جلال‌الدین همایی

از ویکی‌ادبیات
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۲ توسط پرواز (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جلال‌الدین همایی
نام اصلی جلال‌الدین همایی
زمینهٔ کاری تدریس، شعر، پژوهش
زادروز ۱۳دی ۱۲۷۸شمسی
اصفهان
پدر و مادر میرزاابوالقاسم‌محمدنصیر همائی متخلص به طرب[۱]، آغابی‌بی‌خانم[۲]
مرگ ۱۳۵۹شمسی
پیشه مدرس، شاعر، پژوهشگر،‌ فیلسوف
کتاب‌ها تاریخ ادبیات ایران، فنون بلاغت و صناعات ادبی، مولوی چه می‌گوید، غزالی‌نامه و...
نوشتارها طبله عطار
دیوان سروده‌ها دیوان سنا
تخلص سنا
همسر(ها) صدری ثقفی[۳]
فرزندان مهردخت، ماهدخت، مینودخت[۳]


جلال‌الدین همایی زندگی خود را با پرورش دادن استعدادها گذراند. نه نسل از شاگردان او استاد شده‌اند. مردی ادیب،‌ که پژوهشگر بود و فقیه،‌ فیلسوف بود و مورخ و منجم بود و مجتهد! حافظ کلام خدا بود. فرزانگی،‌دانشمندی و تواضع به خوبی در شخصیت او نمایان می‌شد.

* * * * *

از نگاه اهالی ادبیات، همایی فردی بود که در زمینه‌های مختلف علمی اهل نظر بود. مطالعات و تحقیقات وسیعی که در زمینه فقه و اصول، کلام و فلسفه، هیأت و ریاضیات، طب قدیم، عرفان و تاریخ، ادب فارسی، عربی و... داشت از او یک چهرهٔ کم‌مانند ساخته بود. وی علاوه بر جنبه علمی، دارای فضایل اخلاقی و عرفانیِ بسیاری بود که به او سیمایی معنوی و ملکوتی بخشیده بود.[۴] دانشمندان، فرهیختگان و افراد دیگری که به تحقیق و پژوهش در آثار همایی پرداخته‌اند از وسعت دانش او شگفت‌زده شده‌اند. دریای وسیعی از علوم، فلسفه و ادب بود.[۵]او در ادب‌ فارسی، عربی، تاریخ، ریاضی، هیئت قدیم، فرهنگ‌ اسلامی و فلسفه و عرفان استادی کم‌نظیر بود. مثلا هنگامی که در رابطه با ادبیات سخن می‌گفت، گویی تمام عمر خویش را صرف آموختن و خواندن ادبیات کرده است اما زمانی که از علوم دیگر سخن به میان می‌آورد نیز همان‌گونه بود و این پهنایِ علم و دانش شگفت‌انگیز بود![۶]

داستانک

داستانک‌های انتشار

داستانک عشق

جلال در سال ۱۳۱۲ با صدری دختر حاج حسین ثقفی که از محترمین اصفهان بوده و در حکمت و طب نیز فعالیت می کرده ازدواج کرد و حاصل این عشق و ازدواج، سه دختر بوده‌است.[۳]

داستانک استاد

جلال‌الدین پس از اتمام مکتب ملاباجی، شاگردی در مکتب میرزا عبدالغفار را آغاز کرد. عبدالغفار از همان روزهای اول دریافت که همایی چه هوش و استعداد شگفت‌انگیزی دارد! او در یکی از خاطرات خود نوشته است: «استاد مرا تحسین کرد و عیال خود را صدا زد و از او درخواست اسفند بیاورد. اسفند آوردند و آتش کردند. برای پدرم پیغام فرستاد که قدر این کودک را بدانید.»[۷]


داستانک شاگرد

آقای محترم(نقل از دکتر ذبیح‌الله صفا، یکی از شاگردان همایی)

در آن زمان، در مدرسه دارالفنون شاگرد استاد جلال‌الدین بودم، بعضی روزهای تعطیل به رسم مودت و یگانه‌ی که در آن روزگار میان استادان و شاگردان جاری بود، به دیدن استاد و کسب فیض از محضر ایشان می‌رفتم و استاد با چهرهٔ گشوده و با محبت مرا می‌پذیرفت. در آن هنگام محصلی بودم که از شهرستان به تهران آمده و با رادر خود ابراهیم صفا در محلی نزدیک بازار زندگی می‌کردم و زندگی ساده و محصلانه‌ای داشتم. روزی صاحب‌خانه آمد و با قیافه‌ای شگفت‌زده گفت که یک «آقای موقر و محترم» می‌خواهد به دیدن من بیاید. این «آقای موقر و محترم» استاد همایی بود که برای تشویق شاگرد خود به بازدید او آمده بود و همچنین «آقای موقر و محترم» بعد از آن روز بارها برای تشویق و تحسین شاگرد خود کوشش‌های فراموش‌نشدنی کرد و آن هم محبت‌ها هیچ‌گاه از یاد شاگرد او و قطعاهمهٔ شاگردان او، پاک نخواهد شد.[۸]

