علی‌اشرف درویشیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به ناوبری پرش به جستجو
طراوت بارانی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
زمستان (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
|نام =  
|نام = علی‌اشرف درویشیان
|تصویر =  
|تصویر               =aDarvishian.jpg
|توضیح تصویر =  
|توضیح تصویر =  
|نام اصلی =  
|نام اصلی =  
|زمینه فعالیت =  
|زمینه فعالیت = داستان‌کوتاه، رمان، ادبیات کودک و نوجوان
|ملیت =  
|ملیت = ایران
|تاریخ تولد =  
|تاریخ تولد     = سوم شهریورماه۱۳۲۰
|محل تولد =  
|محل تولد         = کرمانشاه
|والدین =  
|والدین =  
|تاریخ مرگ =  
|تاریخ مرگ     = چهارم آبان‌ماه ۱۳۹۶
|محل مرگ =  
|محل مرگ =  
|علت مرگ =  
|علت مرگ =  
|آخرین محل زندگی =  
|آخرین محل زندگی =  
|مختصات محل زندگی =
|مختصات محل زندگی =
|مدفن                 =  
|مدفن                 = بهشت سکینهٔ کرج
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی =  
|تقارن زندگی با نظام‌های سیاسی =  
|اتفاقات مهم =  
|اتفاقات مهم =  
|نام‌های دیگر =  
|نام‌های دیگر = لطیف تلخستانی
|لقب =  
|لقب =  
|بنیانگذار =  
|بنیانگذار =  
|پیشه =  
|پیشه =  
|سال‌های نویسندگی =
|سال‌های نویسندگی           = از ۱۳۴۷تا ۱۳۹۶
|سبک نوشتاری =  
|سبک نوشتاری = واقع‌گرا
|کتاب‌ها =  
|کتاب‌ها = [[از این ولایت]]، [[آبشوران]]، [[سالهای ابری]] و...
|مقاله‌ها         =
|مقاله‌ها         =
|نمایشنامه‌ها =
|نمایشنامه‌ها =
خط ۳۰: خط ۳۰:
|تخلص =  
|تخلص =  
|فیلم ساخته بر اساس اثر =  
|فیلم ساخته بر اساس اثر =  
|همسر =
|همسر = شهناز دارابیان
|شریک زندگی =
|شریک زندگی =
|فرزندان               =  
|فرزندان                 = گلرنگ، بهرنگ، گلبرگ
|تحصیلات         =  
|تحصیلات         =  
|دانشگاه                =
|دانشگاه                =
خط ۵۱: خط ۵۱:
|امضا                  =
|امضا                  =
}}
}}
 
[[پرونده:basamad.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''[[سید علی صالحی]] پس از مرگ درویشیان: این روزها صمد را درویشیان صدا می‌زنم علی‌اشرف را بهرنگی'''</center>]]
[[پرونده:ali_ashraf_darwishian.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''راوی رنج‌های کودکان'''</center>]]
[[پرونده:naghashi.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''خواب دیدم شدم ملوچ، گنجشک، هی پریدم هی پریدم'''</center>]]
[[پرونده:shahnaz2.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''[[احمد پوری]]: آنها یار، هم‌رزم و مکمل یکدیگر بودند'''</center>]]
[[پرونده:badowlat2.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''[[محمود دولت‌آبادی]] پس از مرگ او پیامی منتشر کرد'''</center>]]
[[پرونده:vedae.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''تشییع بر فراز دست‌های مردم'''</center>]]
[[پرونده:mo.vah2005_111618-13712460!1.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>''''''</center>]]
[[پرونده:D_R6_DhU0AA0Hnh.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''به‌همراه خسرو گلسرخی و فریدون تنکابنی در دروازه غار'''</center>]]
[[پرونده:abri.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>'''پیشکش با عشق به جان زلال سال‌های ابری، به شهناز عزیزم، همرزم و همسنگرم که همیشه مرا به امید و به زندگی و به خورشید متوجه ساخته است'''</center>]]
[[پرونده:javdaneh.jpg|230px|thumb|بندانگشتی|چپ|<center>''''''</center>]]
علی‌اشرف درویشیان داستان‌نویس، رمان‌نویس، پژوهشگر فرهنگ عامه، زندانی و مبارز سوسیالیست، عضو فعال [[کانون نویسندگان ایران]] و به گفتهٔ خودش یک «چریک فرهنگی» بود.
<center>* * * * *</center>
<center>* * * * *</center>
سوم شهریور سال ۱۳۲۰در یک خانوادهٔ کارگری در محلهٔ آبشوران کرمانشاه به دنیا آمد.<ref name=''مردمردم''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۹۶|عنوان= مرد مردم|ژورنال= نقد کتاب کودک و نوجوان|شماره= ۱۵|صفحات= ۲۱۰تا ۲۱۵}}</ref> تولدش با ورود نیروهای متفقین به کشور و برکناری «رضاشاه» از قدرت مصادف شد. پدرش «استاد سیف‌الله» آهنگر بود و با ازدست‌دادن دکانش مجبور به انجام کارهای دیگری شد، مادربزرگش، بی‌بی، اولین قصّه‌گوی زندگی‌اش بود، هم او بود که برای اولین بار او را با قصّه‌گویی آشنا کرد. با اینکه بی‌سواد بود اما راوی قصّه‌ها و افسانه‌های عامیانه بود. درویشیان بسیاری از قصه‌های او را در کتاب «افسانه‌ها و متل‌های کردی» آورده است.<ref name=''همشهری''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.hamshahrionline.ir/news/201991/زندگینامه-علی-اشرف-درویشیان-۱۳۲۰-۱۳۹۶|عنوان= زندگی‌نامهٔ علی‌اشرف درویشیان}}</ref> بیشتر دوران کودکی را در فقر و خانه‌به‌دوشی گذراند. <ref name=''مصاحبه''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=f0Lt9knwmQ8|عنوان= مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان}}</ref> به‌سال۱۳۳۵وارد دانشسرای مقدماتی در کرمانشاه شد و پس از اتمام دوره به‌سال ۱۳۳۷به مدت ۸سال در روستاهای کرمانشاه و کردستان به آموزگاری پرداخت. <ref name=''فرهنگ''>{{پک|شریفی|۱۳۹۱|ک= فرهنگ ادبیات فارسی|ص= ۶۳۳}}</ref> به‌سال ۱۳۴۵ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران را آغاز کرده و پس از دریافت مدرک کارشناسی تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد رشتهٔ روانشناسی تربیتی ادامه داد و همزمان در دانشسرای عالی تهران در رشتهٔ مشاوره و راهنمای تحصیلی به تحصیل پرداخت.<ref name=''مردمردم''/> نوع زندگی او در کودکی و انجام کارهای گوناگون در نوجوانی و تجربهٔ معلمی در روستا باعث شد به قول «ماکسیم گورکی» در دانشگاه اجتماع تحصیل کند.<ref name=''صدسال''>{{پک|میرعابدینی|۱۳۵۸|ک= صدسال داستان نویسی ایران|ص= ۵۴۶}}</ref> او که از عمق مردم برخاسته و رنج‌کشیده بود، پیوندی دائمی با فراموش‌شدگان جامعه داشت.<ref name=''زرافشان''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=cybUWDM7JHM|عنوان= گفت‌وگو با ناصر زرافشان}}</ref> مردم و کودکان رنج کشیده، فقر، بی‌عدالتی، آزادی و عدالت اجتماعی دغدغه‌ها و مضامین اصلی کارهای او است.<ref name=''ققنوس''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=ZfFlm67oxRY|عنوان= ویژهٔ علی‌اشرف درویشیان}}</ref> نویسندگی را به‌طور‌جدی با رفتن به تهران و آشنایی با [[جلال آل‌احمد]] و [[سیمین دانشور]] آغاز می‌کند. با [[صمد بهرنگی]] هم در منزل جلال و سیمین آشنا می‌شود.<ref name=''دری''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=hFuV8KjGG0Y|عنوان= مصاحبهٔ اختصاصی فرزانه دری با علی‌اشرف درویشیان}}</ref> مرگ صمد این احساس وظیفه را در او برمی‌انگیزد که راه او را ادامه دهد. «صمد جاودانه شد» اولین نوشته‌اش است.<ref name=''ققنوس''/> پیش از انقلاب برخی آثارش را با نام مستعار «لطیف تلخستانی» منتشر می‌کرد. نخستین کتاب درویشیان، [[از این ولایت]]، که به‌سال ۱۳۵۲منتشر شد، در میان کتابخوانان شوری برانگیخت و تولد نویسندهٔ تازه‌ای از مکتب «گورکی» را بشارت داد.<ref name=''صدسال''/> آرمان‌گرایی، مبارزه و ایستادگی در کنار مردم همواره مخاطرات فراوانی برایش درپی داشت. به‌سال ۱۳۵۰در کرمانشاه دستگیر شد و هشت ماه در زندان ماند. دو ماه پس از آزادی، دوباره در تهران دستگیر و به هفت ماه حبس، انفصال از خدمت و اخراج از دانشگاه محکوم شد. به سال ۱۳۵۳در شرایطی که تنها پنج ماه و ده روز از زندگی مشترکش با «شهناز دارابیان» می‌گذشت برای سومین بار دستگیر و به یازده سال حبس محکوم گردید اما در بحبوحهٔ انقلاب به‌سال ۱۳۵۷از زندان آزاد شد.<ref name=''فرهنگ''/> <ref name=''فرانکفورت''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=mO9itfkrfa8|عنوان=  یاد یاران و بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان}}</ref> او در زندان نیز دست از نوشتن نمی‌کشید و برخی از داستان‌هایش را در زندان نوشته و مخفیانه به بیرون می‌فرستاد. در [[سلول ۱۸]] از روزهایی که در زندان گذرانده نوشته است.<ref name=''ایسنا''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97080502041/ناگفته-های-همسر-علی-اشرف-درویشیان|عنوان= ناگفته‌های همسر علی‌اشرف درویشیان}}</ref> سرانجام درویشیان، که معتقد بود هنر باید به بیان واقعیت‌ها بپردازد و آن زیبایی که در واقعیت وجود دارد فراتر از زیبایی هنری است و همواره به قلم و بیان واقعیت‌ها متعهد ماند، چهارم آبان‌ماه ۹۶و پس از تحمل حدود یک دهه بیماری چشم از جهان فروبست.<ref name=''ققنوس''/> علیرغم وصیت خودش و میل خانواده با دفن علی‌اشرف در امامزاده طاهر کرج و کرمانشاه مخالفت شد و پیکر وی در بهشت سکینهٔ کرج آرام گرفت.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://fa.kurdistanukurd.com/?p=11920|عنوان= ممانعت نیروهای امنیتی از تدفین علی‌اشرف درویشیان در کرمانشاه}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://shahrvand.com/archives/89501|عنوان= ممانعت از دفن در قطعهٔ هنرمندان}}</ref>
==داستانک==
===قصه‌های بی‌بی===
مادربزرگش که «بی‌بی» صدایش می‌کردند خیاطی می‌کرد. گرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت امّا قصه‌گو بود. «بی‌بی» حتی او را با نام [[صادق هدایت]] آشنا کرد. به‌همراه دختردایی‌اش «شهناز» که بعدها یار و شریک زندگی‌اش شد ساعت‌ها در کنار چرخ خیاطی «بی‌بی» گوش به قصه‌ها و افسانه‌های او می‌سپردند. <ref name=''ایسنا''/><ref name=''همشهری''/><ref name=''رامان''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۷۷|عنوان= مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال= رامان|شماره= ۳۶|}}</ref>
===شوق مدرسه با شناسنامهٔ کشکی===
خودش داستان نام‌نویسی روز اول مدرسه‌اش را این‌گونه بیان می‌کند:
یکی از روزهای اواخر شهریور ۱۳۲۶همسایه‌مان زینب‌خاتون که سال قبل پسرش را به مدرسه گذاشته و راه‌و‌چاه کار را می‌دانست صدایم زد که برای رفتن به مدرسه و اسم‌نویسی آماده باشم. من چنان باشتاب شناسنامه‌ام را از تاقچه برداشته و به‌بیرون دویدم که در بین راه پایم به پای مادرم که مشغول «کشک‌سابی» بود خورد و با سر توی ظرف کشک‌ساب افتادم، شناسنامه‌ام هم توی ظرف کشکی افتاد و خیس شد. زود آن را بیرون آورده وتندتند لیسیدم. هنگام نام‌نویسی دست مدیر مدرسه کشکی شد و غرولندکنان اسمم را نوشت.<ref name=''فرانکفورت''/>
===اولین آشنایی فکری===
«شهناز»، همسرش که از کودکی در کنار هم بوده‌اند، دربارهٔ نخستین آشنایی فکری‌اش با علی‌اشرف می‌گوید:
بعد از آزادی از زندان کرمانشاه چون خانهٔ ما مناسب‌تر بود به خانهٔ ما آمدند. من کلاس هفتم یا هشتم بودم همان‌طور که مشغول پذیرایی از مهمان‌ها بودم شنیدم که داشت برای جوان‌هایی که به دیدارش آمده بودند صحبت می‌کرد: «الان ببینید که کارگرها چطور در این سرما آچار به دستشان می‌چسبد بعد از اینکه جامعه به آگاهی برسد به جای آچار باید اسلحه به دست این‌ها بچسبد.»<ref name=''پاریس۲''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=kFzCP1wr9O0|عنوان= مراسم یادبود علی‌اشرف درویشیان}}</ref>
===اولین داستان===
اولین داستانی که نوشته «ندارد» است که در مجموعهٔ [[از این ولایت]] به چاپ رسیده. داستان را در زندان کرمانشاه به‌سال ۱۳۵۰و دور از چشم مأموران می‌نویسد و سپس به یک زندانی جوان، که معتاد بوده و به‌کمک علی‌اشرف اعتیادش را ترک کرده و داشته آزاد می‌شده، می‌دهد. او هم داستان را در شلوارش جاسازی کرده و به بیرون برده و به مادر علی‌اشرف می‌سپارد.<ref name=''معیار''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۵بهمن ۱۳۸۰|عنوان= مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال= معیار|شماره= ۵۱|}}</ref> 
===در زندان هم دغدغهٔ نوشتن داشت===
====شهناز داستان‌ها را بیرون می‌آورد====
مرتبهٔ سومی که زندانی می‌شود پس از مدت‌ها بی‌خبری بالاخره می‌فهمند که در زندان «اوین» است. «شهناز» به ملاقاتش می‌رود، از پشت میله‌های زندان و درحالی‌که دو افسر پشت‌سرشان راه می‌روند: «بعد از چند سال دست یکدیگر را گرفتیم، علی اشرف بستهٔ کاغذی کوچکی که شبیه سیگار پیچیده شده بود را به دستم داد. آن‌قدر هول شده بودم که تلاش کردم آن را در دهانم پنهان کنم امّا جا نمی‌شد، سریع به فکرم رسید که آن را در مشتم بین دستمال کاغذی بگذارم، موقع بازرسی هم دست‌هایم را بالا گرفتم تا طبیعی جلوه کند و توجهشان به دستمال و کاغذی که بین آن پنهان کرده بودم جلب نشود. آ‌ن‌قدر استرس داشتم که بلافاصله زندان را ترک کردم، وقتی به خانه بازگشتم متوجه شدم که نوشته‌های تازه‌اش را به دستم رسانده است.»<ref name=''ایسنا''/>
====محموله‌ای به رنگ داستان====
داستان‌های «فصل نان»، «رنگینه»، «همراه‌ آهنگ‌های بابام» و «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما» در آن یادداشت‌ها بود که در صفحات باریک و با خط بسیار‌ ریزی نوشته شده بود. «شهناز» کتاب را برای چاپ آماده کرده و به نشر شبگیر می‌سپارد. «حدود یک ماه بعد کتاب آماده‌شده را تحویل گرفته و به ملاقاتش رفتم. کتاب را که از پشت شیشه به او نشان دادم، آن‌قدر خوشحال شد که هنوز هم چهره‌اش در خاطرم مانده است.»<ref name=''ایسنا''/>
===از رنج پدر===
درویشیان در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. اولین فرزند خانوادهٔ شش فرزندی بود. پدرش که در اثر فشار زندگی و ناداری مجبور شده دست به قاچاق تریاک بزند دستگیر می‌شود. شخصی که او را به این کار واداشته، وقتی پدرش به زندان می‌افتد به سراغ خانوادهٔ او رفته و طلب خسارت می‌کند. در نتیجه علی‌اشرف را که فقط یازده سال داشته اجیر و مجبور به ادامهٔ راه پدر می‌کند. او هم به‌ناچار به‌همراه محمولهٔ تریاکی که در دستگاهی جاسازی کرده بودند به تهران و سپس به رشت می‌رود. «در تمام مدتی که همراه آن محموله بودم قلبم به‌شدت می‌تپید مضطرب و نگران بودم و خواب‌ و‌ خوراک نداشتم ممکن بود دستگیرم کنند و سرنوشت زندگی‌ام به‌طورکلی عوض شود. واقعیت این است که سرنوشت بچه‌های فقر را تصادف تعیین می‌کند. ما زادهٔ تصادف بودیم.»
===سرنوشت پدر===
هنگامی که معلّم می‌شود و می‌تواند روی پای خودش بایستد شرایط درس‌خواندن خواهر و برادرهای کوچک‌تر را فراهم می‌کند. پدرش با این کار، مخصوصاً با درس‌خواندن دخترها، مخالفت می‌کند. او که از این کار عصبانی بوده یک شب با مادرش درگیر شده و کوزهٔ آبی را بر سر مادرش که آبستن هم بوده می‌کوبد. علی‌اشرف مادرش را که غرق خون می‌بیند فریاد می‌کشد و در برابر پدرش می‌ایستد. « من و پدرم مثل رستم و سهراب در برابر هم ایستاده بودیم و او رستم‌وار با پنجه به سینهٔ من زد که آستین پیراهنم را کند و خواست دوباره حمله کند که همسایه‌ها نگذاشتند. روز بعد پدرم که دید جای دیکتاتوری نیست، زندگی را گذاشت و فرار کرد، رفت به قم و بعد هم به شیراز.»<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۸۱|عنوان= گفت‌و‌گو با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال= نشریهٔ پروین|شماره=۵|صفحات=۱۰تا ۱۱}}</ref><ref name=''تهران''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۸۰|عنوان= مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال= هفته‌نامهٔ ادبیات، ضمیمهٔ روزنامهٔ همشهری}}</ref>
===اولین دیدار===
<font color=darkviolet>{{گفتاورد تزیینی|''درسی داریم به نام آیین نگارش. اسم مدرسش آشنا به نظر می‌رسد، کتاب‌هایش را تا ‌آنجا که به شهرستان رسیده خوانده‌ام. ساعت دوّم با او درس داریم. همه پشت در آمفی‌تئاتر هجوم آورده‌اند. یکی از لنگه‌های در بسته است جمعیت همدیگر را فشار داده و لگدمال می‌کند. کسی را می‌بینم که دولا شده، چفت در را پایین کشیده و در کناری می‌ایستد. مردی بلند قامت و کشیده با سبیلی پهن، صورتی گندم‌گون و چانه‌ای مستطیلی. کراوات نداشت لباسی معمولی به‌تن داشت، فکر می‌کردی شغلش رانندگی است. تا آن‌‌وقت عکسش را ندیده بودم.{{سخ}}
آمد و در پای تخته‌سیاه ایستاد. با‌دقت گچ‌های پای تخته‌ را برداشت مثل اینکه خرده‌نان پای دیوار را برمی‌دارد و با همان احترام، که می‌گفتی الان گچ‌ها را می‌بوسد، اما نبوسید گچ‌ها را روی لبهٔ تخته‌سیاه گذاشت به چند قطعه گچ دیگر هم دست برد که زیر پاها خرد شده بود. رفت و نشست پشت میز. فهمیدم که او [[جلال آل‌احمد]] است.''<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۶۹|عنوان= سه‌شنبه‌ها، به‌ياد جلال آل‌احمد|ژورنال= نشریهٔ کلک|شماره= ۶}}</ref>}}</font>   
===لحظهٔ وداع===
جلسهٔ هیئت دبیران [[کانون نویسندگان ایران]] روز سه‌شنبه دوم اردیبهشت ۹۶تشکیل می‌شود. [[هوشنگ گلشیری]] به‌علت بیماری در جلسه حضور ندارد. به پیشنهاد درویشیان بعد از جلسه جهت عیادت به خانهٔ گلشیری می‌روند. گلشیری حال مساعدی ندارد. به‌همراه همسرش، [[فرزانه طاهری]] او را به بیمارستان می‌برند.
در بیمارستان علی‌اشرف آخرین بیانیهٔ کانون، با موضوع توقیف مطبوعات، که همان روز تهیه شده بود را برایش می‌خواند و او به‌کندی امضا می‌کند. فرم پذیرش بیمارستان را برای پرکردن نزد گلشیری می‌برد « به شماره شناسنامه و نام پدر که رسیدم هوشنگ به یاد نیاورد و مات و با دهان باز نگاهم کرد. یکه خوردم و غصه به جانم ریخت. پس از آن دیگر هوشنگ را هوشیار ندیدیم یک ماه و ده روز با مرگ دست‌به‌گریبان بود و عاقبت روز دوشنبه ۱۶خرداد تسلیم شد.»<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۷۹|عنوان= بوی طلوع صبح را ما نیز شنیده بودیم|ژورنال= نشریهٔ دنیای سخن|شماره= ۹۱}}</ref>
===داستان بیماری===
پس از بازگشت از سفر کردستان عراق دچار سکتهٔ مغزی می‌شود. خودش دیدن فیلم صحنه‌ٔ اعدام کردهای عراق را عامل این اتفاق می‌داند.
«بیست و چهار ساعت قبل از بیماری صحنهٔ اعدام کردهای عراق را دیدم که این‌طور شدم. اعدام‌هایی که به دستور صدام حسین انجام می‌گرفت. اصلاً برایم باورکردنی نبود. آن صحنه‌های آزاردهنده از جلوی چشمانم محو نمی‌شد.»<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۸۶|عنوان= دیدار با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال= نشریهٔ چیستا|شماره= ۲۴۴و ۲۴۵|صفحات=۲۹۲تا ۲۹۵}}</ref>
===پیغام درخت‌ها===
پس از مرگ [[جلال آل‌احمد]] پیامی برای [[سیمین دانشور]] می‌فرستد، بند آخر کتاب [[سووشون]]،{{سخ}}
«خواهرم گریه نکن در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت و باد پیغام هر درختی را به درختی دیگر خواهد رساند و درخت‌ها از باد می‌پرسند در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»
سیمین در جواب می‌گوید:{{سخ}}
<font color=darkviolet>'''<center>''علی‌اشرف تو هم پیغام درخت‌ها را به درختان دیگر برسان.''<ref name=''تهران''/></center>'''</font>


