جابهجانویسی نمیکند، مثلاً جای فعل را به میان جمله نمی آورد. شخصیتهای نجدی اغلب معضل فقدان دارند؛ فقدان فرزند (سپرده به زمین)، فقدان پدر (سهشنبهٔ خیس)، فقدان آزادی (روز اسبریزی)، فقدان طبیعت و زیبایی (استخری پر از کابوس)، فقدان قهرمان (شب سهرابکشان)، فقدان آگاهی (گیاهی در قرنطینه). شخصیتهای نجدی تودههای مردماند و هم دیالوگهایشان دیکلماسیون طبیعی تودههای مردم است. [۱۵] | » |
علیرضا صدیقی
| « | در بررسی آثار نجدی، ابهامی که حاصل برقرارنشدن رابطهٔ طبیعی میان دال و مدلول است بهدلایل مختلف در داستانهای نجدی ایجاد میشود و ارتباط میان فرستنده و گیرنده را با اشکال روبرو میکند. نامگذاریها به گرهگشایی داستانی کمکی نمیکند. تغییر زاویهدید، بدون قرینه صورت میگیرد. درآمیختن زاویهدید اول و سوم باعث درآمیختن زمانهای روایت میشود. راوی از شخصیتهای خود آگاهی دقیق ندارد، به همین دلیل از کانونیسازی بیرونی استفاده میکند. کاربرد زبان شاعرانه، در داستانهای نجدی باعث افزایش ابهام و دشواری درک داستان میشود. [۱۶] | » |
نظرات داوری در مراسمهای گوناگون
اظهارنظر دیگر شخصیتها
نظر خود نویسنده دربارهٔ کتاب
بیژن نجدی در تنها گفتوگویش با فرنگیس حبیبی از بخش فارسی رادیوفرانسه «یوزپلنگ» را استعارهای از نسل، نهاد، آرمان و کسانی میداند که همانند نوع یوزپلنگ، در آستانهٔ انقراض و موردهجوم هستند؛ باورها، هستیها و کسانی که به گذشتههای نزدیک یا دورتر ما تعلق دارند و شاید دیگربار در تاریخ تکرار نشوند. [۱۷]
تأثیرپذیرفته از
تأثیرگذاشته بر
اقتباسهای هنری از کتاب
پس از مرگ بیژن نجدی داستانهای «تاریکی در پوتین»، «سپرده در زمین»، «گیاهی در قرنطینه» و «استخری پر از کابوس» اساس سناریوی فیلمهای کوتاه قرار گرفت. فیلم «سپرده به زمین» را معصومه صالحبیگی ساخته است و در این باره گفته است: «داستانهای بیژن نجدی تاثیرگذار است و چون هر کسی آنها را بخواند، گرایش خاصی به آنها پیدا میکند، بیشترشان به فیلم تبدیل شدهاند. من هم با توجه به درونیات خودم این داستان را انتخاب کردم. [۱۸]
فهرست امکان نامگذاریشده از روی نام کتاب
جملههای ماندگار کتاب
جوایز کتاب
مشخصات کتابشناختی
تعداد صفحات، دفعات چاپ، جمع کل تیراژ و ناشرانی که اثر را چاپ کردهاند
این کتاب توسط «نشر مرکز» و با طراحی جلد ثابت در تمام دفعات چاپ، توسط ابراهیم حقیقی، در ۴۰ نوبت بهچاپ میرسد. که مجموع تیراژ آن طبق آمار خانهٔ کتاب به ۵۴٬۵۰۰ جلد رسیده است. البته با درنظر گرفتن این نکته که در چاپ ۲۷ آماری از تعداد تیراژ کتاب وجود ندارد. و برای چاپ های ۱۷ و ۲۶ هم اطلاعاتی در خانه کتاب ثبت نشده است. با احتساب وضعیت این سه نوبت چاپ و آمار نامشخص آنها، این عدد در مجموع چاپهای دیگر صحیح است. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
طرح روی جلد، قرابت با استعارهٔ یوزپلنگ
