شاهنامه و فرهنگ ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
در ادامه این مطلب آمده است: طبق شاهنامه ببربیان از پوست پلنگ درست شده بود و از همین رو پلنگینه نیز خوانده شده است.<ref name=''ببربیان''>{{پک|جلال خالقی مطلق|۱۳۹۶|ک= شاهنامه و فرهنگ ایران|ص=۶۵}}</ref> | در ادامه این مطلب آمده است: طبق شاهنامه ببربیان از پوست پلنگ درست شده بود و از همین رو پلنگینه نیز خوانده شده است.<ref name=''ببربیان''>{{پک|جلال خالقی مطلق|۱۳۹۶|ک= شاهنامه و فرهنگ ایران|ص=۶۵}}</ref> | ||
'''«برمایه»''' نام گاوی است که فریدون را سه سال شیر داد و سرانجام به دست ضحاک کشته شد. این صورت نوشتاری برمایه تنها در شاهنامه یافت شده، در حالی که صورت درست آن یعنی برمایون، برای مثال در شعر فرالاوی و دقیقی ''لغت فرس'' و ''غررالسیر'' ثعالبی آمده است و حاکی از آن است که فردوسی به ضرورت وزن صورت برمایه را به جای برمایون خلق کرده است. مؤلف در خصوص این گاو آورده است: به گزارش شاهنامه فریدون به مدت سه سال از برمایه شیر خورد، اما از سوی دیگر آمده است که برمایه پس از فریدون زاده شد. احتمالاً اصل افسانه این بوده که فریدون و برمایه همزمان زاده شدند و فریدون از مادر برمایه شیر خورده بود.<ref name=''برمایه''>{{پک|جلال خالقی مطلق|۱۳۹۶|ک= شاهنامه و فرهنگ ایران|ص=۷۳}}</ref> | '''«برمایه»''' | ||
نام گاوی است که فریدون را سه سال شیر داد و سرانجام به دست ضحاک کشته شد. این صورت نوشتاری برمایه تنها در شاهنامه یافت شده، در حالی که صورت درست آن یعنی برمایون، برای مثال در شعر فرالاوی و دقیقی ''لغت فرس'' و ''غررالسیر'' ثعالبی آمده است و حاکی از آن است که فردوسی به ضرورت وزن صورت برمایه را به جای برمایون خلق کرده است. مؤلف در خصوص این گاو آورده است: به گزارش شاهنامه فریدون به مدت سه سال از برمایه شیر خورد، اما از سوی دیگر آمده است که برمایه پس از فریدون زاده شد. احتمالاً اصل افسانه این بوده که فریدون و برمایه همزمان زاده شدند و فریدون از مادر برمایه شیر خورده بود.<ref name=''برمایه''>{{پک|جلال خالقی مطلق|۱۳۹۶|ک= شاهنامه و فرهنگ ایران|ص=۷۳}}</ref> | |||
'''بهزاد''' | |||
نام اسبی سیاهرنگ که به ترتیب متعلق به سیاوش، کیخسرو و گستاسپ بود. بهزاد همچون رخش رستم، زبان و احساس آدمی را درک میکرد. وقتی سیاوش در حال مرگ بود در گوش بهزاد خواند که به جز پسرش کیخسرو، به هیچکس رکاب ندهد. پس از مرگ سیاوش بهزاد دور از مردمان، به گلهای از اسبان وحشی پیوست. کیخسرو به دنبال بهزاد رفت و بهزاد به محض دیدن کیخسرو او را شناخت. | |||
'''درفش کاویان''' | |||
نام پرچم ملی ایران در زمان اشکانیان و ساسانیان بود. در شاهنامه آمده است که وقتی کاوه آهنگر علیه ضحاک ستمگر شورش میکند، پیشبند چرمیآش را بر سر نیزهای چوبی میآویزد. در نتیجه این شورش، تاج و تخت پادشاهی به شهریاری از خاندان سلطنتی کهن، یعنی فریدون میرسد و او آن پیشبند را به دیبا و زر و نقش و نگار و گوهر آراسته و از آن ریشههای سرخ، زرد (یا آبی) و بنفش آویخته و آن را درفش کاویانی مینامد. از آن پس، هر پادشاهی که بر تخت مینشست گوهری به آن میافزود، تا آنجا که درفش در شبانگاه همچون خورشیدی تابان میدرخشید. | |||
از دیگر مدخلهای مندرج در بخش اول این مجموعه، مدخل «دقیقی» شاعر است که گفته میشود کار نظم شاهنامه را آغاز کرده است. نویسنده در خصوص این مدخل آورده است: | |||
نسخهٔ ۲ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۵
شاهنامه و فرهنگ ایران دربردارنده مجموعه مقالات جلال خالقی مطلق در خصوص ایرانشناسی به ویژه شاهنامهپژوهی است که به زبان انگلیسی در دانشنامه ایرانیکا منتشر شدهاند. این مجموعه مقالات توسط فرهاد اصلانی و معصومه پورتقی ترجمه و به صورت کتاب درآمده است.