==داستانک==
===داستانک‌های انتشار===
===داستانک‌های انتشار===
===داستانک عشق===
===داستانک عشق===
خط ۷۹: خط ۱۲۲:
===عکس سنگ‌قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===
===عکس سنگ‌قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن===
===داستان‌های دیگر===
===داستان‌های دیگر===
 
==زندگی و تراث==<ref>{{پک|علی‌اشرف درویشیان|۱۳۷۸|ک= خاطرات صفرخان، صفر قهرمانیان، سی‌و‌دو سال مقاومت در زندان‌های شاه|}}</ref>
==زندگی و تراث==
<ref name=''فرهنگ''/> <ref name=''ایسنا''/> <ref name=''مردمردم''/><ref name=''همشهری''/><ref name=''دری''/><ref name=''تهران''/> <ref name=''معیار''/><ref name=''صدسال''/>
<ref name=''اجمالی''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۵بهمن ۱۳۸۰|عنوان= نگاهی اجمالی به آثار علی‌اشرف درویشیان پیش از انقلاب|ژورنال= چیستا|شماره= ۲۴۴و ۲۴۵|صفحات=۲۹۷تا ۳۰۲}}</ref> <ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.bbc.com/persian/arts-41776949|عنوان= علی‌اشرف درویشیان، چهرهٔ رنجور ادبیات ایران}}</ref> <ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/KzAo8/خورشید_سالهای_ابری_-کلهر|عنوان= خورشید سال‌های ابری}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=A3Pjl39njwU|عنوان= فرازهایی از زندگی و وداع علی‌اشرف درویشیان}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.karaketab.com/blog/185-کتاب-های-علی-اشرف-درویشیان|عنوان= زندگی و آثار علی‌اشرف درویشیان}}</ref>
* ۱۳۲۰: تولد در کوچهٔ علاقه‌بند‌ها در محلهٔ آبشوران کرمانشاه، گذراندن دورهٔ کودکی در خانواده‌ای فقیر و شرایطی سخت، کارکردن در ریخته‌گری دایی‌اش از شش سالگی، علاقه‌مند شدن به قصّه‌گویی با شنیدن قصّه‌های مادربزرگ و خواندن «شاهنامهٔ کردی» توسط پدرش.
* ۱۳۳۲: در این سال‌ها به‌خواندن روزنامه‌ها و نشریات عمدتاً سیاسی علاقه‌مند شده و فضای سیاسی کشور را نیز رصد می‌کند. کودتای ۲۸ مرداد او را شدیداً متأثر می‌کند. «برای افسرها و سرهنگ‌های حزب توده که اعدام شدند اشک ریختم».
* ۱۳۳۵: ورود به دانشسرای عالی مقدماتی. پی بردن به استعداد و علاقه به‌نوشتن.
* ۱۳۳۷: اتمام تحصیل و شروع کار معلمی در روستاهای کرمانشاه و کردستان به‌مدت هشت سال.
* ۱۳۴۵: تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران، آشنایی با [[سیمین دانشور]]، [[جلال آل‌احمد]]، [[صمد بهرنگی]] و شروع جدی نویسندگی.
* ۱۳۴۷: مرگ صمد بهرنگی او را شدیداً متأثر می‌کند. «صمد جاودانه شد» را می‌نویسد.
* ۱۳۵۰: درحال جمع‌آوری قصّه‌ها و افسانه‌های عامیانه در روستاهای کرمانشاه، توسط ساواک دستگیر شده و پس از تحمل ۸ماه شکنجه و حبس آزاد می‌شود. دو ماه بعد به علت نوشتن و پخش اعلامیه‌ علیه جنایات رژیم شاه در جریان «سیاهکل» و اعدام‌ها دستگیر شده و به ۷ماه زندان محکوم می‌شود . همچنین از دانشگاه اخراج شده و از شغل معلمی نیز منفصل می‌گردد.
* ۱۳۵۳: ازدواج با «شهناز دارابیان». به روستاهای سیستان‌وبلوچستان سفر می‌کند فقر حاکم بر زندگی مردم او را شدیداً تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در بازگشت به تهران وقتی متوجه می‌شود شاه با خانواده‌اش برای اسکی به سوئیس رفته اند طی بیانیه‌ای به وضعیت فقر و زندگی شاه اعتراض می‌کند. به خاطر همین بیانیه، انتشار مجموعهٔ [[از این ولایت]] و همکاری با «ناصر رحمانی‌نژاد» در انجمن تئاتر ایران و فعالیت‌های سیاسی اجتماعی دیگر دستگیر شده و این بار به ۱۱سال زندان محکوم می‌شود.
* ۱۳۵۴: انتشار مجموعه داستان [[آبشوران]].
* ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷: گذراندن دوره محکومیت در زندان‌های «اوین» «کمیتهٔ مشترک» و «قصر». در زندان به نوشتن ادامه می‌دهد. داستان‌های «فصل نان»، «رنگینه»، «همراه‌ آهنگ‌های بابام» و «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما» به کمک «شهناز»، همسرش، به بیرون زندان انتقال داده‌شده و چاپ می‌شوند.
* ۱۳۵۷: از زندان آزاد می‌شود. نویسندگی را با محوریت ادبیات کودک و نوجوان ادامه می‌دهد. انتشار «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما»، «ابر سیاه هزار چشم»، «کی برمی‌گردی داداش‌جان»، «گل طلا و کلاش قرمز»، «روز اول تعطیلی» و «کتاب بیستون».
* ۱۳۵۸: انتشار رمان [[سلول ۱۸]]، مجموعه داستان «آتش در کتابخانهٔ بچه‌ها».
* ۱۳۵۹: گردآوری و انتشار «کتاب کودکان و نوجوانان».
* ۱۳۶۰: گردآوری مجموعهٔ «جنگ به روایت بچه‌ها».
* ۱۳۶۶: انتشار «افسانه‌ها و متل‌های کردی».
* ۱۳۷۰: انتشار رمان چهارجلدی [[سال‌های ابری]].
* ۱۳۷۳: عضویت در [[کانون نویسندگان ایران]] و امضای بیانیهٔ «ما نویسنده‌ایم». انتشار مجموعه داستان [[درشتی]].
* ۱۳۷۶: مسئولیت کمیتهٔ تدارکات مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران را برعهده می‌گیرد.
* ۱۳۷۵: انتشار مجموعه داستان «از ندارد تا دارا» «مجموعه مقالات» و «فرهنگ کردی فارسی».
* ۱۳۷۷(۱۹۹۸م): انتشار مجموعه داستان «شب آبستن است» در سوئد، انتشارمجموعهٔ ۱۹جلدی «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» به‌همراه [[رضا خندان مهابادی]].
* ۱۳۷۸: انتشار «خاطرات صفرخان، سی‌و‌دو سال مقاومت در زندان‌های شاه». به عنوان یکی از اعضای هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب می‌شود. در تشییع جنازهٔ‌ [[محمد‌جعفر پوینده]]، از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای، سخنرانی می‌کند.
* ۱۳۷۹: انتشار «یادمان صمد بهرنگی».
* ۱۳۸۰: همکاری با رضا خندان مهابادی و انتشار مجموعهٔ «داستان‌های محبوب من».
* ۱۳۸۱: انتشار مجموعهٔ «چون و چرا» و «نامهٔ کانون نویسندگان ایران: ویژهٔ احمد شاملو».
* ۱۳۸۳: نوشتن مجموعه داستان «داستان‌های تازه‌داغ» که در ایران اجازه انتشار پیدا نکرده و در آلمان به چاپ می‌رسد.
* ۱۳۸۴: گردآوری و ترجمهٔ «داستان‌های کوتاه از نویسندگان معاصر کرد».
* ۱۳۸۶: دچار عارضهٔ سکتهٔ مغزی می‌شود و مدت‌ها با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند.
* ۱۳۹۰: انتشار «دانه و پیمانه» با همکاری رضا خندان مهابادی.
* ۱۳۹۶: خاموشی در روز چهارم آبان ماه.
===سال‌شمار زندگی===
===سال‌شمار زندگی===
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===
===کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری===
===شخصیت و اندیشه===
===که بود و چگونه می‌اندیشید===
درویشیان فردی مهربان، دلسوز و عاشق بود که چون خودش رنج کشیده و از عمق مردم برخاسته بود پیوندی دائمی با جامعه داشت. زبانش ساده و صمیمی بود. مبارزی بود که عشق، عدالت و آزادی جوهر زندگی‌اش بود و همهٔ عمرش با فقر، فساد، تبعیض، بی‌عدالتی، خفقان و سانسور جنگید. او را راوی رنج‌های مردم و دردهای کودکان گفته‌اند.<ref name=''ققنوس''/><ref name=''زرافشان''/><ref name=''هلند''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=m6DHZSnGCQI|عنوان= بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان در هلند}}</ref>
====پیوند نویسنده و جامعه====
درویشیان معتقد است که: نویسنده نمی‌تواند از متن جامعه فاصله داشته و جدا از دردها، آرمان‌ها و مبارزات ملّت خود باشد، بلکه باید همراه جامعه حرکت کند. <ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.perslit.com/a.a.darvishian.mosahebeh%20ye%20ghabil.htm|عنوان= من همان شریف سال‌های ابری هستم}}</ref> در جامعه‌ای که در آن استخوان‌های لطیف کودکان در زیر بارهای طاقت‌فرسا، در برابر آتش کوره‌ها و با کار در خیابان‌ها خرد شده و نالهٔ زنان و مردان زحمتکش به گوش کسی نمی‌رسد یک هنرمند حساس نمی‌تواند فارغ از بی‌عدالتی و سرکوب سیاسی دوران خود باشد.<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۸۱|عنوان= مقدمه‌ای بر ادبیات داستانی پس از انقلاب|ژورنال= نشریهٔ فرهنگ توسعه|شماره= ۲۷}}</ref>
====جهل و فقر====
درویشیان به دو پدیدهٔ جهل و فقر توجهی خاص دارد و این دو را در رابطه‌ای ناگسستنی قرار می‌دهد که هر یک دیگری را تولید کرده و در جهت حفظ یکدیگر حرکت می‌کنند.<ref name=''اجمالی''/>
====تخیل و واقعیت====
درویشیان واقعیت و تخیل را از همدیگر جدایی‌ناپذیر دانسته و معتقد است توجه به هر دو برای نویسندگی ضروری است. او ریشه‌ٔ تخیل را واقعیت دانسته و یکی از وظایف عمدهٔ مدارس را پرورش تخیل بچه‌ها می‌داند.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://www.ion.ir/news/278275/|عنوان= مصاحبه منتشر‌نشده با درویشیان: لباس واقعیت به داستان پوشاندم}}</ref>
====دربارهٔ سانسور====
سانسور خواه با نام ممیزی، نظارت، بررسی و ارشاد باشد یا هرنام دیگری را امری پلید می‌داند و معتقد است نویسنده باید به‌عنوان وجدان آگاه و بیدار جامعه‌ آزادانه بتواند در برابر بی‌قانونی‌ها، رواج انواع فساد، انحصارگرایی، ظلم و ستم ایستادگی کند.<ref>{{پک|علی‌اشرف درویشیان|۱۳۸۱|ک= چون‌و‌چرا|}}</ref>
===زمینهٔ فعالیت===
===زمینهٔ فعالیت===
درویشیان در زمینه داستان‌، رمان‌، ادبیات کودک و نوجوان، پژوهشگری فرهنگ عامه، ترجمه و نقد فعالیت کرده است.
===یادمان و بزرگداشت‌ها===
===یادمان و بزرگداشت‌ها===
===از نگاه دیگران (چند دیدگاه مثبت و منفی)===
بعد از درگذشت او مراسمی در کشورهای آلمان، فرانسه، اتریش، هلند و کانادا برگزار شد اما از برگزاری مراسم یادبود او در تهران جلوگیری به عمل آمد.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.dw.com/fa-ir/جلوگیری-از-برگزاری-مراسم-یادبود-علی-اشرف-درویشیان-در-تهران/a-41619577|عنوان=جلوگیری از یرگزاری مراسم یادبود علی‌اشرف درویشیان}}</ref>
===نظرات فرد دربارهٔ خودش و آثارش===
===از چشم دیگران===
===تفسیر خود از آثارش===
[[پرونده:dowlatabadi.jpg|۱۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
===موضع‌گیری‌های او دربارهٔ دیگران===
[[محمود دولت‌آبادی]]{{سخ}}
===همراهی‌های سیاسی===
{{گفتاورد تزیینی|علی‌اشـرف درویشـیان، نویسـندۀ مردمان تهیدست و نکبت‌زدۀ لایه‌های ناپیدای جامعۀ ما بود. او بیمار یک مریضی باستانی در سـرزمین ما ایران بود و آرزومند آنکه روزی این بیماری درمان بشود که البته نشد و به نظر می‌رسد به این زودی‌ها هم شدنی نخواهد بود.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96080402487/نوشته-دولت-آبادی-برای-درگذشت-درویشیان|عنوان=نوشتهٔ دولت‌آبادی برای درگذشت درویشیان</ref>}}
===مخالفت‌های سیاسی===
[[پرونده:mo.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[هوشنگ مرادی کرمانی]]{{سخ}}
{{گفتاورد تزیینی|درویشیان نیز به شیوهٔ‌ [[صمد بهرنگی]] گسترهٔ‌ قلم را به ‌میان کودکان فرودست جامعه برد و از تنهایی‌ها، رنج‌ها و آلام این کودکان نوشت، کودکانی که جامعه به آنها ظلم کرده‌ است، و از اختلافات طبقاتی سخن گفت اما این به آن معنا نیست که دنباله‌روی صمد بود بلکه شیوهٔ خاص خود را داشت.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= http://news.mellimihani.com/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2/|عنوان= مرگ داشی در پاییز</ref>}}
[[پرونده:rezakhandan.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[رضا خندان مهابادی]]{{سخ}}
{{گفتاورد تزیینی|پشتوانهٔ درویشیان در کارهایش خوش‌نامی و محبوبیتش میان مردم و اعتبار بی‌چون‌وچرایش میان بخشی از روشنفکران و نویسندگان است. او به‌عنوان نویسنده و به‌عنوان انسانی مسئول به وظیفهٔ خود عمل کرد و تاوانش را نیز با حبس و آزار و توهین و تخطئه پرداخت.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=TtIEyBbMdtU|عنوان= گرامیداشت علی‌اشرف درویشیان</ref>}}
[[پرونده:mirabed.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[حسن میرعابدینی]]{{سخ}}
{{گفتاورد تزیینی|هماهنگی فرم و محتوا در دو مجموعهٔ اول درویشیان، در اغلب داستان‌های بعدی او دیده نمی‌شود. بی‌توجهی به صناعت نگارش، درویشیان را از آفریدن آثاری زنده بازمی‌دارد. او مضمون مورد نظرش را می شناسد، اما آن را به شیوه‌ای خلاق نمی‌پروراند. همراه نبودن قریحهٔ هنری با صداقت پرشور برای افشای ناروایی‌های اجتماعی، در آخرین داستان‌های درویشیان به ساده‌کردن واقعیت منجر می‌شود. به‌طوری‌که داستان‌ها در حد بیان رنج‌های فردی و شرح سطحی مسائل اجتماعی می‌مانند و توان رسیدن به مرحلهٔ هنر را نمی‌یابند.<ref name=''صدسال''/>}}
[[پرونده:langroodshams.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[شمس لنگرودی]]{{سخ}}
{{گفتاورد تزیینی|درویشیان در کودکی بشریت می‌زیست؛ با چشم‌اندازهای زیبا به آیندهٔ بشریت؛ همان که نوکیسگان فرهنگی و اقتصادی در دل به سادگی‌اش تسخر می‌زنند. او رنج می‌برد، و پس پشت طنزش جریانی از درد جاری بود. زندگی درویشیان به پاس دست‌یافتن به رویاهایش، آینده‌ای کم دغدغه برای تهیدستان، همواره در زندان و دربه‌دری گذشت.<ref>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96080402423|عنوان= نوشتار شمس لنگرودی برای درگذشت درویشیان</ref>}}
[[پرونده:nasimkhaksar.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[نسیم خاکسار]]{{سخ}}
{{گفتاورد تزیینی|در بیشتر داستان‌های درویشیان تقلایش را برای یافتن راهی جهت بازآفرینی درست واقعیت‌های اجتماعی در زیر سایهٔ سانسور می‌توان دید. یکی از ویژگی‌های سبکی کارهای او زبان همراه با طنزش است. او از طنز در کارهایش بجا استفاده می‌کند.<ref name=''فرانکفورت''/>}}
===دربارهٔ نوشتن===
درویشیان خود را تسلیم جبر نمی‌داند او نویسنده را مبارزی اجتماعی می‌داند که باید برای تغییر و بهبود شرایط بنویسد. وی دربارهٔ دلیل نوشتنش می‌گوید:{{سخ}}
<font color=darkolive>'''''اتفاقاتی که در جامعه می‌افتاد و دل من را به درد می‌آورد، وضعیت کودکان فقیر و بی‌عدالتی موجود در جامعه محرک اصلی نوشتنم بوده است.'''''<ref name=''دری''/></font>
===محبو‌ب‌ترین===
دو تا از داستان‌هایم را خیلی دوست دارم این دو، داستان‌های محبوب من هستند داستان «هتاو» در مجموعهٔ [[از این ولایت]] و «درشتی» در مجموعهٔ‌ [[درشتی]].<ref name=''معیار''/>
===دیگران در نگاه او===
[[پرونده:jalal .jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[جلال آل‌احمد]]{{سخ}}
سفرهای طولانی او که اغلب با پای پیاده می‌رفت در غنا و تازگی آثارش تأثیر مهمی داشت. می‌توان گفت او از اولین کسانی بود که بیرون‌آمدن از محدودهٔ‌ تنگ نویسنده و قدم گذاشتن در بین مردم را باب کرد زیرا او در متن حوادث زندگی می‌کرد و قدم او قلم او بود.<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۷۸|عنوان= جلال آل‌احمد و فرهنگ مردم|ژورنال= آدینه|شماره=۱۴۰}}</ref>
[[پرونده:bozorgalavi.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[بزرگ علوی]]{{سخ}}
ادبیات ستیز که بی‌تردید پرچمدارش نویسندگانی چون بزرگ علوی بودند به روشن‌کردن بسیاری از جنبه‌های زندگی مردم می‌پرداخت و ما را به فهم و درک معنای هستی‌مان و دنیای پیرامونمان نزدیک می‌کرد تا بدانیم که کیستیم و در چه جهانی و با چه کسانی و در چه شرایطی زندگی می‌کنیم. به قول چخوف «وقتی به انسان‌ها نشان دهی در چه وضعی به‌سر می‌برند به فکر زندگی بهتر می‌افتند.»<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۷۶|عنوان= بزرگ علوی، بزرگمرد ادبیات ستیز و تعمق|ژورنال= دنیای سخن|شماره=۷۳}}</ref>
[[پرونده:jafarpooyandeh.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[محمدجعفر پوینده]]{{سخ}}
این انسان تراژیک، در طول زندگی کوتاهش بسیاری از نابسامانی‌های روزگار خویش را شخصاً تجربه کرد امّا در برابر این نابسامانی‌ها خاموش و منفعل نبود. بیش از بنیه و توان خود کار کرد و در راه پرسنگلاخ زندگی‌اش با گام‌های استوار و بدون‌ واهمه پیش رفت. او نویسنده و مترجمی بود که بدون بیم و ترس پردهٔ انزوای روشنفکرانه را پس زد و در میان مردم با آنها هم‌دردی کرد و دلش تا آن زمان که دست‌های ناپاک تاریک‌فکران گلویش را فشرد به یاد و خاطر آنان تپید.<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۷۹|عنوان= خدمت‌گذار حقیقت، خدمت‌گذار آزادی|ژورنال= جهان کتاب|شماره=۱۱۹و ۱۲۰}}</ref>
[[پرونده:jamalzademohamadh.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[محمد‌علی جمال‌زاده]]{{سخ}}
بی‌تردید نام جمال‌زاده در ادبیات معاصر ما به‌عنوان نواندیش و آغازگر خواهد ماند. اما سال‌های زندگی بی‌دردسر در ژنو آرام‌آرام او را از مسائل واقعی و ملموس ایران دور کرد. به‌همین‌جهت در آثارش دیگر آن شور و حرارت اولیه به‌چشم‌نمی‌خورد و طی سال‌های بسیاری که در خارج زیست نسبت به بسیاری از مسائل حیاتی و سرنوشت‌سازی که در میهن ما اتفاق افتاد ساکت ماند.<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۷۶|عنوان= دور از اضطراب زیستن|ژورنال= فرهنگ توسعه|شماره=۳۱}}</ref>
[[پرونده:samad.jpg|۴۰px|thumb|بندانگشتی|راست|<center>''''''</center>]]
[[صمد بهرنگی]]{{سخ}}
