بحث کاربر:چیروکا: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
براساس گفتههای خانم <span style="color:darkred{{{1|}}};background:#F99{{{2|}}}">'''روحانگیز کراچی'''</span><noinclude> زندگینامهنویسی یک تخصص است که با خواندن و دیدن شکل میگیرد؛ در نوشتن مدخل از زبان ادبی پرهیز کنیم. زندگینامه باید مفید و مختصر باشد و مطالب جزئی و کماهمیت در آن نوشته نشود. برای نوشتن زندگینامهٔ پدیدآور باید به نکات زیر توجه کرد.{{سخ}} | براساس گفتههای خانم <span style="color:darkred{{{1|}}};background:#F99{{{2|}}}">'''روحانگیز کراچی'''</span><noinclude> زندگینامهنویسی یک تخصص است که با خواندن و دیدن شکل میگیرد؛ در نوشتن مدخل از زبان ادبی پرهیز کنیم. زندگینامه باید مفید و مختصر باشد و مطالب جزئی و کماهمیت در آن نوشته نشود. به شایعاتی که دربارهٔ شاعران و نویسندگان هست دامن نزنیم و بهجای اینکه به حواشی بپردازیم نبوغ شخصیت را نشان دهیم. برای نوشتن زندگینامهٔ پدیدآور باید به نکات زیر توجه کرد.{{سخ}} | ||
# رعایت ترتیب زمانی | # رعایت ترتیب زمانی | ||
# نوشتن تاریخ تولد و مرگِ شخص و حرفه در سطر نخست | # نوشتن تاریخ تولد و مرگِ شخص و حرفه در سطر نخست | ||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
# ذکرکردن نوع ادبیاتی (شعر یا داستان یا...) که شخص مینوشته است. | # ذکرکردن نوع ادبیاتی (شعر یا داستان یا...) که شخص مینوشته است. | ||
# نوشتن جوایزی که دریافت کرده است. | # نوشتن جوایزی که دریافت کرده است. | ||
# نقد آثار شخص | # نقد آثار شخص{{سخ}} | ||
بهنظر من وقتی شخصیتی آنقدر بزرگ میشود که نهتنها یک ملت بلکه جهان او را میشناسند مگر میشود زندگنامهاش را مختصر نوشت و به جزئیات زندگیاش نپرداخت. قطعاً یک شخصیت ادبی یا یک هنرمند حواشی زیادی در زندگیاش بهجود میآید، این حواشی و شایعات جزئی از زندگی وی هستند و بهقول گابریل گارسیا مارکز همیشه سنگها بهسمت قطارهایی پرتاب میشوند که تند حرکت میکنند. پس در نوشتن زندگینامه علاوه بر نشاندادن نبوغ شخصیت که قسمت مهمی از یک زندگینامه است، نوشتن جزئیات زندگی نیز لازم است تا افراد هرچه بیشتر با این شخصیتها آشنا شوند. گفتهٔ ایشان در رابطه با دوریکردن از زبان ادبی درست است و بیشتر کارشناسان این موضوع را مطرح کردند و من نیز موافقم. | |||
<center>* * * * *</center> | <center>* * * * *</center> | ||
<span style="color:darkred{{{1|}}};background:#F99{{{2|}}}">'''احسان رضایی'''</span><noinclude> گفت:{{سخ}} | <span style="color:darkred{{{1|}}};background:#F99{{{2|}}}">'''احسان رضایی'''</span><noinclude> گفت:{{سخ}} | ||
نسخهٔ ۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۲
براساس گفتههای خانم روحانگیز کراچی زندگینامهنویسی یک تخصص است که با خواندن و دیدن شکل میگیرد؛ در نوشتن مدخل از زبان ادبی پرهیز کنیم. زندگینامه باید مفید و مختصر باشد و مطالب جزئی و کماهمیت در آن نوشته نشود. به شایعاتی که دربارهٔ شاعران و نویسندگان هست دامن نزنیم و بهجای اینکه به حواشی بپردازیم نبوغ شخصیت را نشان دهیم. برای نوشتن زندگینامهٔ پدیدآور باید به نکات زیر توجه کرد.