این کتاب با ۳۳۲ صفحه دارای یک پیشگفتار از جلال خالقی مطالق درخصوص ترجمه کتاب، یک دیباچه و ۶۵ مقاله است. در پایان کتاب نیز کتابشناسی جامع مقالات در دانشنامه ایرانیکا و نمایه آمده است. موضوع این مقالات تاریخ و فرهنگ ایران است که در فاصله سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۸۱ به قلم خالقی مطلق در دانشنامه ایرانیکا چاپ نیویورک به سرویراستاری احسان یارشاطر نوشته شده و در مجلدات یکم تا یازدهم این دانشنامه به چاپ رسیده است.
۴۳ مقاله این مجموعه در ارتباط با شاهنامه است که بخش مهمی از مقالات را به خود اختصاص میدهد و ۲۲ مقاله دیگر در خصوص سایر موضوعات ایرانشناسی از قبیل تاریخ و ادبیات و فرهنگ ایران است. به همین دلیل مدخلهای این کتاب در دو بخش تقسیمبندی شده است.
بازبینی ترجمه بخش نخست مقالات که در خصوص شاهنامه است در بهار ۱۳۹۵ توسط مؤلف انجام شد و چون بنابه گفته جلال خالقی مطلق در ویرایش مقالات به انگلیسی چنانکه رسم دانشنامههاست، گاه مطالبی را زدهاند، در بازبینی این مقالات آنچه به نظر ایشان مهم آمده را در پایان هر مقاله تحت عنوان آویزه اضافه کرده است.
اما بازبینی ترجمه بخش دوم مقالات که در تابستان ۱۳۹۵ تمام شد، به دلیل کسالت قلبی مؤلف میسر نشد و کار بازبینی و مقابلهاین بخش با پیشنویسهایی که به طور اتفاقی از انباری منزل مؤلف به دست آمد، انجام شد.
بخش عمده مقالات نامهای خاص در شاهنامه یا مرتبط به آن هستند.
در متن مقالات غالباً فقط نشانی ارجاعات به شاهنامه آمده و در مقالات نخستین حتی به شاهنامه چاپ مسکو و مول ارجاع داده شده بود. در ترجمه این مقالات به پیشنهاد مؤلف، ارجاعات یکدست شده و به پیرایش دوم استاد خالقی مطلق (۱۳۹۳ دو جلد/ ۱۳۹۴ دو جلد در چهار مجلد، تهران: سخن) برگردانده شده است. در برخ موارد نیز به جای ترجمه، متن خود اشعار از شاهنامه نقل شد. فقط در مقالات نسبتاً متأخر ارجاع به شاهنامه پیرایش نخست استاد خالقی مطالق (۱۳۸۶ در هشت دفتر، دفتر ششم و هفتم با همکاری محمود امیدسلار و ابوالفضل خطیبی، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی) بود که آن ارجاعات حفظ شده است.
مسئله دیگر این که گاهی ارجاع به شاهنامه به بیت یا ابیاتی بود که در پیرایش دو استاد، الحاقی تشخیص داده شده و در متن نیستند. اینگونه ارجاعات نیز که به همان چاپ مول یا مسکو هستند حفظ شدند. در ارجاع به متن شاهنامه نیز گاهی سهواً اغلاطی در خصوص شماره ابیات یا جلد یا چاپ (مول یا مسکو) روی داده که اینگونه موارد هم تصحیح شدند و در باب ارجاعات، متن فارسی دقیقتر از اصل انگلیسی است.
از جمله نکات ارزشمند این ترجمه، تکمیل فهرست منابع برخی از مقالات است که گاهاً ناقص بوده وهمه موارد طرح شده در مقاله را شامل نمیشده است. در همین راستا تنظیم فهرست جامع منابع تمام مقالات از مزایای این کتاب است که نشانگر گستره منابع مورد استفاده مؤلف برای نگارش مقالات است «منابعی که طی ۲۰ سال چاپ مجلدات یکم تا یازدهم که دوره همکاری استاد با دانشنامه بوده، مورد رجوع و استفاده ایشان بودهاند». این منابع میتواند در زمینه کتابشناسی برای دانشجویان و کسانی که از این کتاب بهره میبرند، مفید واقع شود.