درون‌مایهٔ اغلب آثار او انکار و عصیان است. انکار هرآنچه که دست‌ و‌ پای قهرمانان داستان‌هایش را برای رسیدن به ‌آزادی گرفته و عصیان بر ضد قراردادهایی که فقط برای بازداشتن مردم از تحرک، اعتراض وعمل بسته شده بود. <ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۷۸|عنوان= همدل با کودکان بی‌پناه|ژورنال= جهان کتاب|شماره=۹۷و ۹۸}}</ref>
===بر سر سفرهٔ خون نمی‌نشینم===
سال ۸۱قرار است سمیناری دولتی تحت عنوان «سمینار جهانی ادبیات داستانی و گفت‌و‌گوی تمدن‌ها» در جزیرهٔ کیش برگزار شود نام درویشیان در بین مدعوین به چشم می‌آید. درویشیان با انتشار نامه‌ای ضمن اعتراض به وضعیت سیاسی اقتصادی موجود، مخالفت خود را با دعوت از خودش و همچنین تشکیل سمینار اعلام می‌کند. وی در پایان نامه می نویسد: <font color=darkolive>'''<center>''من بر سر سفرهٔ خون نمی‌نشینم.''<ref name=''تهران''/></center>'''</font>
===ما نویسنده‌ایم===
درویشیان یکی از امضاکنندگان بیانیهٔ معروف «ما نویسنده‌ایم» بود. امضاکنندگان این بیانیه که توسط [[کانون نویسندگان ایران]] به‌سال ۷۳منتشر شد ضمن اعتراض به سانسور خواهان به رسمیت شناخته‌شدن تشکل صنفی نویسندگان و رعایت آزادی اندیشه و بیان شدند.
===تاثیرپذیری از صمد===
درویشیان خود را متأثر از نویسنده‌هایی چون [[جلال آل‌احمد]]، [[محمدعلی جمال‌زاده]]، [[صادق هدایت]]، [[صادق چوبک]]، [[بزرگ علوی]] می‌دانست اما تأثیر [[صمد بهرنگی]] بر زندگی و نویسندگی‌اش بی‌مانند است.{{سخ}}
<font color=darkviolet>{{گفتاورد تزیینی|''صمد بهرنگی را دوبار در منزل جلال آل‌احمد و [[سیمین دانشور]] دیده بودم. هم من آدم خجولی بودم و هم صمد و در ضمن هردوی ما مجذوب آل‌احمد بودیم و در نتیجه فرصتی نشد که با هم گفت‌‌و‌گو کنیم زیرا او به تبریز رفت و من به کرمانشاه. من و او خیلی به هم شبیه بودیم. او فقط یک سال از من بزرگ‌تر بود، وقتی کارهایش را می‌خواندم، می‌دیدم که چقدر زندگی ما شبیه هم است. او در دانشسرای مقدماتی تبریز درس خوانده بود و من در کرمانشاه. او به دهات تبریز رفت و درس داد و من در کرمانشاه و کردستان. اگرچه محیطی که صمد در آن رشد کرده بود محیط بارورتری بود. او با کسانی چون [[غلام‌حسین ساعدی]]، «غلام‌حسین فرنود» و «رحیم رئیس‌نیا» حشر‌و‌نشر داشت و محیط کرمانشاه فاقد این ویژگی بود، اما همین شباهت‌های ما باعث شد که من عاشق او شدم و وقتی کارهایش را خواندم دیدم که می‌شود من هم مثل او در زمینهٔ ‌ادبیات کار کنم.'' <ref name=''تهران''/><ref name=''دری''/>}}</font>
===نامه‌های سرگشاده===
===نامه‌های سرگشاده===
===نام‌های دسته‌جمعی===
===نام‌های دسته‌جمعی===
خط ۱۰۹: خط ۲۳۴:
===علت شهرت===
===علت شهرت===
===فیلم ساخته شده براساس===
===فیلم ساخته شده براساس===
مستند «خورشید سال‌های ابری» به‌کارگردانی «مصطفی ساروقی» دربارهٔ علی‌اشرف درویشیان ساخته و به‌سال ۹۶نمایش داده شد.
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===
===حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود===
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===
===اتفاقات بعد از انتشار آثار===
خط ۱۱۶: خط ۲۴۲:
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===
===ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره===
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===
===برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد===
==آثار و کتاب‌شناسی==
==آثار و کتاب‌شناسی==
===محتوا===
درویشیان متفکری سوسیالیست بود و در آثارش توجه به عدالت اجتماعی و کنکاش در طبقهٔ فرودست مشخص است.<ref name=''اجمالی''/> ساختار رئالیستی داستان‌های درویشیان را در درجهٔ نخست باید ناشی از ویژگی‌های پیرنگ داستان‌های او و در درجهٔ بعد ناشی از بازنمایی رنج‌ها و بی‌عدالتی‌ها دانست که زندگی زحمت‌کشان با آن عجین شده است.<ref>{{پک|حسین پاینده|۱۳۹۱|ک= داستان کوتاه در ایران، داستان‌های رئالیستی و ناتورالیستی|}}</ref> پرداختن به خرافه، جهل و فقر فرهنگی نیز در اکثر نوشته‌های او مشهود است. <ref name=''ناتورالیسم''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۹۶|عنوان= تحلیل رمان سال‌های ابری و مجموعه‌داستان آبشوران براساس اصول مهم ناتورالیستی|ژورنال= پژوهش ادبیات معاصر جهان|شماره= ۷۶|}}</ref> در آثار درویشیان آگاهی دهنده و طبقهٔ کارگر، روشنفکران و تودهٔ مردم را در کنار هم می‌بینیم.<ref name=''ونکوور''>{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=NprtevkKjZs|عنوان= پاسداشت علی‌اشرف درویشیان در ونکوور}}</ref>
===زبان===
درویشیان به دلیل جامعه‌گرایی و اعتقاد به تعهد اجتماعی تاکید زیادی بر تکنیک‌های متداول داستان‌نویسی ندارد. زبان او زبانی ساده همراه با طنزی تلخ و نثرش نثری روان به شکلی صریح و گزارشی است <ref name=''اجمالی''/> انتخاب این زبان صمیمی و نزدیک به محاوره، زبانی بین کردی و فارسی، به این دلیل است که خود او در فضایی که داستان‌هایش در آن شکل می‌گیرد زندگی کرده و به‌خوبی به زبان و گویش مردمان آن آشنا است.<ref name=''ناتورالیسم''/> <ref name=''مصاحبه''/> او از این زبان برای توصیف فضاهای بومی و بیان افسانه‌ها، آداب و رسوم محیط زندگی‌اش جهت زیبایی‌آفرینی و ایجاد تأثیر ژرف‌تر در مخاطبش استفاده می‌کند.<ref name=''محفوظ''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۹۴|عنوان= بررسی تطبیقی پوپولیسم در چند داستان کوتاه از علی‌اشرف درویشیان و نجیب محفوظ|ژورنال= ادبیات تطبیقی|شماره= ۱۲|}}</ref>
===شخصیت‌ها===
شخصیت‌های داستان او مردمی هستند که مشکلاتشان برای مخاطب قابل درک است. بزرگ‌ترین مشکل جامعه در داستان‌های او فقر، تضاد طبقاتی و فقدان عدالت است.<ref name=''محفوظ''/>
===فضای داستان===
فضای داستان‌ها غالباً سیاه، تراژیک و غم‌انگیز است. ترسیم دقیق فضاهای داستان در واقع تأکیدی بر نقش عامل محیط در شکل‌گیری شخصیت انسان‌ها، پرسوناژهای داستان، است.<ref name=''ناتورالیسم''/>
===زاویه دید===
داستان‌هایش اغلب روایی و زاویهٔ دید در برخی کارهای او اول شخص است. وی معتقد است: وقتی شخصیت اصلی داستان را روایت می‌کند واقعه قابل پذیرش‌تر می‌شود و در زاویهٔ دید اول شخص، تجربیات و احساسات هیجان‌انگیز از صمیم قلب بیان می‌شود و غالباً داستان‌ صمیمانه‌تر و موثرتر از آب درمی‌آید و ارتباط مطالب داستان نیز ساده‌تر است.<ref name=''رامان''/>
===سبک و لحن و ویژگی آثار===
===سبک و لحن و ویژگی آثار===
===کارنامه و فهرست آثار===
===کارنامه و فهرست آثار===
====رمان====
* [[س‍ال‍ه‍ای اب‍ری]]، ۱۳۷۰، نشر اسپرک. ۱۳۷۹نشر چشمه.
* [[س‍ل‍ول ۱۸]]، ۱۳۵۸، انتشارات نگاه. ۱۳۸۱، انتشارات آتنا. ۱۳۷۸، برلین: نشر گردون.
====مجموعه داستان====
* [[از ای‍ن ولای‍ت]]، ۱۳۵۲، انتشارات صدای معاصر، شبگیر.
* از ن‍دارد ت‍ا دارا، ۱۳۷۵ن‍ش‍ر س‍ه‍ن‍د.
* [[آبشوران]]، با نام لطیف تلخستانی، ۱۳۵۴، انتشارات شبگیر. آبشوران، با نام علی‌اشرف درویشیان، ۱۳۵۸، انتشارات یارمحمد.
* [[درش‍ت‍ی]]، ۱۳۷۳، ن‍ش‍ر چ‍ش‍م‍ه.
* شب آبستن است، ۱۳۷۵(۱۹۹۸م)، سوئد، نشر کتاب ارزان.
* همراه آهنگ‌های بابام، ۱۳۵۳، شباهنگ.
* ف‍ص‍ل ن‍ان، ۱۳۵۷، انتشارات ش‍ب‍اه‍ن‍گ.
* داس‍ت‍ان‌ه‍ای ت‍ازه داغ، در آلمان به چاپ رسیده است.
====گ‍ردآوری و ت‍رج‍م‍ه====
* داس‍ت‍ان‌ه‍ای ک‍وت‍اه از ن‍وی‍س‍ن‍دگ‍ان م‍ع‍اص‍ر ک‍رد، ۱۳۸۴، نشرچ‍ش‍م‍ه
====ادبیات کودک و نوجوان====
* روزنامه دیواری مدرسهٔ ما، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر
* کی برمی‌گردی داداش‌جان؟، ۱۳۵۷، انتشارات یارمحمد.
* آتش در کتابخانهٔ بچه‌ها، ۱۳۵۸، انتشارات نوباوه.
* گل طلا و کلاش قرمز، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر.
* ابر سیاه هزار چشم، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر.
* رنگینه: قصه برای کودکان، ۱۳۵۳، انتشارات نگاه.
* کتاب کودکان ونوجوانان، گردآوری، ۱۳۵۹، نشر نوباوه.
====دیگر آثار====
* کتاب بیستون، گردآوری، ۱۳۵۷، نشر شباهنگ.
* چ‍ون و چ‍را، مقاله، نقد، گفت‌و‌گو، سخنرانی، ۱۳۸۱، نشر اشاره.
* داس‍ت‍ان‍ه‍ای م‍ح‍ب‍وب م‍ن، گزینش، نقد و بررسی، به همراه [[رضا خندان مهابادی]]، ۱۳۸۰، نشر چشمه.
* دانه و پیمانه، مجموعهٔ نقد و بررسی رمان و داستان کوتاه، به همراه رضا خندان مهابادی، ۱۳۹۰، نشر چشمه.
* [[ف‍ره‍ن‍گ اف‍س‍ان‍ه‌ه‍ای م‍ردم ای‍ران]]، به‌همراه رضا خندان مهابادی، ۱۳۷۷، نشر آنزان.
* خ‍اطرات ص‍ف‍رخ‍ان، صفر قهرمانیان، س‍ی و دو س‍ال م‍ق‍اوم‍ت در زن‍دان‌ه‍ای ش‍اه، ۱۳۷۸، نشر چشمه.
* اف‍س‍ان‍ه‌ه‍ا و م‍ت‍ل‌ه‍ای ک‍ردی ۲جلد دری‍ک م‍ج‍ل‍د، ۱۳۸۰، ن‍ش‍ر چ‍ش‍م‍ه.
* ج‍ن‍گ ب‍ه‌روای‍ت ب‍چ‍ه‌ه‍ا، گردآوری: ق‍ص‍ه، ش‍ع‍ر، م‍ق‍ال‍ه، ت‍ح‍ق‍ی‍ق، ن‍ق‍د و ب‍ررس‍ی، م‍ع‍رف‍ی ک‍ت‍اب، تهران.
* ف‍ره‍ن‍گ‌ ک‍ردی‌ ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ی‌: ک‍ردی‌ ف‍ارس‍ی‌، ۱۳۷۵، نشر سهند
* م‍ق‍الات، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر.
* نامهٔ [[کانون نویسندگان ایران]]: ویژهٔ [[احمد شاملو]]، به‌کوشش علی‌اشرف درویشیان با همکاری کمیسیون فرهنگی کانون نویسندگان ایران، ۱۳۸۱، انتشارات آگاه
* ص‍م‍د ج‍اودان‍ه ش‍د، ۱۳۵۲، سازمان چاپ و نشر کتاب.
* ی‍ادم‍ان [[ص‍م‍د ب‍ه‍رن‍گ‍ی]]، ۱۳۷۹، انتشارات کتاب و فرهنگ.
====آثار منتشرنشده====
* عقاید و رسوم مردم کرمانشاه ،پژوهش.
* همیشه مادر، رمان. این رمان دربارهٔ «فاطمه سعیدی»، مبارز و زندانی سیاسی و عضو سازمان «چریک‌های فدایی خلق» و مادر «شایگان‌ها»، چهار فرزند او که از اعضای «چریک‌های فدایی خلق» بودند و توسط ساواک کشته شدند، است.
آثار درویشیان به زبان‌های فرانسه، آلمانی، انگلیسی، عربی، کردی، ترکی، ارمنی، روسی، سوئدی، نروژی و اخیراً به زبان فنلاندی ترجمه شده است.
===جوایز و افتخارات===
===جوایز و افتخارات===
در دهمین دورهٔ [[جایزهٔ ادبی هوشنگ گلشیری]]، از درویشیان برای «تعهد بی‌چون و چرا به آزادی بیان و در امان نگاه داشتنِ حریم قلم از دستبردِ قدرت» و «تصویر صادقانه‌ای که از گذر دردناک جامعهٔ روستایی به جامعهٔ شهری به‌دست داده»، تقدیر به‌عمل آمد. سازمان دیدبان حقوق بشر به‌سال ۲۰۰۷علی اشرف درویشیان را به‌عنوان یکی از ۷نویسندۀ ایرانی معرفی کرد که جایزۀ حقوق بشر «هلمن همت» به آنها تعلق می‌گیرد. این جایزه در سطح جهان به نویسندگانی اعطا می شود که تحت آزار و اذیت سیاسی قرار گرفته اند. هفدهمین دوره جشنوارهٔ فرهنگی گلاویژ در کردستان عراق، در آذر ماه ۱۳۹۲جایزهٔ نخست خود، جایزۀ «هردی» را به درویشیان اهدا کرد.
کتاب «فصل نان» به‌سال ۱۳۵۷به‌عنوان کتاب برگزیدهٔ شورای «کتاب کودک ایران» انتخاب شد.
به‌سال ۱۳۸۶، هشتمین دورهٔ [[جایزهٔ ادبی مهرگان]] جایزهٔ «یک عمر تلاش در عرصهٔ نوشتن» را برای مجموعه آثار علی‌اشرف درویشیان با تأکید بر رمان [[سال‌های ابری]] به وی اهدا کرد.
===بررسی چند اثر===
===بررسی چند اثر===
====ادبیات کودک و نوجوان====
درویشیان با توجه به تجربهٔ معلمی شناخت مناسبی از کودکان و نوجوانان دارد، همین شناخت او باعث خلق شخصیت‌های باورپذیری می‌شود که با ایجاد حس همزادپنداری آموزش از راه ادبیات را ممکن می‌سازد. <ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۹۸|عنوان= درویشیان و ادبیات کودک و نوجوان|ژورنال= روزنامهٔ اعتماد|شماره= ۴۴۴۹}}</ref>
پرداختن به شخصیت‌های کودک و نوجوان مسیر نوشتار او را به سمت‌و‌سوی خاطره‌نویسی و استفاده از حوادث و اتفاق‌های ریزودرشتی که در زندگی  فردی و خانوادگی‌اش روی داده سوق می‌دهد. <ref name=''مردمردم''/>شخصیت‌های اصلی در مجموعه داستان‌های [[آبشوران]]، «فصل نان»، «همراه آهنگ‌های بابام»، «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما» و ... کودکان و نوجوانان هستند. در کتاب «کودکان و نوجوانان» که در دههٔ پنجاه منتشر کرد آثاری از کودکان و نوجوانان را در قالب‌های قصه، شعر، مقاله، نقد و بررسی جمع‌آوری و منتشر کرد. « ما می‌خواهیم شما با همان کلمات ساده‌ٔ خودتان و با همان نگاهی که به طبیعت و زندگی دارید برای ما بنویسید» او با گردآوری این آثار گامی جدی در معرفی آثارادبی کودکان و نوجوانان به جامعهٔ ادبی ایران برداشت.<ref name=''مردمردم''/>{{سخ}}
«علی‌اصغر سیدآبادی» نویسنده و پژوهش‌گر ادبیات کودک و نوجوان معتقد است: متاسفانه در سال‌های اخیر با موجی از آثار ترجمه‌ای رو‌به‌رو هستیم که بازتاب‌دهندهٔ زندگی و دغدغه‌های کودکان و نوجوانان طبقهٔ متوسط آمریکایی است. در این وضعیت علی‌اشرف درویشیان، که دغدغه‌اش نوشتن از کودکان ستمدیده بود، به‌رغم اینکه ممکن است، ادبیات کودک و نوجوانش مد روز نباشد، چیزی برای ما دارد. شاید توجه به این بخش از میراث او کمک کند، کودکان مسئول‌تری داشته باشیم.<ref>{{یادکرد وب|نشانی=https://www.koodakpress.ir/31130|عنوان= میراث درویشیان برای ادبیات کودک امروز}}</ref>
====[[سال‌های ابری]]====
«سال‌های ابری» را می‌توان از لحاظ فرم با قالب «اتوبیوگرافی» و از نظر ساختار معنایی در ردیف آثار «رئالیسم سوسیالیستی» به‌شمار ‌‌‌آورد.<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=  ۱۳۸۶|عنوان= سال‌های ابری در نگاهی نو اتوبیوگرافی|ژورنال= جستارهای ادبی|شماره= ۱۵۹|صفحات= ۱۹۳تا ۲۱۸}}</ref> درویشیان می‌گوید: می‌توانم به‌جرأت بگویم ۹۸درصد این کتاب زندگی من و ماجراهایی است که بر من گذشته است.<ref name=''رامان''/> توجه به قسمت‌هایی از تاریخ و نقل حوادث آن، رمان را با رمان‌های تاریخی پیوند می‌دهد. اگرچه جریان واقعی تاریخ از زبان کودک یا نوجوانی نقل می‌شود که تنها به ارائه تصویری ناقص از تاریخ اکتفا می‌کند. بارزترین وجه این رمان فقر است وجود فقر باعث بی‌سوادی شده و اعتقاد به خرافات و باورها زندگی شخصیت‌ها را تغییر می‌دهد.<ref name=''محتوایی''>{{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۸۶|عنوان= بررسی محتوایی سال‌های ابری|ژورنال= ادبیات داستانی|شماره= ۱۰۹|صفحات= ۹۶تا ۱۰۴}}</ref> شخصیت‌پردازی در اغلب موارد به‌درستی صورت گرفته که باعث ایجاد حس همذات‌پنداری در مخاطب می‌شود.<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۸۷|عنوان= بررسی عناصر داستانی در رمان سال‌های ابری|ژورنال= متن‌پژوهی ادبی|شماره=۳۷|صفحات=۸۲تا ۱۰۶}}</ref> قهرمان داستان، «شریف داوپیشه»، خود درویشیان است. نویسنده با توصیف گستردهٔ مسائل اجتماعی بعد سیاسی رمان را تقویت می‌کند و با انتخاب شخصیت‌های داستان از بین افراد عادی جامعه، کارگران، و قرار‌دادن آنها در متن مبارزه علیه نظام حاکم جریان رودی را نشان می‌دهد که در مسیر خود آنچه را که سرراهش قرار می‌گیرد با خود می‌برد و تبدیل به سیلی بنیان‌کن می‌شود.<ref name=''محتوایی''/>
====[[درشتی]]====
بسیاری از منتقدان مجموعه داستان «درشتی»، را متفاوت‌ترین کار درویشیان می‌دانند. درویشیان در این مجموعه، زبان و سبک روایی پیچیده‌تری را برگزیده است.
داستان‌های این مجموعه در توصیف دوره‌ای است که آدم‌‌هایش دچار ترس و کابوس شده‌ و به صورت اشباحی پریشان درآمده‌اند. درویشیان با بینشی تراژیک غمنامهٔ هستی‌باختگان جنگ و سیاست را می‌سراید. ماجراهای سیاسی، لو رفتن‌ها، دستگیری‌ها و تلواسه‌های روحی نسلی سرگردان و کابوس‌زده و وضع دردناک کودکان روستانشین پشت جبههٔ جنگ از مضامین اصلی کتاب است. تکراری‌بودن مضمون داستان‌ها، از ضعف‌های این کتاب است اما چند داستان این مجموعه نشان از تحولی در کار نویسنده دارد، در این داستان‌ها درویشیان کوشیده است از بیان مستقیم و شعاری درگذرد و مسائل اجتماعی را با خویشتنداری تصویر کند.<ref>{{یادکرد ژورنال|تاریخ=۱۳۷۴|عنوان= ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۳|ژورنال= کلک|شماره=۶۷|صفحات=۱۸۱تا ۱۸۵}}</ref>
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===
===ناشرانی که با او کار کرده‌اند===
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===
===تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها===
==منبع‌شناسی==
==منبع‌شناسی==
* آثار درویشیان در بوتهٔ نقد، جعفر کازرونی، ندای فرهنگ، ۱۳۷۷
* روزی روزگاری با علی‌اشرف درویشیان، فخرالدین احمدی سواد‌کوهی، خارا ، ۱۳۹۷
* یادمان علی‌اشرف درویشیان، محمدرضا آل‌ابراهیم،  سته‌بان، ۱۳۹۶
* تحلیلی بر بیماری‌های اجتماعی در عصر پهلوی بر اساس مکتب رئالیسم، رضا عبادی جامخانه، نسیم احمدی، شیداسب ۱۳۹۱
* کوچه پس‌کوچه‌های رمان، سیدمحمد آرتا، کرمانشاه، ۱۳۹۷
* نگاهی به آثار درویشیان، گلباخی،  کار، ۱۳۵۹
* شناخت‌نامهٔ علی‌اشرف درویشیان، آرش سنجابی، مروارید، ۱۳۸۸
* مضامین اجتماعی در داستان‌های کوتاه علی‌‌اشرف‌ درویشیان و محمد‌عبدالحلیم عبدالله، حمید خنیفر، عاصم ‏‫، ۱۳۹۸.‬‬
* جایگاه زن در آثار محمدباقر میرزاخسروی، مهشید امیرشاهی، علی‌اشرف درویشیان و منصور یاقوتی، افسانه آهنگری، وحید مبارک، رایان‏‫، ۱۳۹۸.‬
===منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)===
===منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)===
==نوا، نما، نگاه==
==نوا، نما، نگاه==
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===
===خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)===
==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس|۲}}
{{پانویس|۲}}
== منابع ==
== منابع ==
 
