کتایون مزداپور: تفاوت میان نسخهها
ایجاد یک مقالۀ نو از طریق ایجادگر |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
|توضیح تصویر = | |توضیح تصویر = | ||
|نام اصلی = | |نام اصلی = | ||
|زمینه فعالیت = نویسندگی، پژوهشگری | |زمینه فعالیت = نویسندگی، پژوهشگری زبانهای ایران باستان٬ اسطورشناسی و تدریس | ||
|ملیت = | |ملیت = | ||
|تاریخ تولد = ۲فروردین۱۳۲۲ | |تاریخ تولد = ۲فروردین۱۳۲۲ | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
|علت مرگ = | |علت مرگ = | ||
|آخرین محل زندگی = تهران | |آخرین محل زندگی = تهران | ||
|مختصات محل زندگی = | |مختصات محل زندگی = | ||
|محل خاکسپاری = | |محل خاکسپاری = | ||
|تقارن زندگی با نظامهای سیاسی = | |تقارن زندگی با نظامهای سیاسی = | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
|لقب = | |لقب = | ||
|بنیانگذار = بنیاد دستنوشتههای کهن (از اعضای هیئت مؤسس) | |بنیانگذار = بنیاد دستنوشتههای کهن (از اعضای هیئت مؤسس) | ||
|پیشه = زبانشناس، | |پیشه = زبانشناس، اسطورهشناس، استاد پژوهشگاه علومانسانی و... | ||
| سالهای نویسندگی = | | سالهای نویسندگی = | ||
|سبک نوشتاری = | |سبک نوشتاری = | ||
|کتابها = | |کتابها = واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی | ||
زرتشتیان | |||
پهلوی آسان | |||
چند سخن و... | |||
|مقالهها = | |مقالهها = | ||
|نمایشنامهها = | |نمایشنامهها = | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۶: | ||
|شریک زندگی = | |شریک زندگی = | ||
|فرزندان = | |فرزندان = | ||
|تحصیلات = | |تحصیلات = علوم اجتماعی (کارشناسی) | ||
فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی (کارشناسیارشد و دکتری) | |||
|دانشگاه = | |دانشگاه = | ||
|حوزه = | |حوزه = | ||
| خط ۵۶: | خط ۶۱: | ||
==داستانک== | ==داستانک== | ||
=== | ===دلنگران نسخههای خطی=== | ||
شاگردان و دوستان کتایون مزداپور همه بر نگرانی و دغدغه همیشگی او برای نسخههای کهن و تلاش برای یافتن آنها از گوشه و کنار دنیا واقفاند. هرکس پای صحبت مزداپور بنشیند متوجه میشود که او مدام یا نگران فلان اوستای خطی است که توی فلان زیرزمین در یزد انبار شده و صاحبانش خارج از کشورند، یا در فکر آن یکی نسخهٔ پهلوی که در ساختمانی نیمهمخروبه در بمبئی نگهداری میشود و کافی است لولهکشی پوسیدهٔ فاضلاب ساختمان نشت کند تا آسیبی جبرانناپذیر ببیند. <ref>{{یادکرد وب|نشانی = https://www.ganjei.com/1387/12/27/handwritten-avesta-2/|عنوان = علی گنجهای}}</ref> | |||
===داستانک عشق=== | ===داستانک عشق=== | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۹: | ||
===داستانک برخی خالهزنکیهای شیرین (اشکها و لبخندها)=== | ===داستانک برخی خالهزنکیهای شیرین (اشکها و لبخندها)=== | ||
=== | ===جامعهٔ بیهوش و حواس=== | ||
مزداپور در شب «عبدالمجید ارفعی»، صدوسیوششمین شب از شبهای مجلهٔ بخارا، در دفاع از حقوق پایمال شدهٔ دوست و همکار دانشمندش، بزرگان و جامعه ایران مورد خطاب و سرزنش قرار میدهد: «من به اینجا نیامدهام تا از این خانداداش عزیزم تمجید کنم، برای اینکه او خودش «عبدالمجید» است و و نیازی هم به تمجید و تعریف ندارد، بخصوص از سوی من که همه میدانند «قند مکرر» است. من آمدهام برای یادآوری یک نکته و تقاضای یک چیز مهم؛ آنچه میخواهم یادآوری کنم بیحواسی یا اگر بگوییم غفلت یا تغافل جامعهٔ سرافراز و نازنین و به یک تعبیر، «تنبل» و جسارت نشود، «بیهوش و حواس» خودمان، یعنی ما ایرانیان عزیز است...». <ref name=''شبهای بخارا''>[http://bukharamag.com/1396.07.20858.html| بخارا و شب عبدالمجید ارفعی]</ref> | |||