نوع قلمی که برای نام کتاب در طرح روی جلد انتخاب شده، بهحالتی است که گویا نوشتهها بههمراه تصویر یوزپلنگ در حال دویدن هستند. با ورود رنگ زرد یوزپلنگ به درون کلمهها، تصویر روی جلد و نام کتاب با هم قرابت پیدا میکنند. و اگر ارجاع بیرونی نام کتاب را به کسانی که دوشادوش نجدی زندگی کردهاند، آنگونه که برخی منتقدان و حتی خود نویسنده در مصاحبهای به آن اشاره کرده است، بپذیریم پیرامتن کتاب را جز متن به شمار نیاوردهایم. اما از آن جایی که تمام عناصر عینی و کلنگر ادبیات میتوانند جز متن بهشمار آیند، غیردلالتمند بهنظر میرسد یوزپلنگان را خارج از بافت کتاب و با توجه به برداشتهای شخصی تعبیر کنیم؛ آن گونه که خود نویسنده نیز یوزپلنگ را استعارهای از نسل، نهاد، آرمان و کسانی دانسته است که همانند نوع یوزپلنگ در آستانهٔ انقراض و هجومپذیر هستند. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نامهای نامعتبر، مثلاً بیش از اندازه
منبعشناسی (پایاننامه و مقاله نوشته شده دربارهٔ کتاب)
نوا، نما و نگاه
بیستوپنج سال پس از انتشار «یوزپلنگانی که با من دویدهاند» کتاب صوتی این اثر با صدای پیام دهکردی و بههمت موسسهٔ «نوین کتاب گویا» تولید شد . پیام دهکردی در این زمینه گفت: «من کتاب را سالها پیش خوانده بودم. اثر عجیب و غریبی است. چند وقت پیش هم به یکی از دانشجویانم گفتم کتابهایی هست که باید قبل از مردن آن را خواند و یکی از آنها همین اثر است.» [۱۹]
تصویر از صفحات کتاب
صدای نویسنده
تصویرهای ساختهشده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)
طرحی از یکی از صحنههای کتاب
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ مؤلفههای پستمدرن در یوزپلنگانی که با من دویدهاند. ٧۵تا٨٩.
- ↑ «جایزه گردون».
- ↑ بیژن نجدی، یوزپلنگانی که با من دویدهاند، ۵.
- ↑ بیژن نجدی، یوزپلنگانی که با من دویدهاند، ۴.
- ↑ «جلسه نقد».
- ↑ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻦ ﺑﺮاﺳﺎس روﯾﮑﺮد ﺑﻮﻃﯿﻘﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ. ١٢٣.
- ↑ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻦ ﺑﺮاﺳﺎس روﯾﮑﺮد ﺑﻮﻃﯿﻘﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ. ١٣٣.
- ↑ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻦ ﺑﺮاﺳﺎس روﯾﮑﺮد ﺑﻮﻃﯿﻘﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ. ١٣۴.
- ↑ امیری. نویسندهای با یک دنیا غرابت. ۲۳.
- ↑ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻦ ﺑﺮاﺳﺎس روﯾﮑﺮد ﺑﻮﻃﯿﻘﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ. ١٢٧.
- ↑ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻦ ﺑﺮاﺳﺎس روﯾﮑﺮد ﺑﻮﻃﯿﻘﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ. ١٣۶.
- ↑ امیری. نویسندهای با یک دنیا غرابت. ۲٢.
- ↑ «حسن میرعابدینی».
- ↑ «حسین پاینده».
- ↑ «کیهان خانجانی».
- ↑ ﺑﺮرﺳﯽ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻦ ﺑﺮاﺳﺎس روﯾﮑﺮد ﺑﻮﻃﯿﻘﺎی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ. ٩اا.
- ↑ «نظر نوب».
- ↑ «اقتباس هنری از کتاب».
- ↑ «کتاب صوتی».
منابع
امیری، ناتاشا. نویسندهای با یک دنیا غرابت. ماهنامهٔ ادبی پروین. ۲۳تا٢٢.