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی =پاینده|نام =حسین|عنوان= داستان کوتاه در ایران، داستان‌های رئالیستی و ناتورالیستی|ناشر = نیلوفر|شهر=تهران|سال=۱۳۹۱| شابک = ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۴۴۵-۲}}
# {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی =شریفی|نام =محمد|عنوان =فرهنگ ادبیات فارسی|ناشر =فرهنگ نشر نو، معین |شهر=تهران|سال=۱۳۸۷| شابک = ۹۷۸-۹۶۴-۷۴۴۳-۴۱-۸}}
# {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی =میرعابدینی|نام =حسن|عنوان =صدسال داستان‌نویسی ایران|ناشر =چشمه |شهر=تهران|سال=۱۳۸۰| شابک = ۹۶۴-۶۱۹۴-۴۹-۴}}
# {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی =درویشیان|نام =علی‌اشرف|عنوان =خاطرات صفرخان، صفر قهرمانیان، سی‌و‌دو سال مقاومت در زندان‌های شاه|ناشر = چشمه |شهر=تهران|سال=۱۳۷۸| شابک = ۹۶۴-۶۱۹۴-۹۸-۲}}
# {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی =درویشیان|نام =علی‌اشرف|عنوان = چون و چرا|ناشر =اشاره|شهر=تهران|سال=۱۳۸۱| شابک = ۹۶۴-۵۷۷۲-۹۱-۵}}
# {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=مهرابی|نام=سید محسن|تاریخ= پاییز۱۳۹۶|عنوان= مرد مردم، نگاهی به آثار علی‌اشرف درویشیان|ژورنال =نقد کتاب کودک ونوجوان|دوره=۳|شماره=۱۵|صفحات=۲۰۵تا ۲۱۵|تاریخ بازبینی= ۱۰شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۵بهمن ۱۳۸۰|عنوان= مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال =نشریهٔ معیار|شماره=۵۱|تاریخ بازبینی= ۱۳شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= تیر و مرداد ۱۳۸۱|عنوان= گفت‌و‌گو با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال = نشریهٔ پروین|شماره=۵|صفحات=۱۰تا ۱۱|تاریخ بازبینی= ۱۳شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= شهریور ۱۳۶۹|عنوان= س‌شنبه‌ها، به‌یاد جلال آل احمد|ژورنال = نشریهٔ کلک|شماره= ۶|تاریخ بازبینی= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= پاییز ۱۳۷۹|عنوان= بوی طلوع صبح را ما نیز شنیده بودیم|ژورنال = نشریهٔ دنیای سخن|شماره= ۹۱|تاریخ بازبینی= ۱۶شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= دی و بهمن۱۳۸۶|عنوان= دیدار با علی‌اشرف درویشیان|ژورنال = نشریهٔ چیستا|شماره= ۲۴۴و ۲۴۵|صفحات= ۲۹۲تا ۲۹۵|تاریخ بازبینی= ۱۸شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= دی و بهمن۱۳۸۶|عنوان= نگاهی اجمالی به آثار علی‌اشرف درویشیان، پیش از انقلاب|ژورنال = نشریهٔ چیستا|شماره= ۲۴۴و ۲۴۵|صفحات= ۲۹۷تا ۳۰۲|تاریخ بازبینی= ۱۶شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۱۳۷۶|عنوان= مقدمه‌ای بر ادبیات داستانی پس از انقلاب|ژورنال = فرهنگ توسعه|شماره= ۲۷|تاریخ بازبینی= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= اسفند ۱۳۷۸|عنوان= همدل با کودکان بی‌پناه|ژورنال = جهان کتاب|شماره= ۹۷و ۹۸|تاریخ بازبینی= ۱۸شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= فروردین ۱۳۷۶|عنوان= بزرگ علوی، بزرگمرد ادبیات ستیز و تعمق|ژورنال = دنیای سخن|شماره= ۷۳|تاریخ بازبینی= ۱۲شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= مهر ۱۳۷۸|عنوان= جلال آل‌احمد و فرهنگ مردم|ژورنال = آدینه|شماره= ۱۴۰|تاریخ بازبینی= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ=۳۱بهمن ۱۳۷۶|عنوان= دور از اضطراب زیستن|ژورنال = فرهنگ توسعه|تاریخ بازبینی= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ=اسفند ۱۳۷۹|عنوان= خدمت‌گذار حقیقت، خدمت‌گذار آزادی|ژورنال= جهان کتاب|شماره=۱۱۹و ۱۲۰|تاریخ بازبینی= ۱۷شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= پاییز و زمستان ۱۳۹۶|عنوان= تحلیل رمان سال‌های ابری و مجموعه‌داستان آبشوران براساس اصول مهم ناتورالیستی|ژورنال= پژوهش ادبیات معاصر  جهان|شماره= ۷۶|صفحات= ۵۰۱تا ۵۲۴|تاریخ بازبینی= ۱۹شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= بهار و تابستان ۱۳۹۴|عنوان= بررسی تطبیقی پوپولیسم در چند داستان کوتاه از علی‌اشرف درویشیان و نجیب محفوظ|ژورنال= ادبیات تطبیقی|شماره= ۱۲|صفحات= ۲۹۱تا ۳۱۴|تاریخ بازبینی= ۱۷شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= مهر ۱۳۷۴|عنوان= ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۳|ژورنال= کلک|شماره=۶۷|صفحات=۱۸۱تا ۱۸۵|تاریخ بازبینی= ۲۰شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= پاییز ۱۳۸۷|عنوان= بررسی عناصر داستانی در رمان سال‌های ابری|ژورنال= متن‌پژوهی ادبی|شماره=۳۷|صفحات=۸۲تا ۱۰۶|تاریخ بازبینی= ۱۹ شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= مرداد ۱۳۸۶|عنوان= بررسی محتوایی سال‌های ابری|ژورنال= ادبیات داستانی|شماره= ۱۰۹|صفحات= ۹۶تا ۱۰۴|تاریخ بازبینی= ۲۰ شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= زمستان ۱۳۸۶|عنوان= سال‌های ابری در نگاهی نو اتوبیوگرافی|ژورنال= جستارهای ادبی|شماره= ۱۵۹|صفحات= ۱۹۳تا ۲۱۸|تاریخ بازبینی= ۲۰ شهریور ۱۳۹۸}}
# {{یادکرد ژورنال|تاریخ= ۵شهریور ۱۳۹۸|عنوان= درویشیان و ادبیات کودک و نوجوان|ژورنال= روزنامهٔ اعتماد|شماره= ۴۴۴۹|تاریخ بازبینی= ۲۱شهریور ۱۳۹۸}}
==پیوند به بیرون==
==پیوند به بیرون==
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.hamshahrionline.ir/news/201991/زندگینامه-علی-اشرف-درویشیان-۱۳۲۰-۱۳۹۶|عنوان= زندگی‌نامهٔ علی‌اشرف درویشیان |ناشر= همشهری|تاریخ= ۱اسفند ۱۳۹۶ |تاریخ بازدید= ۱۰شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/97080502041/ناگفته-های-همسر-علی-اشرف-درویشیان|عنوان= ناگفته‌های همسر علی‌اشرف درویشیان |ناشر= ایسنا|تاریخ= ۵آبان ۱۳۹۷ |تاریخ بازدید= ۱۲شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=cybUWDM7JHM|عنوان= گفت‌و‌گو با ناصر زرافشان |ناشر= برابری|تاریخ= ۸آبان ۱۳۹۶ |تاریخ بازدید= ۱۱شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=f0Lt9knwmQ8|عنوان= مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان |ناشر= یوتیوپ|تاریخ بازدید= ۱۱شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=ZfFlm67oxRY|عنوان= ققنوس، ویژهٔ علی‌اشرف درویشیان |ناشر= تلویزیون مانی|تاریخ= ۱۵سپتامبر ۲۰۱۸ |تاریخ بازدید= ۱۲شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=hFuV8KjGG0Y|عنوان= مصاحبهٔ اختصاصی فرزانه دری با علی‌اشرف درویشیان|ناشر= یوتیوب|تاریخ= ۲۷اکتبر ۲۰۱۷ |تاریخ بازدید= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=mO9itfkrfa8|عنوان= یاد یاران و بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان در شهر فرانکفورت|ناشر= راه کارگر|تاریخ= ۶فوریه ۲۰۱۸|تاریخ بازدید= ۱۴شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=kFzCP1wr9O0|عنوان= مراسم یادبود علی‌اشرف درویشیان|ناشر= یوتیوب|تاریخ= ۱۱دسامبر ۲۰۱۷|تاریخ بازدید= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.karaketab.com/blog/185-کتاب-های-علی-اشرف-درویشیان|عنوان= نگاهی به آثار و زندگی علی‌اشرف درویشیان|ناشر= کارا کتاب|تاریخ= ۲۶اسفند ۱۳۹۲|تاریخ بازدید= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.bbc.com/persian/arts-41776949|عنوان= علی‌اشرف درویشیان، چهرهٔ رنجور ادبیات ایران|ناشر= BBC فارسی|تاریخ= ۵آبان ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۱۴شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=A3Pjl39njwU|عنوان= فرازهایی از زندگی علی‌اشرف درویشیان|ناشر= راه کارگر|تاریخ= ۱۴نوامبر ۲۰۱۷|تاریخ بازدید= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.aparat.com/v/KzAo8/خورشید_سالهای_ابری_-کلهر|عنوان= خورشید سال‌های ابری|ناشر= BBC فارسی|تاریخ بازدید= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= http://www.ion.ir/news/278275/|عنوان= مصاحبهٔ منتشر نشده با درویشیان: لباس واقعیت به داستان پوشاندم|ناشر= ایران آنلاین|تاریخ=۱۳آبان ۹۶|تاریخ بازدید= ۱۳شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=m6DHZSnGCQI|عنوان= بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان در هلند|ناشر= راه کارگر|تاریخ=۲۸دسامبر ۲۰۱۷|تاریخ بازدید= ۱۵شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96080402423|عنوان= نوشتار شمس لنگرودی برای درگذشت درویشیان|ناشر= ایسنا|تاریخ= ۴آبان ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۱۰شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96080402487|عنوان= نوشتهٔ دولت‌آبادی برای درگذشت درویشیان|ناشر= ایسنا|تاریخ= ۴آبان ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۱۰شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=TtIEyBbMdtU|عنوان= گرامی‌داشت علی‌اشرف درویشیان، وین|ناشر= خانهٔ کناب وین|تاریخ= ۱۱ژانویه ۲۰۱۷|تاریخ بازدید= ۱۳شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= http://news.mellimihani.com/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2/|عنوان= مرگ داشی در پاییز|ناشر= اعتماد|تاریخ= ۶آبان ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۱۷شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://www.dw.com/fa-ir/جلوگیری-از-برگزاری-مراسم-یادبود-علی-اشرف-درویشیان-در-تهران/a-41619577|عنوان= جلوگیری از برگزاری مراسم یادبود علی‌اشرف درویشیان در تهران|ناشر= دویچه‌وله|تاریخ= ۲۰۱۷|تاریخ بازدید= ۱۷شهریور ۱۳۹۸}}
{{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=NprtevkKjZs|عنوان= پاسداشت علی‌اشرف درویشیان در ونکوور|ناشر= تلویزیون برابری|تاریخ= ۱۲دسامبر ۲۰۱۷|تاریخ بازدید= ۱۷شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی=https://www.koodakpress.ir/31130|عنوان= میراث درویشیان برای ادبیات کودک امروز|ناشر= کودک پرس|تاریخ= ۶آبان ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۲۰شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= http://www.perslit.com/a.a.darvishian.mosahebeh%20ye%20ghabil.htm|عنوان= من همان شریف سال‌های ابری هستم|ناشر=سایت قابیل|تاریخ= ۲۲مرداد ۱۳۷۵|تاریخ بازدید= ۲۰شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= http://fa.kurdistanukurd.com/?p=11920|عنوان= ممانعت نیروهای امنیتی از تدفین علی‌اشرف درویشیان در کرمانشاه|ناشر=حزب دموکرات کردستان|تاریخ= ۵آبان ۱۳۹۶|تاریخ بازدید=۲۰شهریور ۱۳۹۸}}
* {{یادکرد وب|نشانی= https://shahrvand.com/archives/89501|عنوان= ممانعت از دفن در قطعهٔ هنرمندان|ناشر= شهروند|تاریخ=۵آبان ۱۳۹۶|تاریخ بازدید= ۲۱شهریور ۱۳۹۸}}