===داستانکهای مشهور ممیزی=== | ===داستانکهای مشهور ممیزی=== | ||
نسخهٔ ۵ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۲
| کتایون مزداپور | |
|---|---|
| زمینهٔ کاری | نویسندگی، پژوهشگری زبانهای ایران باستان٬ اسطورشناسی و تدریس |
| زادروز | ۲فروردین۱۳۲۲ یزد |
| پدر و مادر | دینیار و شیرین |
| بنیانگذار | بنیاد دستنوشتههای کهن (از اعضای هیئت مؤسس) |
| پیشه | زبانشناس، اسطورهشناس، استاد پژوهشگاه علومانسانی و... |
| کتابها | واژه و معنای آن از فارسی میانه تا فارسی
زرتشتیان پهلوی آسان چند سخن و... |
| مدرک تحصیلی | علوم اجتماعی (کارشناسی)
فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی (کارشناسیارشد و دکتری) |
کتایون مزداپور پژوهشگر ادبی، اسطورهشناس، زبانشناس، مترجم متون ایران باستان و استاد پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی و نیز دانشگاههای سراسر کشور نظیر دانشگاه تهران و بنیاد ایرانشناسی دانشگاه شهیدبهشتی.
این پژوهشگر زردتشتی از اعضای هیئت مؤسس بنیاد دستنوشتههای کهن است که در شمار بانوان محقق و احیاءکنندهٔ نسخ خطی متون پهلوی و اوستایی است. مزداپور با آنکه همواره دغدغهٔ حقوق زنان را دارد و در مقالههایش بارها به این مطلب پرداخته؛ اما همیشه درمقابل برجسب فمنیستی، پاسخهای دندانشکنی داده است.
داستانک
دلنگران نسخههای خطی
شاگردان و دوستان کتایون مزداپور همه بر نگرانی و دغدغه همیشگی او برای نسخههای کهن و تلاش برای یافتن آنها از گوشه و کنار دنیا واقفاند. هرکس پای صحبت مزداپور بنشیند متوجه میشود که او مدام یا نگران فلان اوستای خطی است که توی فلان زیرزمین در یزد انبار شده و صاحبانش خارج از کشورند، یا در فکر آن یکی نسخهٔ پهلوی که در ساختمانی نیمهمخروبه در بمبئی نگهداری میشود و کافی است لولهکشی پوسیدهٔ فاضلاب ساختمان نشت کند تا آسیبی جبرانناپذیر ببیند. [۱]
داستانک عشق
داستانک استاد
داستانک شاگرد
داستانک مردم
ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود
داستانکهای دشمنی
داستانکهای دوستی
داستانکهای قهر
داستانکهای آشتیها
داستانک نگرفتن جوایز
داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است
داستانکهای مذهب و ارتباط با خدا
داستانکهای عصبانیت، ترک مجلس، مهمانیها، برنامهها، استعفا و مشابه آن
داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامهها و مجلات و نمونههایی از آن
داستانکهای دارایی
داستانکهای زندگی شخصی
داستانک برخی خالهزنکیهای شیرین (اشکها و لبخندها)
جامعهٔ بیهوش و حواس
مزداپور در شب «عبدالمجید ارفعی»، صدوسیوششمین شب از شبهای مجلهٔ بخارا، در دفاع از حقوق پایمال شدهٔ دوست و همکار دانشمندش، بزرگان و جامعه ایران مورد خطاب و سرزنش قرار میدهد: «من به اینجا نیامدهام تا از این خانداداش عزیزم تمجید کنم، برای اینکه او خودش «عبدالمجید» است و و نیازی هم به تمجید و تعریف ندارد، بخصوص از سوی من که همه میدانند «قند مکرر» است. من آمدهام برای یادآوری یک نکته و تقاضای یک چیز مهم؛ آنچه میخواهم یادآوری کنم بیحواسی یا اگر بگوییم غفلت یا تغافل جامعهٔ سرافراز و نازنین و به یک تعبیر، «تنبل» و جسارت نشود، «بیهوش و حواس» خودمان، یعنی ما ایرانیان عزیز است...». [۲]