- رعایت ترتیب زمانی
- نوشتن تاریخ تولد و مرگِ شخص و حرفه در سطر نخست
- نگارش مکان زندگی و تحصیلات در سطرهای بعد
- ذکرکردن نوع ادبیاتی (شعر یا داستان یا...) که شخص مینوشته است.
- نوشتن جوایزی که دریافت کرده است.
- نقد آثار شخص
بهنظر من وقتی شخصیتی آنقدر بزرگ میشود که نهتنها یک ملت بلکه جهان او را میشناسند مگر میشود زندگنامهاش را مختصر نوشت و به جزئیات زندگیاش نپرداخت. قطعاً یک شخصیت ادبی یا یک هنرمند حواشی زیادی در زندگیاش بهجود میآید، این حواشی و شایعات جزئی از زندگی وی هستند و بهقول گابریل گارسیا مارکز همیشه سنگها بهسمت قطارهایی پرتاب میشوند که تند حرکت میکنند. پس در نوشتن زندگینامه علاوه بر نشاندادن نبوغ شخصیت که قسمت مهمی از یک زندگینامه است، نوشتن جزئیات زندگی نیز لازم است تا افراد هرچه بیشتر با این شخصیتها آشنا شوند. گفتهٔ ایشان در رابطه با دوریکردن از زبان ادبی درست است و بیشتر کارشناسان این موضوع را مطرح کردند و من نیز موافقم.
احسان رضایی گفت:
یک مدخل باید جامع و مانع باشد؛ مانع باشد یعنی با انواع دیگر خود قابلمقایسه باشد، بهعنوان مثال اگر رمان است با رمانهای دیگر قابلمقایسه باشد، اگر مجموعهشعر است با مجموعهشعرهای دیگر مقایسه شود.
برای زونِ «از میان یادها» داستانها و خاطرههایی انتخاب شود که خوب باشند و وجوهی از زندگی شخص را نشان دهند که برای مخاطب مفید باشد.
غلامرضا طریقی به این نکته اشاره کرد که اهتجاج غلط نکنیم و ننویسیم؛ مثلاً وقتی جایی نوشته در مدرسهٔ فردوسی درس خوانده، ما ننویسیم او در محلهٔ فردوسی به دنیا آمده است.
از عباراتی مثل «تابدانجا که» و «بهراستی» استفاده نکنیم. بهکاربردن فعل «میپندارد» نیز درست نیست، چون «پنداشتن» نشانهٔ تشکیک است.
جواد محقق در گفتههای خود به ویژگیهای نویسندهٔ مدخل اشاره کرد و گفت:
یک نویسندهٔ خوب باید صداقت داشته باشد، از منابع دستهاول استفاده کند، حب و بغض نداشته باشد و از ذکرکردن مشهورات پرهیز کند، چونکه تشخیص درستی یا نادرستی آنها کار سختی است. نویسنده زمانیکه خاطرهای را از زبان چندین نفر به یک صورت دید، میتواند آن را استفاده کند.
یک مدخل خوب باید یکدست باشد، زبان انشاوار نداشته باشد، پرشهای تاریخی نداشته باشد و نکات لازم در آن ذکر شود.
مرتضی سرهنگی گفت:
یک نوشته باید ورود خوب و پایان خوب داشته باشد، در سطر نخستِ لید نیز تعریف و نقلقول از دیگران را نیاوریم.
نظر شخصی بنده نیز این است که زونِ «از میان یادها» را به پایان مدخل انتقال دهیم. یعنی ترتیب بهاینصورت باشد:
آغازنامه، لید نخست، زندگی و یادها، آثار و منبعشناسی، از میان یادها، نوا؛ نما و نگاه و... . و بهنظر بنده جلسهٔ نخستین اتفاق ویکیادبیات از اینجهت مفید بود که سبب آشنایی و ارتباطگرفتن ما مدخلنویسان با بزرگان شد.