نسخهٔ ‏۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۸

علی‌اشرف درویشیان

زمینهٔ کاری داستان‌کوتاه، رمان، ادبیات کودک و نوجوان
زادروز سوم شهریورماه۱۳۲۰
کرمانشاه
مرگ چهارم آبان‌ماه ۱۳۹۶
ملیت ایران
جایگاه خاکسپاری بهشت سکینهٔ کرج
سال‌های نویسندگی از ۱۳۴۷تا ۱۳۹۶
سبک نوشتاری واقع‌گرا
کتاب‌ها از این ولایت، آبشوران، سالهای ابری و...
همسر(ها) شهناز دارابیان
فرزندان گلرنگ، بهرنگ، گلبرگ
سید علی صالحی پس از مرگ درویشیان: این روزها صمد را درویشیان صدا می‌زنم علی‌اشرف را بهرنگی
راوی رنج‌های کودکان
خواب دیدم شدم ملوچ، گنجشک، هی پریدم هی پریدم
احمد پوری: آنها یار، هم‌رزم و مکمل یکدیگر بودند
محمود دولت‌آبادی پس از مرگ او پیامی منتشر کرد
تشییع بر فراز دست‌های مردم
'
به‌همراه خسرو گلسرخی و فریدون تنکابنی در دروازه غار
پیشکش با عشق به جان زلال سال‌های ابری، به شهناز عزیزم، همرزم و همسنگرم که همیشه مرا به امید و به زندگی و به خورشید متوجه ساخته است
'

علی‌اشرف درویشیان داستان‌نویس، رمان‌نویس، پژوهشگر فرهنگ عامه، زندانی و مبارز سوسیالیست، عضو فعال کانون نویسندگان ایران و به گفتهٔ خودش یک «چریک فرهنگی» بود.

* * * * *

سوم شهریور سال ۱۳۲۰در یک خانوادهٔ کارگری در محلهٔ آبشوران کرمانشاه به دنیا آمد.[۱] تولدش با ورود نیروهای متفقین به کشور و برکناری «رضاشاه» از قدرت مصادف شد. پدرش «استاد سیف‌الله» آهنگر بود و با ازدست‌دادن دکانش مجبور به انجام کارهای دیگری شد، مادربزرگش، بی‌بی، اولین قصّه‌گوی زندگی‌اش بود، هم او بود که برای اولین بار او را با قصّه‌گویی آشنا کرد. با اینکه بی‌سواد بود اما راوی قصّه‌ها و افسانه‌های عامیانه بود. درویشیان بسیاری از قصه‌های او را در کتاب «افسانه‌ها و متل‌های کردی» آورده است.[۲] بیشتر دوران کودکی را در فقر و خانه‌به‌دوشی گذراند. [۳] به‌سال۱۳۳۵وارد دانشسرای مقدماتی در کرمانشاه شد و پس از اتمام دوره به‌سال ۱۳۳۷به مدت ۸سال در روستاهای کرمانشاه و کردستان به آموزگاری پرداخت. [۴] به‌سال ۱۳۴۵ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی در دانشگاه تهران را آغاز کرده و پس از دریافت مدرک کارشناسی تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد رشتهٔ روانشناسی تربیتی ادامه داد و همزمان در دانشسرای عالی تهران در رشتهٔ مشاوره و راهنمای تحصیلی به تحصیل پرداخت.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد نوع زندگی او در کودکی و انجام کارهای گوناگون در نوجوانی و تجربهٔ معلمی در روستا باعث شد به قول «ماکسیم گورکی» در دانشگاه اجتماع تحصیل کند.[۵] او که از عمق مردم برخاسته و رنج‌کشیده بود، پیوندی دائمی با فراموش‌شدگان جامعه داشت.[۶] مردم و کودکان رنج کشیده، فقر، بی‌عدالتی، آزادی و عدالت اجتماعی دغدغه‌ها و مضامین اصلی کارهای او است.[۷] نویسندگی را به‌طور‌جدی با رفتن به تهران و آشنایی با جلال آل‌احمد و سیمین دانشور آغاز می‌کند. با صمد بهرنگی هم در منزل جلال و سیمین آشنا می‌شود.[۸] مرگ صمد این احساس وظیفه را در او برمی‌انگیزد که راه او را ادامه دهد. «صمد جاودانه شد» اولین نوشته‌اش است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد پیش از انقلاب برخی آثارش را با نام مستعار «لطیف تلخستانی» منتشر می‌کرد. نخستین کتاب درویشیان، از این ولایت، که به‌سال ۱۳۵۲منتشر شد، در میان کتابخوانان شوری برانگیخت و تولد نویسندهٔ تازه‌ای از مکتب «گورکی» را بشارت داد.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد آرمان‌گرایی، مبارزه و ایستادگی در کنار مردم همواره مخاطرات فراوانی برایش درپی داشت. به‌سال ۱۳۵۰در کرمانشاه دستگیر شد و هشت ماه در زندان ماند. دو ماه پس از آزادی، دوباره در تهران دستگیر و به هفت ماه حبس، انفصال از خدمت و اخراج از دانشگاه محکوم شد. به سال ۱۳۵۳در شرایطی که تنها پنج ماه و ده روز از زندگی مشترکش با «شهناز دارابیان» می‌گذشت برای سومین بار دستگیر و به یازده سال حبس محکوم گردید اما در بحبوحهٔ انقلاب به‌سال ۱۳۵۷از زندان آزاد شد.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد [۹] او در زندان نیز دست از نوشتن نمی‌کشید و برخی از داستان‌هایش را در زندان نوشته و مخفیانه به بیرون می‌فرستاد. در سلول ۱۸ از روزهایی که در زندان گذرانده نوشته است.[۱۰] سرانجام درویشیان، که معتقد بود هنر باید به بیان واقعیت‌ها بپردازد و آن زیبایی که در واقعیت وجود دارد فراتر از زیبایی هنری است و همواره به قلم و بیان واقعیت‌ها متعهد ماند، چهارم آبان‌ماه ۹۶و پس از تحمل حدود یک دهه بیماری چشم از جهان فروبست.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد علیرغم وصیت خودش و میل خانواده با دفن علی‌اشرف در امامزاده طاهر کرج و کرمانشاه مخالفت شد و پیکر وی در بهشت سکینهٔ کرج آرام گرفت.[۱۱][۱۲]