داستانک مردم

داستانک مردم

بین ده تا بیست مطلب برگرفته از مجلات دوره خود

داستانک‌های دشمنی

داستانک‌های دوستی

داستانک‌ قهرها

داستانک آشتی‌ها

داستانک نگرفتن جوایز

داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده

داستانک مذهب و ارتباط با خدا

از دوران جوانی شب زنده‌داری‌ها داشت و عاشق نماز شب! چند ماه از سال را روزه می‌گرفت و به راز و نیاز با معبود می‌پرداخت. در انجام فرایض دینی وسواس داشت. همچنین توجه بسیاری به مستحبات داشت و تمام آن‌ها را انجام می‌داد. علاقه‌ی او به ارتباط با خدا در روزگار پیری هم ادامه داشت و کهولت نیز نتوانست مانع آن شود و نماز و روزه را ترک نکرد. وی علاوه بر حساسیتی که نسبت به انجام تکالیف شرعی خود داشت، از انجام تکالیف دینی فرزندانش نیز غافل نمی‌شد و حواسش بود که آنان نیز دچار غفلت نشوند.[۹]

داستانک عصبانیت، ترک مجالس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، (استعفا و مشابه آن)

داستانک نحوه مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن

داستانک دارایی

بخشندگی جلال‌الدین زبان‌زد بود. در کرم و بخشش به فقیران شوقی عجیب داشت. اکثراوقات که به منزل بازمی‌گشت جیب‌هایش از درم و دینار خالی بود. او هیچ‌گاه در پیِ اندوختن مال نبود!

خودش می‌گفته:«هروقت در کاری تصور کنم که نفع کسی در پیش است از آن کار دوری می‌جویم تا راه برای آن‌کس هموار گردد.»[۱۰]

داستانک زندگی شخصی

داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین(اشک‌ها و لبخندها)

داستانک شکایت‌هایی که از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده

داستانک مشهور ممیزی

داستانک مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون

عکس سنگ قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزئیات آن

زندگی و تراث

کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری

شخصیت و اندیشه

زمینه فعالیت

یادمان‌ها و بزرگداشت‌ها

از نگاه دیگران(چند دیدگاه مثبت و منفی)

دیدگاه باستانی پاریزی

دیدگاهسید جلال آشتیانی

دیدگاه ماهدخت‌بانو (دختر همایی)

نظر عبدالله نصری

دیدگاه دکتر ناصرالدین شاه‌حسینی

نظرات فرد درمورد خود و آثارش

تفسیر خود از آثارش

موضع‌گیری‌های او درباره دیگران

همراهی‌های سیاسی

مخالفت‌های سیاسی

نامه های سرگشاده

نامه‌های دسته جمعی

بیانیه‌ها

جمله موردعلاقه در کتاب‌هایش

نحوه پوشش

پوشش او همیشه بسیار ساده و خاکی بود. پیراهن یقه بستهٔ دکمه دار می‌پوشید. در تابستان گیوه و در زمستان تک‌پوش به پا می‌کرد. عصای پرگره‌ای داشت که به دست می‌گرفت و برای رفع خسته‌گی بیشتر اوقات آن را روی دست خود می‌انداخت.[۱۶]

تکیه کلام‌ها

خلقیات

منزلی که در آن زندگی می‌کرد

گزارش جامعی از سفرها

برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

بنیان‌گذاری‌ها

تاثیرپذیری‌ها

استادان و شاگردان

همایی، قسمتی از شرح لمعه را نزد مرحوم آشیخ علی یزدی آموخت. ادبیات عرب را نزد مرحوم حاج سیدمحمدکاظم کروندی اصفهانی و شرایع محقق و مکاسب شیخ مرتضی انصاری را نزد آخوند ملاعبدالکریم گزی آموخت. از استادان دیگر او، آمیرزااحمد اصفهانی و حاج میرمحمدصادق خاتون‌آبادی را می‌توان نام برد. در فلسفه نزد آشیخ اسدالله حکیم قمیشه‌ای شاگردی کرده. در معقول حاج ملاعبدالجواد آدینه‌ای و در فنون هیئت و ریاضی جدید، فن اسطرلاب و استخراج تقویم میرزا سیدعلی جناب از استادان او بوده‌اند.[۱۷]

علت شهرت

فیلم ساخته شده براساس

حضور در فیلم‌های مستند درباره خود

اتفاقات بعد از انتشار آثار

نام جاهایی که به اسم این فرد است

کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند

مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند

ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره

برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد

آثار و منبع‌شناسی

فهرست آثار

سبک و لحن و ویژگی آثار

جوایز و افتخارات

منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)

بررسی چند اثر

ناشرینی که با او کار کرده‌اند

تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها

نوا، نما، نگاه

خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)

پانویس

  1. کارنامهٔ‌همایی. ص. ۳۲.
  2. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۲۸.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ کارنامهٔ‌همایی. ص. ۳۴.
  4. کارنامهٔ‌همایی. ص. ۹.
  5. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۱۳.
  6. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۱۴.
  7. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۲۸.
  8. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۲۲.
  9. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۳۶.
  10. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۱۸.
  11. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۱۴.
  12. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۱۵.
  13. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۳۱.
  14. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۳۰.
  15. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۱۸.
  16. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۱۸.
  17. در مدرسه جلال‌الدین همایی. ص. ۳۷و۳۸.

منابع

  • حکیمی، محمود (۱۳۸۷). در مدرسه جلال‌الدین همایی. تهران: قلم. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۱۶-۱۹۷-۲. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک); پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  • ٰنصری، عبدالله (۱۳۶۷). کارنامهٔ‌همایی. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک); پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)