بخش اول
بخش اول این کتاب شامل مقالات مرتبط با شاهنامه است که نامهای آن در زیر آورده میشو:
- آرمین
- آزادسرو
- آزاده
- ابوعلی بلخی
- ابومنصور عبدالرزاق
- ابومنصور معمری
- اردشیر
- اشکبوس
- اشکش
- اغریرت
- اکوان دیو
- اندریمان
- انوشزاد
- بادآورد
- بارمان
- ببر بیان
- برزین
- برمایه
- بزگوش
- بهرام گودرز
- بهرامبن مردانشاه
- بهرام سیاوشان
- بهزاد
- بهمن
- بیژن
- درفش کاویان
- دقیقی
- دوازده رخ
- شاهنامه بایسنقری
- فرامرز
- فرامرزنامه
- فردوسی، ابوالقاسم: زندگینامه
- فردوسی، ابوالقاسم: هجونامه
- فرشیدورد
- فرنگیس
- فرود
- فریبرز
- فرود
- فریبرز
- گردآفرید
- گرگین
- گژدهم
- گُستَهَم
- گشسپبانو
- گیو
نخستین مدخل آرمین نام دارد. در توضیحات این مقاله آمده است که آرمین طبق شاهنامه پسر چهارم کیقباد است. فردوسی احتمالاً آرش و یا حتی کیارش نوشته که خود تصحیف صورت روستایی کوی بیرشن است که در نسخ مختلف شاهنامه با نامهای آرش، کی آذرش و کیارس/ کیآرس آمده و در تاریخ طبری به صورت کیبهارش و در نسخه اشپرنگر ۳۰ به صورت کیبهارس ثبتذشده و او همان است که طبق طبری از طرف کیخسرو به فرماندهی کرمان و حوالی آن گماشته شد. با وجود تصحیف این نام در شاهنامه به کیآرمین، اشپیگل و نولدکه به اهمیت نام کیآرمین اشاره کرده و معتقدند که تصحیف این نام باید خیلی پیش از فردوسی انجام شده باشد و اشپیگل گمان می کند که هدف از آوردن نام کیآرمین این بوده که پسر کیقباد را بانی خاندان حکومتی ارمنستان قلمداد کنند.
مؤلف معتقد است ضبط کیآرمین در منابع قبل از شاهنامه نیامده و در هیچیک از نسخ کهن شاهنامه هم نیست اما آرش و کیارس در نسخه کهن شاهنامه به خوبی ضبط شده، پس احتمال می دهد که فردوسی اصلاً کیآرمین ننوشته و این تصحیح بر خلاف نظر اشپیگل و نولدکه پس از فردوسی انجام شده است.[۱]
آزاد سرو دومین مدخل این مجموعه است. دو نفر به این نام شناخته شدهاند. یکی موبدی در عهد خسرو اول انوشیروان و یکی از چند نفری که خسرو برای جستجوی خوابگزاری هر یک را به گوشه ای از کشور فرستاد. دوم دانشمندی در دستگاه احمد بن سهل حاکم مرو در نیمه دوم قرن سوم هجری. آزادسرو به عنوان منبع سه داستان ذکر شده است: داستان رستم و شغاد، فرامرزنامه و داستان شبرنگ. آزادسرو در مرو میزیست و همانجا روی کتابش کار میکرد. فردوسی تاکید میکند که آزادسرو «به سام نریمان کشیدی نژاد» که می تواند حاکی از اصالت سیستانی وی باشد.[۲]
برخی از مدخلها بسیار کوتاه و موجز است که تعدادی از آنها از نظر گذرانده می شود.
اشکبوس
اشکبوس پهلوان تورانی یا کوشان در داستان کاموس کشانی. در ترجمه عربی شاهنامه از بنداری این نام است که اسکبوس آمده است. اشکبوس پس از فراری دادن رهام پهلوان ایرانی در نبرد تن به تن خود به دست رستم که پیاده می جنگید کشته شد. نبرد رستم و اشکبوس یکی از موضوعات مورد علاقه نقاشان ایرانی واقع شد.
بارمان
از دیگر مدخلهای موجز این مجموعه است. بارمان پسر ویسه است که به گزارش شاهنامه یکی از پهلوانان تورانی و یکی از سپاهیانی بود که در لشکرکشی افراسیاب به ایران در زمان پادشاهی نوذر شرکت داشت.
بزگوش بُزگوش نام قبیلهای افسانهای در مازندان که در شاهنامه همراه نام قبایل سگسار و نرمپای، ذکر شده است. نام هر سه قبیله شامل ترکیبی از نامهای جانوران عجیبالخلقه است و مردمان این قبایل را عجیبالخلقه تصور کردهاند. داستانهای مربوط به آنها در اصل به افسانه گرشاسپ تعلق داشته، اما بسیاری از دلاوریهای گرشاسپ بعدها به دیگر افراد خاندان او و نیز کسانی چون کیخسرو، اسفندیار و اسکندر نسبت داده شده است.