داستانک

قصه‌های بی‌بی

مادربزرگش که «بی‌بی» صدایش می‌کردند خیاطی می‌کرد. گرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت امّا قصه‌گو بود. «بی‌بی» حتی او را با نام صادق هدایت آشنا کرد. به‌همراه دختردایی‌اش «شهناز» که بعدها یار و شریک زندگی‌اش شد ساعت‌ها در کنار چرخ خیاطی «بی‌بی» گوش به قصه‌ها و افسانه‌های او می‌سپردند. خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی داردخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد[۱۳]

شوق مدرسه با شناسنامهٔ کشکی

خودش داستان نام‌نویسی روز اول مدرسه‌اش را این‌گونه بیان می‌کند: یکی از روزهای اواخر شهریور ۱۳۲۶همسایه‌مان زینب‌خاتون که سال قبل پسرش را به مدرسه گذاشته و راه‌و‌چاه کار را می‌دانست صدایم زد که برای رفتن به مدرسه و اسم‌نویسی آماده باشم. من چنان باشتاب شناسنامه‌ام را از تاقچه برداشته و به‌بیرون دویدم که در بین راه پایم به پای مادرم که مشغول «کشک‌سابی» بود خورد و با سر توی ظرف کشک‌ساب افتادم، شناسنامه‌ام هم توی ظرف کشکی افتاد و خیس شد. زود آن را بیرون آورده وتندتند لیسیدم. هنگام نام‌نویسی دست مدیر مدرسه کشکی شد و غرولندکنان اسمم را نوشت.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

اولین آشنایی فکری

«شهناز»، همسرش که از کودکی در کنار هم بوده‌اند، دربارهٔ نخستین آشنایی فکری‌اش با علی‌اشرف می‌گوید: بعد از آزادی از زندان کرمانشاه چون خانهٔ ما مناسب‌تر بود به خانهٔ ما آمدند. من کلاس هفتم یا هشتم بودم همان‌طور که مشغول پذیرایی از مهمان‌ها بودم شنیدم که داشت برای جوان‌هایی که به دیدارش آمده بودند صحبت می‌کرد: «الان ببینید که کارگرها چطور در این سرما آچار به دستشان می‌چسبد بعد از اینکه جامعه به آگاهی برسد به جای آچار باید اسلحه به دست این‌ها بچسبد.»[۱۴]

اولین داستان

اولین داستانی که نوشته «ندارد» است که در مجموعهٔ از این ولایت به چاپ رسیده. داستان را در زندان کرمانشاه به‌سال ۱۳۵۰و دور از چشم مأموران می‌نویسد و سپس به یک زندانی جوان، که معتاد بوده و به‌کمک علی‌اشرف اعتیادش را ترک کرده و داشته آزاد می‌شده، می‌دهد. او هم داستان را در شلوارش جاسازی کرده و به بیرون برده و به مادر علی‌اشرف می‌سپارد.[۱۵]

در زندان هم دغدغهٔ نوشتن داشت

شهناز داستان‌ها را بیرون می‌آورد

مرتبهٔ سومی که زندانی می‌شود پس از مدت‌ها بی‌خبری بالاخره می‌فهمند که در زندان «اوین» است. «شهناز» به ملاقاتش می‌رود، از پشت میله‌های زندان و درحالی‌که دو افسر پشت‌سرشان راه می‌روند: «بعد از چند سال دست یکدیگر را گرفتیم، علی اشرف بستهٔ کاغذی کوچکی که شبیه سیگار پیچیده شده بود را به دستم داد. آن‌قدر هول شده بودم که تلاش کردم آن را در دهانم پنهان کنم امّا جا نمی‌شد، سریع به فکرم رسید که آن را در مشتم بین دستمال کاغذی بگذارم، موقع بازرسی هم دست‌هایم را بالا گرفتم تا طبیعی جلوه کند و توجهشان به دستمال و کاغذی که بین آن پنهان کرده بودم جلب نشود. آ‌ن‌قدر استرس داشتم که بلافاصله زندان را ترک کردم، وقتی به خانه بازگشتم متوجه شدم که نوشته‌های تازه‌اش را به دستم رسانده است.»خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

محموله‌ای به رنگ داستان

داستان‌های «فصل نان»، «رنگینه»، «همراه‌ آهنگ‌های بابام» و «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما» در آن یادداشت‌ها بود که در صفحات باریک و با خط بسیار‌ ریزی نوشته شده بود. «شهناز» کتاب را برای چاپ آماده کرده و به نشر شبگیر می‌سپارد. «حدود یک ماه بعد کتاب آماده‌شده را تحویل گرفته و به ملاقاتش رفتم. کتاب را که از پشت شیشه به او نشان دادم، آن‌قدر خوشحال شد که هنوز هم چهره‌اش در خاطرم مانده است.»خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

از رنج پدر

درویشیان در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. اولین فرزند خانوادهٔ شش فرزندی بود. پدرش که در اثر فشار زندگی و ناداری مجبور شده دست به قاچاق تریاک بزند دستگیر می‌شود. شخصی که او را به این کار واداشته، وقتی پدرش به زندان می‌افتد به سراغ خانوادهٔ او رفته و طلب خسارت می‌کند. در نتیجه علی‌اشرف را که فقط یازده سال داشته اجیر و مجبور به ادامهٔ راه پدر می‌کند. او هم به‌ناچار به‌همراه محمولهٔ تریاکی که در دستگاهی جاسازی کرده بودند به تهران و سپس به رشت می‌رود. «در تمام مدتی که همراه آن محموله بودم قلبم به‌شدت می‌تپید مضطرب و نگران بودم و خواب‌ و‌ خوراک نداشتم ممکن بود دستگیرم کنند و سرنوشت زندگی‌ام به‌طورکلی عوض شود. واقعیت این است که سرنوشت بچه‌های فقر را تصادف تعیین می‌کند. ما زادهٔ تصادف بودیم.»

سرنوشت پدر

هنگامی که معلّم می‌شود و می‌تواند روی پای خودش بایستد شرایط درس‌خواندن خواهر و برادرهای کوچک‌تر را فراهم می‌کند. پدرش با این کار، مخصوصاً با درس‌خواندن دخترها، مخالفت می‌کند. او که از این کار عصبانی بوده یک شب با مادرش درگیر شده و کوزهٔ آبی را بر سر مادرش که آبستن هم بوده می‌کوبد. علی‌اشرف مادرش را که غرق خون می‌بیند فریاد می‌کشد و در برابر پدرش می‌ایستد. « من و پدرم مثل رستم و سهراب در برابر هم ایستاده بودیم و او رستم‌وار با پنجه به سینهٔ من زد که آستین پیراهنم را کند و خواست دوباره حمله کند که همسایه‌ها نگذاشتند. روز بعد پدرم که دید جای دیکتاتوری نیست، زندگی را گذاشت و فرار کرد، رفت به قم و بعد هم به شیراز.»[۱۶][۱۷]

اولین دیدار

لحظهٔ وداع

جلسهٔ هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران روز سه‌شنبه دوم اردیبهشت ۹۶تشکیل می‌شود. هوشنگ گلشیری به‌علت بیماری در جلسه حضور ندارد. به پیشنهاد درویشیان بعد از جلسه جهت عیادت به خانهٔ گلشیری می‌روند. گلشیری حال مساعدی ندارد. به‌همراه همسرش، فرزانه طاهری او را به بیمارستان می‌برند. در بیمارستان علی‌اشرف آخرین بیانیهٔ کانون، با موضوع توقیف مطبوعات، که همان روز تهیه شده بود را برایش می‌خواند و او به‌کندی امضا می‌کند. فرم پذیرش بیمارستان را برای پرکردن نزد گلشیری می‌برد « به شماره شناسنامه و نام پدر که رسیدم هوشنگ به یاد نیاورد و مات و با دهان باز نگاهم کرد. یکه خوردم و غصه به جانم ریخت. پس از آن دیگر هوشنگ را هوشیار ندیدیم یک ماه و ده روز با مرگ دست‌به‌گریبان بود و عاقبت روز دوشنبه ۱۶خرداد تسلیم شد.»[۱۹]

داستان بیماری

پس از بازگشت از سفر کردستان عراق دچار سکتهٔ مغزی می‌شود. خودش دیدن فیلم صحنه‌ٔ اعدام کردهای عراق را عامل این اتفاق می‌داند. «بیست و چهار ساعت قبل از بیماری صحنهٔ اعدام کردهای عراق را دیدم که این‌طور شدم. اعدام‌هایی که به دستور صدام حسین انجام می‌گرفت. اصلاً برایم باورکردنی نبود. آن صحنه‌های آزاردهنده از جلوی چشمانم محو نمی‌شد.»[۲۰]

پیغام درخت‌ها

پس از مرگ جلال آل‌احمد پیامی برای سیمین دانشور می‌فرستد، بند آخر کتاب سووشون،
«خواهرم گریه نکن در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت و باد پیغام هر درختی را به درختی دیگر خواهد رساند و درخت‌ها از باد می‌پرسند در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟» سیمین در جواب می‌گوید:

علی‌اشرف تو هم پیغام درخت‌ها را به درختان دیگر برسان.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

داستانک‌های انتشار

داستانک عشق

داستانک استاد

داستانک شاگرد

داستانک مردم

ده تا بیست مطلب از مجلات دورهٔ خود

داستانک‌های دشمنی

داستانک‌های دوستی

داستانک‌های قهر

داستانک‌های آشتی‌ها

داستانک نگرفتن جوایز

داستانک حرفی که در حین گرفتن جایزه زده است

داستانک‌های مذهب و ارتباط با خدا

داستانک‌های عصبانیت، ترک مجلس، مهمانی‌ها، برنامه‌ها، استعفا و مشابه آن

داستانک نحوهٔ مرگ، بازتاب خبر مرگ در روزنامه‌ها و مجلات و نمونه‌هایی از آن

داستانک‌های دارایی

داستانک‌های زندگی شخصی

داستانک برخی خاله‌زنکی‌های شیرین (اشک‌ها و لبخندها)

داستانک شکایت‌هایی از دیگران کرده به محاکم و شکایت‌هایی که از او شده

داستانک‌های مشهور ممیزی

داستانک‌های مربوط به مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و حضور رادیو یا تلویزیون یا فضای مجازی همراه ارايه نمونه‌هایی از آن برای بخش شنیداری و تصویری

عکس سنگ‌قبر و داستانکی از تشییع جنازه و جزيیات آن

داستان‌های دیگر

==زندگی و تراث==[۲۱] خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی داردخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی داردخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی داردخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی داردخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد [۲۲] [۲۳] [۲۴][۲۵][۲۶]

  • ۱۳۲۰: تولد در کوچهٔ علاقه‌بند‌ها در محلهٔ آبشوران کرمانشاه، گذراندن دورهٔ کودکی در خانواده‌ای فقیر و شرایطی سخت، کارکردن در ریخته‌گری دایی‌اش از شش سالگی، علاقه‌مند شدن به قصّه‌گویی با شنیدن قصّه‌های مادربزرگ و خواندن «شاهنامهٔ کردی» توسط پدرش.
  • ۱۳۳۲: در این سال‌ها به‌خواندن روزنامه‌ها و نشریات عمدتاً سیاسی علاقه‌مند شده و فضای سیاسی کشور را نیز رصد می‌کند. کودتای ۲۸ مرداد او را شدیداً متأثر می‌کند. «برای افسرها و سرهنگ‌های حزب توده که اعدام شدند اشک ریختم».
  • ۱۳۳۵: ورود به دانشسرای عالی مقدماتی. پی بردن به استعداد و علاقه به‌نوشتن.
  • ۱۳۳۷: اتمام تحصیل و شروع کار معلمی در روستاهای کرمانشاه و کردستان به‌مدت هشت سال.
  • ۱۳۴۵: تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران، آشنایی با سیمین دانشور، جلال آل‌احمد، صمد بهرنگی و شروع جدی نویسندگی.
  • ۱۳۴۷: مرگ صمد بهرنگی او را شدیداً متأثر می‌کند. «صمد جاودانه شد» را می‌نویسد.
  • ۱۳۵۰: درحال جمع‌آوری قصّه‌ها و افسانه‌های عامیانه در روستاهای کرمانشاه، توسط ساواک دستگیر شده و پس از تحمل ۸ماه شکنجه و حبس آزاد می‌شود. دو ماه بعد به علت نوشتن و پخش اعلامیه‌ علیه جنایات رژیم شاه در جریان «سیاهکل» و اعدام‌ها دستگیر شده و به ۷ماه زندان محکوم می‌شود . همچنین از دانشگاه اخراج شده و از شغل معلمی نیز منفصل می‌گردد.
  • ۱۳۵۳: ازدواج با «شهناز دارابیان». به روستاهای سیستان‌وبلوچستان سفر می‌کند فقر حاکم بر زندگی مردم او را شدیداً تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در بازگشت به تهران وقتی متوجه می‌شود شاه با خانواده‌اش برای اسکی به سوئیس رفته اند طی بیانیه‌ای به وضعیت فقر و زندگی شاه اعتراض می‌کند. به خاطر همین بیانیه، انتشار مجموعهٔ از این ولایت و همکاری با «ناصر رحمانی‌نژاد» در انجمن تئاتر ایران و فعالیت‌های سیاسی اجتماعی دیگر دستگیر شده و این بار به ۱۱سال زندان محکوم می‌شود.
  • ۱۳۵۴: انتشار مجموعه داستان آبشوران.
  • ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷: گذراندن دوره محکومیت در زندان‌های «اوین» «کمیتهٔ مشترک» و «قصر». در زندان به نوشتن ادامه می‌دهد. داستان‌های «فصل نان»، «رنگینه»، «همراه‌ آهنگ‌های بابام» و «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما» به کمک «شهناز»، همسرش، به بیرون زندان انتقال داده‌شده و چاپ می‌شوند.
  • ۱۳۵۷: از زندان آزاد می‌شود. نویسندگی را با محوریت ادبیات کودک و نوجوان ادامه می‌دهد. انتشار «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما»، «ابر سیاه هزار چشم»، «کی برمی‌گردی داداش‌جان»، «گل طلا و کلاش قرمز»، «روز اول تعطیلی» و «کتاب بیستون».
  • ۱۳۵۸: انتشار رمان سلول ۱۸، مجموعه داستان «آتش در کتابخانهٔ بچه‌ها».
  • ۱۳۵۹: گردآوری و انتشار «کتاب کودکان و نوجوانان».
  • ۱۳۶۰: گردآوری مجموعهٔ «جنگ به روایت بچه‌ها».
  • ۱۳۶۶: انتشار «افسانه‌ها و متل‌های کردی».
  • ۱۳۷۰: انتشار رمان چهارجلدی سال‌های ابری.
  • ۱۳۷۳: عضویت در کانون نویسندگان ایران و امضای بیانیهٔ «ما نویسنده‌ایم». انتشار مجموعه داستان درشتی.
  • ۱۳۷۶: مسئولیت کمیتهٔ تدارکات مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران را برعهده می‌گیرد.
  • ۱۳۷۵: انتشار مجموعه داستان «از ندارد تا دارا» «مجموعه مقالات» و «فرهنگ کردی فارسی».
  • ۱۳۷۷(۱۹۹۸م): انتشار مجموعه داستان «شب آبستن است» در سوئد، انتشارمجموعهٔ ۱۹جلدی «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» به‌همراه رضا خندان مهابادی.
  • ۱۳۷۸: انتشار «خاطرات صفرخان، سی‌و‌دو سال مقاومت در زندان‌های شاه». به عنوان یکی از اعضای هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب می‌شود. در تشییع جنازهٔ‌ محمد‌جعفر پوینده، از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای، سخنرانی می‌کند.
  • ۱۳۷۹: انتشار «یادمان صمد بهرنگی».
  • ۱۳۸۰: همکاری با رضا خندان مهابادی و انتشار مجموعهٔ «داستان‌های محبوب من».
  • ۱۳۸۱: انتشار مجموعهٔ «چون و چرا» و «نامهٔ کانون نویسندگان ایران: ویژهٔ احمد شاملو».
  • ۱۳۸۳: نوشتن مجموعه داستان «داستان‌های تازه‌داغ» که در ایران اجازه انتشار پیدا نکرده و در آلمان به چاپ می‌رسد.
  • ۱۳۸۴: گردآوری و ترجمهٔ «داستان‌های کوتاه از نویسندگان معاصر کرد».
  • ۱۳۸۶: دچار عارضهٔ سکتهٔ مغزی می‌شود و مدت‌ها با بیماری دست و پنجه نرم می‌کند.
  • ۱۳۹۰: انتشار «دانه و پیمانه» با همکاری رضا خندان مهابادی.
  • ۱۳۹۶: خاموشی در روز چهارم آبان ماه.

