بحث کاربر:چیروکا
براساس گفتههای خانم روحانگیز کراچی زندگینامهنویسی یک تخصص است که با خواندن و دیدن شکل میگیرد؛ در نوشتن مدخل از زبان ادبی پرهیز کنیم. زندگینامه باید مفید و مختصر باشد و مطالب جزئی و کماهمیت در آن نوشته نشود. برای نوشتن زندگینامهٔ پدیدآور باید به نکات زیر توجه کرد.
- رعایت ترتیب زمانی
- نوشتن تاریخ تولد و مرگِ شخص و حرفه در سطر نخست
- نگارش مکان زندگی و تحصیلات در سطرهای بعد
- ذکرکردن نوع ادبیاتی (شعر یا داستان یا...) که شخص مینوشته است.
- نوشتن جوایزی که دریافت کرده است.
- نقد آثار شخص
احسان رضایی گفت:
یک مدخل باید جامع و مانع باشد؛ مانع باشد یعنی با انواع دیگر خود قابلمقایسه باشد، بهعنوان مثال اگر رمان است با رمانهای دیگر قابلمقایسه باشد، اگر مجموعهشعر است با مجموعهشعرهای دیگر مقایسه شود.
برای زونِ «از میان یادها» داستانها و خاطرههایی انتخاب شود که خوب باشند و وجوهی از زندگی شخص را نشان دهند که برای مخاطب مفید باشد.
غلامرضا طریقی به این نکته اشاره کرد که اهتجاج غلط نکنیم و ننویسیم؛ مثلاً وقتی جایی نوشته در مدرسهٔ فردوسی درس خوانده، ما ننویسیم او در محلهٔ فردوسی به دنیا آمده است.
از عباراتی مثل «تابدانجا که» و «بهراستی» استفاده نکنیم. بهکاربردن فعل «میپندارد» نیز درست نیست، چون «پنداشتن» نشانهٔ تشکیک است.
جواد محقق در گفتههای خود به ویژگیهای نویسندهٔ مدخل اشاره کرد و گفت:
یک نویسندهٔ خوب باید صداقت داشته باشد، از منابع دستهاول استفاده کند، حب و بغض نداشته باشد و از ذکرکردن مشهورات پرهیز کند، چونکه تشخیص درستی یا نادرستی آنها کار سختی است. نویسنده زمانیکه خاطرهای را از زبان چندین نفر به یک صورت دید، میتواند آن را استفاده کند.
یک مدخل خوب باید یکدست باشد، زبان انشاوار نداشته باشد، پرشهای تاریخی نداشته باشد و نکات لازم در آن ذکر شود.
مرتضی سرهنگی گفت:
یک نوشته باید ورود خوب و پایان خوب داشته باشد، در سطر نخستِ لید نیز تعریف و نقلقول از دیگران را نیاوریم.
نظر شخصی بنده نیز این است که زونِ «از میان یادها» را به پایان مدخل انتقال دهیم. یعنی ترتیب بهاینصورت باشد:
آغازنامه، لید نخست، زندگی و یادها، آثار و منبعشناسی، از میان یادها، نوا؛ نما و نگاه و... . و بهنظر بنده جلسهٔ نخستین اتفاق ویکیادبیات از اینجهت مفید بود که سبب آشنایی و ارتباطگرفتن ما مدخلنویسان با بزرگان شد.