مارکوارت نام بزگوش را به صورت بَرگوش خوانده و آن را به مردم ورگوش که همراه با ورچشم در بندهش و درخت آسوریگ آمده مربوط میداند. در درخت آسوریگ محل این قبایل میان هندوستان و دریای ورکش (ورکش زره) ذکر شده، که در شاهنامه به مازندران و دریای زره تبدیل شدهاند. در بخش «آویزه» این مدخل آمده است: نام درست بزگوش در شاهنامه نیز بَرگوش است.[۳]
نامهای خاص در بخش اول این مجموعه تنها مختص شخصیتهای شاهنامه نیست بلکه نام اشیا، وسایل قهرمانان و نیز حیوانات هم آمده است. به عنوان نمونه «ببر بیان» که درباره آن چنین آمده است: نام جوشنی است که رستم در نبرد به تن میکرد. آب، آتش و سلاح بر آن اثر نداشت. جوشنی بود تیرهرنگ و گویا مویین، چراکه وقتی رستم آن را میپوشید گویی «بر تنش پر روییده است».
| یکی جامه دارد ز چرم پلنگ | بپوشد زِ بَر وَاندارآید به جنگ | |
| همی نام ببرِبیان خواندش | ز خَفتان و جَوشن فُزون داندش | |
| نسوزد در آتش، نه در آب تر | شود، چون بپوشد برآیدش پَر |
در ادامه این مطلب آمده است: طبق شاهنامه ببربیان از پوست پلنگ درست شده بود و از همین رو پلنگینه نیز خوانده شده است.[۴]
«برمایه» نام گاوی است که فریدون را سه سال شیر داد و سرانجام به دست ضحاک کشته شد. این صورت نوشتاری برمایه تنها در شاهنامه یافت شده، در حالی که صورت درست آن یعنی برمایون، برای مثال در شعر فرالاوی و دقیقی لغت فرس و غررالسیر ثعالبی آمده است و حاکی از آن است که فردوسی به ضرورت وزن صورت برمایه را به جای برمایون خلق کرده است. مؤلف در خصوص این گاو آورده است: به گزارش شاهنامه فریدون به مدت سه سال از برمایه شیر خورد، اما از سوی دیگر آمده است که برمایه پس از فریدون زاده شد. احتمالاً اصل افسانه این بوده که فریدون و برمایه همزمان زاده شدند و فریدون از مادر برمایه شیر خورده بود.[۵]
بهزاد نام اسبی سیاهرنگ که به ترتیب متعلق به سیاوش، کیخسرو و گستاسپ بود. بهزاد همچون رخش رستم، زبان و احساس آدمی را درک میکرد. وقتی سیاوش در حال مرگ بود در گوش بهزاد خواند که به جز پسرش کیخسرو، به هیچکس رکاب ندهد. پس از مرگ سیاوش بهزاد دور از مردمان، به گلهای از اسبان وحشی پیوست. کیخسرو به دنبال بهزاد رفت و بهزاد به محض دیدن کیخسرو او را شناخت.
درفش کاویان نام پرچم ملی ایران در زمان اشکانیان و ساسانیان بود. در شاهنامه آمده است که وقتی کاوه آهنگر علیه ضحاک ستمگر شورش میکند، پیشبند چرمیآش را بر سر نیزهای چوبی میآویزد. در نتیجه این شورش، تاج و تخت پادشاهی به شهریاری از خاندان سلطنتی کهن، یعنی فریدون میرسد و او آن پیشبند را به دیبا و زر و نقش و نگار و گوهر آراسته و از آن ریشههای سرخ، زرد (یا آبی) و بنفش آویخته و آن را درفش کاویانی مینامد. از آن پس، هر پادشاهی که بر تخت مینشست گوهری به آن میافزود، تا آنجا که درفش در شبانگاه همچون خورشیدی تابان میدرخشید.
از دیگر مدخلهای مندرج در بخش اول این مجموعه، مدخل «دقیقی» شاعر است که گفته میشود کار نظم شاهنامه را آغاز کرده است. نویسنده در خصوص این مدخل آورده است:
بخش دوم
در این بخش مقالات مربوط به تاریخ و فرهنگ ایران آمده که بعضاً مرتبط با شاهنامه نیز هست.
- آداب معاشرت
- ابوحفص سغدی
- ابوطاهر خاتونی
- ابوالعباس مروزی
- اختر، احمدبیگ گرجی
- ادب
- ادبیات کامجویانه
- ازرقی هروی
- اژدها
- اسدی طوسی
- اشرف غزنوی
- امیرک بلعمی
- امیرک طوسی
- اوحدی مراغی
- بار
- بُزرمهر
- برزویه
- بزرگمهر بُختگان
- روابط ایران و چین
- عباس ربنجنی
- عسجدی
- عیوقی
نوا، نما، نگاه
پانویس
منابع
- خالقی مطلق، جلال (۱۳۹۶). شاهنامه و فرهنگ ایران. تهران: انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری انتشارات سخن. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۹۴۲-۶۸-۲.