سال‌شمار زندگی

کودکی و نوجوانی، جوانی، پیری

که بود و چگونه می‌اندیشید

درویشیان فردی مهربان، دلسوز و عاشق بود که چون خودش رنج کشیده و از عمق مردم برخاسته بود پیوندی دائمی با جامعه داشت. زبانش ساده و صمیمی بود. مبارزی بود که عشق، عدالت و آزادی جوهر زندگی‌اش بود و همهٔ عمرش با فقر، فساد، تبعیض، بی‌عدالتی، خفقان و سانسور جنگید. او را راوی رنج‌های مردم و دردهای کودکان گفته‌اند.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی داردخطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد[۲۷]

پیوند نویسنده و جامعه

درویشیان معتقد است که: نویسنده نمی‌تواند از متن جامعه فاصله داشته و جدا از دردها، آرمان‌ها و مبارزات ملّت خود باشد، بلکه باید همراه جامعه حرکت کند. [۲۸] در جامعه‌ای که در آن استخوان‌های لطیف کودکان در زیر بارهای طاقت‌فرسا، در برابر آتش کوره‌ها و با کار در خیابان‌ها خرد شده و نالهٔ زنان و مردان زحمتکش به گوش کسی نمی‌رسد یک هنرمند حساس نمی‌تواند فارغ از بی‌عدالتی و سرکوب سیاسی دوران خود باشد.[۲۹]

جهل و فقر

درویشیان به دو پدیدهٔ جهل و فقر توجهی خاص دارد و این دو را در رابطه‌ای ناگسستنی قرار می‌دهد که هر یک دیگری را تولید کرده و در جهت حفظ یکدیگر حرکت می‌کنند.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

تخیل و واقعیت

درویشیان واقعیت و تخیل را از همدیگر جدایی‌ناپذیر دانسته و معتقد است توجه به هر دو برای نویسندگی ضروری است. او ریشه‌ٔ تخیل را واقعیت دانسته و یکی از وظایف عمدهٔ مدارس را پرورش تخیل بچه‌ها می‌داند.[۳۰]

دربارهٔ سانسور

سانسور خواه با نام ممیزی، نظارت، بررسی و ارشاد باشد یا هرنام دیگری را امری پلید می‌داند و معتقد است نویسنده باید به‌عنوان وجدان آگاه و بیدار جامعه‌ آزادانه بتواند در برابر بی‌قانونی‌ها، رواج انواع فساد، انحصارگرایی، ظلم و ستم ایستادگی کند.[۳۱]

زمینهٔ فعالیت

درویشیان در زمینه داستان‌، رمان‌، ادبیات کودک و نوجوان، پژوهشگری فرهنگ عامه، ترجمه و نقد فعالیت کرده است.

یادمان و بزرگداشت‌ها

بعد از درگذشت او مراسمی در کشورهای آلمان، فرانسه، اتریش، هلند و کانادا برگزار شد اما از برگزاری مراسم یادبود او در تهران جلوگیری به عمل آمد.[۳۲]

از چشم دیگران

'

محمود دولت‌آبادی

'

هوشنگ مرادی کرمانی

'

رضا خندان مهابادی

'

حسن میرعابدینی

'
شمس لنگرودی
'

نسیم خاکسار

دربارهٔ نوشتن

درویشیان خود را تسلیم جبر نمی‌داند او نویسنده را مبارزی اجتماعی می‌داند که باید برای تغییر و بهبود شرایط بنویسد. وی دربارهٔ دلیل نوشتنش می‌گوید:
اتفاقاتی که در جامعه می‌افتاد و دل من را به درد می‌آورد، وضعیت کودکان فقیر و بی‌عدالتی موجود در جامعه محرک اصلی نوشتنم بوده است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

محبو‌ب‌ترین

دو تا از داستان‌هایم را خیلی دوست دارم این دو، داستان‌های محبوب من هستند داستان «هتاو» در مجموعهٔ از این ولایت و «درشتی» در مجموعهٔ‌ درشتی.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

دیگران در نگاه او

'

جلال آل‌احمد
سفرهای طولانی او که اغلب با پای پیاده می‌رفت در غنا و تازگی آثارش تأثیر مهمی داشت. می‌توان گفت او از اولین کسانی بود که بیرون‌آمدن از محدودهٔ‌ تنگ نویسنده و قدم گذاشتن در بین مردم را باب کرد زیرا او در متن حوادث زندگی می‌کرد و قدم او قلم او بود.[۳۷]

'
بزرگ علوی

ادبیات ستیز که بی‌تردید پرچمدارش نویسندگانی چون بزرگ علوی بودند به روشن‌کردن بسیاری از جنبه‌های زندگی مردم می‌پرداخت و ما را به فهم و درک معنای هستی‌مان و دنیای پیرامونمان نزدیک می‌کرد تا بدانیم که کیستیم و در چه جهانی و با چه کسانی و در چه شرایطی زندگی می‌کنیم. به قول چخوف «وقتی به انسان‌ها نشان دهی در چه وضعی به‌سر می‌برند به فکر زندگی بهتر می‌افتند.»[۳۸]

'

محمدجعفر پوینده
این انسان تراژیک، در طول زندگی کوتاهش بسیاری از نابسامانی‌های روزگار خویش را شخصاً تجربه کرد امّا در برابر این نابسامانی‌ها خاموش و منفعل نبود. بیش از بنیه و توان خود کار کرد و در راه پرسنگلاخ زندگی‌اش با گام‌های استوار و بدون‌ واهمه پیش رفت. او نویسنده و مترجمی بود که بدون بیم و ترس پردهٔ انزوای روشنفکرانه را پس زد و در میان مردم با آنها هم‌دردی کرد و دلش تا آن زمان که دست‌های ناپاک تاریک‌فکران گلویش را فشرد به یاد و خاطر آنان تپید.[۳۹]

'

محمد‌علی جمال‌زاده
بی‌تردید نام جمال‌زاده در ادبیات معاصر ما به‌عنوان نواندیش و آغازگر خواهد ماند. اما سال‌های زندگی بی‌دردسر در ژنو آرام‌آرام او را از مسائل واقعی و ملموس ایران دور کرد. به‌همین‌جهت در آثارش دیگر آن شور و حرارت اولیه به‌چشم‌نمی‌خورد و طی سال‌های بسیاری که در خارج زیست نسبت به بسیاری از مسائل حیاتی و سرنوشت‌سازی که در میهن ما اتفاق افتاد ساکت ماند.[۴۰]

'

صمد بهرنگی
درون‌مایهٔ اغلب آثار او انکار و عصیان است. انکار هرآنچه که دست‌ و‌ پای قهرمانان داستان‌هایش را برای رسیدن به ‌آزادی گرفته و عصیان بر ضد قراردادهایی که فقط برای بازداشتن مردم از تحرک، اعتراض وعمل بسته شده بود. [۴۱]

بر سر سفرهٔ خون نمی‌نشینم

سال ۸۱قرار است سمیناری دولتی تحت عنوان «سمینار جهانی ادبیات داستانی و گفت‌و‌گوی تمدن‌ها» در جزیرهٔ کیش برگزار شود نام درویشیان در بین مدعوین به چشم می‌آید. درویشیان با انتشار نامه‌ای ضمن اعتراض به وضعیت سیاسی اقتصادی موجود، مخالفت خود را با دعوت از خودش و همچنین تشکیل سمینار اعلام می‌کند. وی در پایان نامه می نویسد:

من بر سر سفرهٔ خون نمی‌نشینم.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

ما نویسنده‌ایم

درویشیان یکی از امضاکنندگان بیانیهٔ معروف «ما نویسنده‌ایم» بود. امضاکنندگان این بیانیه که توسط کانون نویسندگان ایران به‌سال ۷۳منتشر شد ضمن اعتراض به سانسور خواهان به رسمیت شناخته‌شدن تشکل صنفی نویسندگان و رعایت آزادی اندیشه و بیان شدند.

تاثیرپذیری از صمد

درویشیان خود را متأثر از نویسنده‌هایی چون جلال آل‌احمد، محمدعلی جمال‌زاده، صادق هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی می‌دانست اما تأثیر صمد بهرنگی بر زندگی و نویسندگی‌اش بی‌مانند است.

نامه‌های سرگشاده

نام‌های دسته‌جمعی

بیانیه‌ها

جملهٔ موردعلاقه در کتاب‌هایش

جمله‌ای از ایشان

نحوهٔ پوشش

تکیه‌کلام‌ها

خلقیات

منزلی که در آن زندگی می‌کرد (باغ و ویلا)

گزارش جامعی از سفرها(نقشه همراه مکان‌هایی که به آن مسافرت کرده است)

برنامه‌های ادبی که در دیگر کشورها اجرا کرده است

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

بنیان‌گذاری

تأثیرپذیری‌ها

استادان و شاگردان

علت شهرت

فیلم ساخته شده براساس

مستند «خورشید سال‌های ابری» به‌کارگردانی «مصطفی ساروقی» دربارهٔ علی‌اشرف درویشیان ساخته و به‌سال ۹۶نمایش داده شد.

حضور در فیلم‌های مستند دربارهٔ خود

اتفاقات بعد از انتشار آثار

نام جاهایی که به اسم این فرد است

کاریکاتورهایی که درباره‌اش کشیده‌اند

مجسمه و نگاره‌هایی که از او کشیده‌اند

ده تا بیست مطلب نقل‌شده از نمونه‌های فوق از مجلات آن دوره

برگه‌هایی از مصاحبه‌های فرد

آثار و کتاب‌شناسی

محتوا

درویشیان متفکری سوسیالیست بود و در آثارش توجه به عدالت اجتماعی و کنکاش در طبقهٔ فرودست مشخص است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد ساختار رئالیستی داستان‌های درویشیان را در درجهٔ نخست باید ناشی از ویژگی‌های پیرنگ داستان‌های او و در درجهٔ بعد ناشی از بازنمایی رنج‌ها و بی‌عدالتی‌ها دانست که زندگی زحمت‌کشان با آن عجین شده است.[۴۲] پرداختن به خرافه، جهل و فقر فرهنگی نیز در اکثر نوشته‌های او مشهود است. [۴۳] در آثار درویشیان آگاهی دهنده و طبقهٔ کارگر، روشنفکران و تودهٔ مردم را در کنار هم می‌بینیم.[۴۴]

زبان

درویشیان به دلیل جامعه‌گرایی و اعتقاد به تعهد اجتماعی تاکید زیادی بر تکنیک‌های متداول داستان‌نویسی ندارد. زبان او زبانی ساده همراه با طنزی تلخ و نثرش نثری روان به شکلی صریح و گزارشی است خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد انتخاب این زبان صمیمی و نزدیک به محاوره، زبانی بین کردی و فارسی، به این دلیل است که خود او در فضایی که داستان‌هایش در آن شکل می‌گیرد زندگی کرده و به‌خوبی به زبان و گویش مردمان آن آشنا است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد او از این زبان برای توصیف فضاهای بومی و بیان افسانه‌ها، آداب و رسوم محیط زندگی‌اش جهت زیبایی‌آفرینی و ایجاد تأثیر ژرف‌تر در مخاطبش استفاده می‌کند.[۴۵]

شخصیت‌ها

شخصیت‌های داستان او مردمی هستند که مشکلاتشان برای مخاطب قابل درک است. بزرگ‌ترین مشکل جامعه در داستان‌های او فقر، تضاد طبقاتی و فقدان عدالت است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

فضای داستان

فضای داستان‌ها غالباً سیاه، تراژیک و غم‌انگیز است. ترسیم دقیق فضاهای داستان در واقع تأکیدی بر نقش عامل محیط در شکل‌گیری شخصیت انسان‌ها، پرسوناژهای داستان، است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

زاویه دید

داستان‌هایش اغلب روایی و زاویهٔ دید در برخی کارهای او اول شخص است. وی معتقد است: وقتی شخصیت اصلی داستان را روایت می‌کند واقعه قابل پذیرش‌تر می‌شود و در زاویهٔ دید اول شخص، تجربیات و احساسات هیجان‌انگیز از صمیم قلب بیان می‌شود و غالباً داستان‌ صمیمانه‌تر و موثرتر از آب درمی‌آید و ارتباط مطالب داستان نیز ساده‌تر است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

سبک و لحن و ویژگی آثار

کارنامه و فهرست آثار

رمان

مجموعه داستان

  • از ای‍ن ولای‍ت، ۱۳۵۲، انتشارات صدای معاصر، شبگیر.
  • از ن‍دارد ت‍ا دارا، ۱۳۷۵ن‍ش‍ر س‍ه‍ن‍د.
  • آبشوران، با نام لطیف تلخستانی، ۱۳۵۴، انتشارات شبگیر. آبشوران، با نام علی‌اشرف درویشیان، ۱۳۵۸، انتشارات یارمحمد.
  • درش‍ت‍ی، ۱۳۷۳، ن‍ش‍ر چ‍ش‍م‍ه.
  • شب آبستن است، ۱۳۷۵(۱۹۹۸م)، سوئد، نشر کتاب ارزان.
  • همراه آهنگ‌های بابام، ۱۳۵۳، شباهنگ.
  • ف‍ص‍ل ن‍ان، ۱۳۵۷، انتشارات ش‍ب‍اه‍ن‍گ.
  • داس‍ت‍ان‌ه‍ای ت‍ازه داغ، در آلمان به چاپ رسیده است.

گ‍ردآوری و ت‍رج‍م‍ه

  • داس‍ت‍ان‌ه‍ای ک‍وت‍اه از ن‍وی‍س‍ن‍دگ‍ان م‍ع‍اص‍ر ک‍رد، ۱۳۸۴، نشرچ‍ش‍م‍ه

ادبیات کودک و نوجوان

  • روزنامه دیواری مدرسهٔ ما، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر
  • کی برمی‌گردی داداش‌جان؟، ۱۳۵۷، انتشارات یارمحمد.
  • آتش در کتابخانهٔ بچه‌ها، ۱۳۵۸، انتشارات نوباوه.
  • گل طلا و کلاش قرمز، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر.
  • ابر سیاه هزار چشم، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر.
  • رنگینه: قصه برای کودکان، ۱۳۵۳، انتشارات نگاه.
  • کتاب کودکان ونوجوانان، گردآوری، ۱۳۵۹، نشر نوباوه.

دیگر آثار

  • کتاب بیستون، گردآوری، ۱۳۵۷، نشر شباهنگ.
  • چ‍ون و چ‍را، مقاله، نقد، گفت‌و‌گو، سخنرانی، ۱۳۸۱، نشر اشاره.
  • داس‍ت‍ان‍ه‍ای م‍ح‍ب‍وب م‍ن، گزینش، نقد و بررسی، به همراه رضا خندان مهابادی، ۱۳۸۰، نشر چشمه.
  • دانه و پیمانه، مجموعهٔ نقد و بررسی رمان و داستان کوتاه، به همراه رضا خندان مهابادی، ۱۳۹۰، نشر چشمه.
  • ف‍ره‍ن‍گ اف‍س‍ان‍ه‌ه‍ای م‍ردم ای‍ران، به‌همراه رضا خندان مهابادی، ۱۳۷۷، نشر آنزان.
  • خ‍اطرات ص‍ف‍رخ‍ان، صفر قهرمانیان، س‍ی و دو س‍ال م‍ق‍اوم‍ت در زن‍دان‌ه‍ای ش‍اه، ۱۳۷۸، نشر چشمه.
  • اف‍س‍ان‍ه‌ه‍ا و م‍ت‍ل‌ه‍ای ک‍ردی ۲جلد دری‍ک م‍ج‍ل‍د، ۱۳۸۰، ن‍ش‍ر چ‍ش‍م‍ه.
  • ج‍ن‍گ ب‍ه‌روای‍ت ب‍چ‍ه‌ه‍ا، گردآوری: ق‍ص‍ه، ش‍ع‍ر، م‍ق‍ال‍ه، ت‍ح‍ق‍ی‍ق، ن‍ق‍د و ب‍ررس‍ی، م‍ع‍رف‍ی ک‍ت‍اب، تهران.
  • ف‍ره‍ن‍گ‌ ک‍ردی‌ ک‍رم‍ان‍ش‍اه‍ی‌: ک‍ردی‌ ف‍ارس‍ی‌، ۱۳۷۵، نشر سهند
  • م‍ق‍الات، ۱۳۵۷، انتشارات شبگیر.
  • نامهٔ کانون نویسندگان ایران: ویژهٔ احمد شاملو، به‌کوشش علی‌اشرف درویشیان با همکاری کمیسیون فرهنگی کانون نویسندگان ایران، ۱۳۸۱، انتشارات آگاه
  • ص‍م‍د ج‍اودان‍ه ش‍د، ۱۳۵۲، سازمان چاپ و نشر کتاب.
  • ی‍ادم‍ان ص‍م‍د ب‍ه‍رن‍گ‍ی، ۱۳۷۹، انتشارات کتاب و فرهنگ.

آثار منتشرنشده

  • عقاید و رسوم مردم کرمانشاه ،پژوهش.
  • همیشه مادر، رمان. این رمان دربارهٔ «فاطمه سعیدی»، مبارز و زندانی سیاسی و عضو سازمان «چریک‌های فدایی خلق» و مادر «شایگان‌ها»، چهار فرزند او که از اعضای «چریک‌های فدایی خلق» بودند و توسط ساواک کشته شدند، است.

آثار درویشیان به زبان‌های فرانسه، آلمانی، انگلیسی، عربی، کردی، ترکی، ارمنی، روسی، سوئدی، نروژی و اخیراً به زبان فنلاندی ترجمه شده است.

جوایز و افتخارات

در دهمین دورهٔ جایزهٔ ادبی هوشنگ گلشیری، از درویشیان برای «تعهد بی‌چون و چرا به آزادی بیان و در امان نگاه داشتنِ حریم قلم از دستبردِ قدرت» و «تصویر صادقانه‌ای که از گذر دردناک جامعهٔ روستایی به جامعهٔ شهری به‌دست داده»، تقدیر به‌عمل آمد. سازمان دیدبان حقوق بشر به‌سال ۲۰۰۷علی اشرف درویشیان را به‌عنوان یکی از ۷نویسندۀ ایرانی معرفی کرد که جایزۀ حقوق بشر «هلمن همت» به آنها تعلق می‌گیرد. این جایزه در سطح جهان به نویسندگانی اعطا می شود که تحت آزار و اذیت سیاسی قرار گرفته اند. هفدهمین دوره جشنوارهٔ فرهنگی گلاویژ در کردستان عراق، در آذر ماه ۱۳۹۲جایزهٔ نخست خود، جایزۀ «هردی» را به درویشیان اهدا کرد. کتاب «فصل نان» به‌سال ۱۳۵۷به‌عنوان کتاب برگزیدهٔ شورای «کتاب کودک ایران» انتخاب شد. به‌سال ۱۳۸۶، هشتمین دورهٔ جایزهٔ ادبی مهرگان جایزهٔ «یک عمر تلاش در عرصهٔ نوشتن» را برای مجموعه آثار علی‌اشرف درویشیان با تأکید بر رمان سال‌های ابری به وی اهدا کرد.

بررسی چند اثر

ادبیات کودک و نوجوان

درویشیان با توجه به تجربهٔ معلمی شناخت مناسبی از کودکان و نوجوانان دارد، همین شناخت او باعث خلق شخصیت‌های باورپذیری می‌شود که با ایجاد حس همزادپنداری آموزش از راه ادبیات را ممکن می‌سازد. [۴۶] پرداختن به شخصیت‌های کودک و نوجوان مسیر نوشتار او را به سمت‌و‌سوی خاطره‌نویسی و استفاده از حوادث و اتفاق‌های ریزودرشتی که در زندگی فردی و خانوادگی‌اش روی داده سوق می‌دهد. خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی داردشخصیت‌های اصلی در مجموعه داستان‌های آبشوران، «فصل نان»، «همراه آهنگ‌های بابام»، «روزنامه دیواری مدرسهٔ ما» و ... کودکان و نوجوانان هستند. در کتاب «کودکان و نوجوانان» که در دههٔ پنجاه منتشر کرد آثاری از کودکان و نوجوانان را در قالب‌های قصه، شعر، مقاله، نقد و بررسی جمع‌آوری و منتشر کرد. « ما می‌خواهیم شما با همان کلمات ساده‌ٔ خودتان و با همان نگاهی که به طبیعت و زندگی دارید برای ما بنویسید» او با گردآوری این آثار گامی جدی در معرفی آثارادبی کودکان و نوجوانان به جامعهٔ ادبی ایران برداشت.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد
«علی‌اصغر سیدآبادی» نویسنده و پژوهش‌گر ادبیات کودک و نوجوان معتقد است: متاسفانه در سال‌های اخیر با موجی از آثار ترجمه‌ای رو‌به‌رو هستیم که بازتاب‌دهندهٔ زندگی و دغدغه‌های کودکان و نوجوانان طبقهٔ متوسط آمریکایی است. در این وضعیت علی‌اشرف درویشیان، که دغدغه‌اش نوشتن از کودکان ستمدیده بود، به‌رغم اینکه ممکن است، ادبیات کودک و نوجوانش مد روز نباشد، چیزی برای ما دارد. شاید توجه به این بخش از میراث او کمک کند، کودکان مسئول‌تری داشته باشیم.[۴۷]

سال‌های ابری

«سال‌های ابری» را می‌توان از لحاظ فرم با قالب «اتوبیوگرافی» و از نظر ساختار معنایی در ردیف آثار «رئالیسم سوسیالیستی» به‌شمار ‌‌‌آورد.[۴۸] درویشیان می‌گوید: می‌توانم به‌جرأت بگویم ۹۸درصد این کتاب زندگی من و ماجراهایی است که بر من گذشته است.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد توجه به قسمت‌هایی از تاریخ و نقل حوادث آن، رمان را با رمان‌های تاریخی پیوند می‌دهد. اگرچه جریان واقعی تاریخ از زبان کودک یا نوجوانی نقل می‌شود که تنها به ارائه تصویری ناقص از تاریخ اکتفا می‌کند. بارزترین وجه این رمان فقر است وجود فقر باعث بی‌سوادی شده و اعتقاد به خرافات و باورها زندگی شخصیت‌ها را تغییر می‌دهد.[۴۹] شخصیت‌پردازی در اغلب موارد به‌درستی صورت گرفته که باعث ایجاد حس همذات‌پنداری در مخاطب می‌شود.[۵۰] قهرمان داستان، «شریف داوپیشه»، خود درویشیان است. نویسنده با توصیف گستردهٔ مسائل اجتماعی بعد سیاسی رمان را تقویت می‌کند و با انتخاب شخصیت‌های داستان از بین افراد عادی جامعه، کارگران، و قرار‌دادن آنها در متن مبارزه علیه نظام حاکم جریان رودی را نشان می‌دهد که در مسیر خود آنچه را که سرراهش قرار می‌گیرد با خود می‌برد و تبدیل به سیلی بنیان‌کن می‌شود.خطای یادکرد: برچسب بازکنندهٔ <ref> بدشکل است یا نام بدی دارد

درشتی

بسیاری از منتقدان مجموعه داستان «درشتی»، را متفاوت‌ترین کار درویشیان می‌دانند. درویشیان در این مجموعه، زبان و سبک روایی پیچیده‌تری را برگزیده است. داستان‌های این مجموعه در توصیف دوره‌ای است که آدم‌‌هایش دچار ترس و کابوس شده‌ و به صورت اشباحی پریشان درآمده‌اند. درویشیان با بینشی تراژیک غمنامهٔ هستی‌باختگان جنگ و سیاست را می‌سراید. ماجراهای سیاسی، لو رفتن‌ها، دستگیری‌ها و تلواسه‌های روحی نسلی سرگردان و کابوس‌زده و وضع دردناک کودکان روستانشین پشت جبههٔ جنگ از مضامین اصلی کتاب است. تکراری‌بودن مضمون داستان‌ها، از ضعف‌های این کتاب است اما چند داستان این مجموعه نشان از تحولی در کار نویسنده دارد، در این داستان‌ها درویشیان کوشیده است از بیان مستقیم و شعاری درگذرد و مسائل اجتماعی را با خویشتنداری تصویر کند.[۵۱]

ناشرانی که با او کار کرده‌اند

تعداد چاپ‌ها و تجدیدچاپ‌های کتاب‌ها

منبع‌شناسی

  • آثار درویشیان در بوتهٔ نقد، جعفر کازرونی، ندای فرهنگ، ۱۳۷۷
  • روزی روزگاری با علی‌اشرف درویشیان، فخرالدین احمدی سواد‌کوهی، خارا ، ۱۳۹۷
  • یادمان علی‌اشرف درویشیان، محمدرضا آل‌ابراهیم، سته‌بان، ۱۳۹۶
  • تحلیلی بر بیماری‌های اجتماعی در عصر پهلوی بر اساس مکتب رئالیسم، رضا عبادی جامخانه، نسیم احمدی، شیداسب ۱۳۹۱
  • کوچه پس‌کوچه‌های رمان، سیدمحمد آرتا، کرمانشاه، ۱۳۹۷
  • نگاهی به آثار درویشیان، گلباخی، کار، ۱۳۵۹
  • شناخت‌نامهٔ علی‌اشرف درویشیان، آرش سنجابی، مروارید، ۱۳۸۸
  • مضامین اجتماعی در داستان‌های کوتاه علی‌‌اشرف‌ درویشیان و محمد‌عبدالحلیم عبدالله، حمید خنیفر، عاصم ‏‫، ۱۳۹۸.‬‬
  • جایگاه زن در آثار محمدباقر میرزاخسروی، مهشید امیرشاهی، علی‌اشرف درویشیان و منصور یاقوتی، افسانه آهنگری، وحید مبارک، رایان‏‫، ۱۳۹۸.‬

منابعی که دربارهٔ فرد و آثارش نوشته شده است. (شامل کتاب، مقاله و پایان‌نامه)

نوا، نما، نگاه

خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «مرد مردم». نقد کتاب کودک و نوجوان، ش. ۱۵ (۱۳۹۶): ۲۱۰تا ۲۱۵. 
  2. «زندگی‌نامهٔ علی‌اشرف درویشیان». 
  3. «مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان». 
  4. شریفی، فرهنگ ادبیات فارسی، ۶۳۳.
  5. میرعابدینی، صدسال داستان نویسی ایران، ۵۴۶.
  6. «گفت‌وگو با ناصر زرافشان». 
  7. «ویژهٔ علی‌اشرف درویشیان». 
  8. «مصاحبهٔ اختصاصی فرزانه دری با علی‌اشرف درویشیان». 
  9. «یاد یاران و بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان». 
  10. «ناگفته‌های همسر علی‌اشرف درویشیان». 
  11. «ممانعت نیروهای امنیتی از تدفین علی‌اشرف درویشیان در کرمانشاه». 
  12. «ممانعت از دفن در قطعهٔ هنرمندان». 
  13. «مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان». رامان، ش. ۳۶ (۱۳۷۷). 
  14. «مراسم یادبود علی‌اشرف درویشیان». 
  15. «مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان». معیار، ش. ۵۱ (۵بهمن ۱۳۸۰). 
  16. «گفت‌و‌گو با علی‌اشرف درویشیان». نشریهٔ پروین، ش. ۵ (۱۳۸۱): ۱۰تا ۱۱. 
  17. «مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان». هفته‌نامهٔ ادبیات، ضمیمهٔ روزنامهٔ همشهری، ۱۳۸۰. 
  18. «سه‌شنبه‌ها، به‌ياد جلال آل‌احمد». نشریهٔ کلک، ش. ۶ (۱۳۶۹). 
  19. «بوی طلوع صبح را ما نیز شنیده بودیم». نشریهٔ دنیای سخن، ش. ۹۱ (۱۳۷۹). 
  20. «دیدار با علی‌اشرف درویشیان». نشریهٔ چیستا، ش. ۲۴۴و ۲۴۵ (۱۳۸۶): ۲۹۲تا ۲۹۵. 
  21. علی‌اشرف درویشیان، خاطرات صفرخان، صفر قهرمانیان، سی‌و‌دو سال مقاومت در زندان‌های شاه.
  22. «نگاهی اجمالی به آثار علی‌اشرف درویشیان پیش از انقلاب». چیستا، ش. ۲۴۴و ۲۴۵ (۵بهمن ۱۳۸۰): ۲۹۷تا ۳۰۲. 
  23. «علی‌اشرف درویشیان، چهرهٔ رنجور ادبیات ایران». 
  24. «خورشید سال‌های ابری». 
  25. «فرازهایی از زندگی و وداع علی‌اشرف درویشیان». 
  26. «زندگی و آثار علی‌اشرف درویشیان». 
  27. «بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان در هلند». 
  28. «من همان شریف سال‌های ابری هستم». 
  29. «مقدمه‌ای بر ادبیات داستانی پس از انقلاب». نشریهٔ فرهنگ توسعه، ش. ۲۷ (۱۳۸۱). 
  30. «مصاحبه منتشر‌نشده با درویشیان: لباس واقعیت به داستان پوشاندم». 
  31. علی‌اشرف درویشیان، چون‌و‌چرا.
  32. «جلوگیری از یرگزاری مراسم یادبود علی‌اشرف درویشیان». 
  33. {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96080402487/نوشته-دولت-آبادی-برای-درگذشت-درویشیان%7Cعنوان=نوشتهٔ دولت‌آبادی برای درگذشت درویشیان
  34. {{یادکرد وب|نشانی= http://news.mellimihani.com/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2/%7Cعنوان= مرگ داشی در پاییز
  35. {{یادکرد وب|نشانی= https://www.youtube.com/watch?v=TtIEyBbMdtU%7Cعنوان= گرامیداشت علی‌اشرف درویشیان
  36. {{یادکرد وب|نشانی= https://www.isna.ir/news/96080402423%7Cعنوان= نوشتار شمس لنگرودی برای درگذشت درویشیان
  37. «جلال آل‌احمد و فرهنگ مردم». آدینه، ش. ۱۴۰ (۱۳۷۸). 
  38. «بزرگ علوی، بزرگمرد ادبیات ستیز و تعمق». دنیای سخن، ش. ۷۳ (۱۳۷۶). 
  39. «خدمت‌گذار حقیقت، خدمت‌گذار آزادی». جهان کتاب، ش. ۱۱۹و ۱۲۰ (۱۳۷۹). 
  40. «دور از اضطراب زیستن». فرهنگ توسعه، ش. ۳۱ (۱۳۷۶). 
  41. «همدل با کودکان بی‌پناه». جهان کتاب، ش. ۹۷و ۹۸ (۱۳۷۸). 
  42. حسین پاینده، داستان کوتاه در ایران، داستان‌های رئالیستی و ناتورالیستی.
  43. «تحلیل رمان سال‌های ابری و مجموعه‌داستان آبشوران براساس اصول مهم ناتورالیستی». پژوهش ادبیات معاصر جهان، ش. ۷۶ (۱۳۹۶). 
  44. «پاسداشت علی‌اشرف درویشیان در ونکوور». 
  45. «بررسی تطبیقی پوپولیسم در چند داستان کوتاه از علی‌اشرف درویشیان و نجیب محفوظ». ادبیات تطبیقی، ش. ۱۲ (۱۳۹۴). 
  46. «درویشیان و ادبیات کودک و نوجوان». روزنامهٔ اعتماد، ش. ۴۴۴۹ (۱۳۹۸). 
  47. «میراث درویشیان برای ادبیات کودک امروز». 
  48. «سال‌های ابری در نگاهی نو اتوبیوگرافی». جستارهای ادبی، ش. ۱۵۹ (۱۳۸۶): ۱۹۳تا ۲۱۸. 
  49. «بررسی محتوایی سال‌های ابری». ادبیات داستانی، ش. ۱۰۹ (۱۳۸۶): ۹۶تا ۱۰۴. 
  50. «بررسی عناصر داستانی در رمان سال‌های ابری». متن‌پژوهی ادبی، ش. ۳۷ (۱۳۸۷): ۸۲تا ۱۰۶. 
  51. «ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۳». کلک، ش. ۶۷ (۱۳۷۴): ۱۸۱تا ۱۸۵. 

منابع

  1. پاینده، حسین (۱۳۹۱). داستان کوتاه در ایران، داستان‌های رئالیستی و ناتورالیستی. تهران: نیلوفر. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۸-۴۴۵-۲.
  2. شریفی، محمد (۱۳۸۷). فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: فرهنگ نشر نو، معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۴۴۳-۴۱-۸.
  3. میرعابدینی، حسن (۱۳۸۰). صدسال داستان‌نویسی ایران. تهران: چشمه. شابک ۹۶۴-۶۱۹۴-۴۹-۴.
  4. درویشیان، علی‌اشرف (۱۳۷۸). خاطرات صفرخان، صفر قهرمانیان، سی‌و‌دو سال مقاومت در زندان‌های شاه. تهران: چشمه. شابک ۹۶۴-۶۱۹۴-۹۸-۲.
  5. درویشیان، علی‌اشرف (۱۳۸۱). چون و چرا. تهران: اشاره. شابک ۹۶۴-۵۷۷۲-۹۱-۵.
  6. مهرابی، سید محسن. «مرد مردم، نگاهی به آثار علی‌اشرف درویشیان». نقد کتاب کودک ونوجوان ۳، ش. ۱۵ (پاییز۱۳۹۶): ۲۰۵تا ۲۱۵. 
  7. «مصاحبه با علی‌اشرف درویشیان». نشریهٔ معیار، ش. ۵۱ (۵بهمن ۱۳۸۰). 
  8. «گفت‌و‌گو با علی‌اشرف درویشیان». نشریهٔ پروین، ش. ۵ (تیر و مرداد ۱۳۸۱): ۱۰تا ۱۱. 
  9. «س‌شنبه‌ها، به‌یاد جلال آل احمد». نشریهٔ کلک، ش. ۶ (شهریور ۱۳۶۹). 
  10. «بوی طلوع صبح را ما نیز شنیده بودیم». نشریهٔ دنیای سخن، ش. ۹۱ (پاییز ۱۳۷۹). 
  11. «دیدار با علی‌اشرف درویشیان». نشریهٔ چیستا، ش. ۲۴۴و ۲۴۵ (دی و بهمن۱۳۸۶): ۲۹۲تا ۲۹۵. 
  12. «نگاهی اجمالی به آثار علی‌اشرف درویشیان، پیش از انقلاب». نشریهٔ چیستا، ش. ۲۴۴و ۲۴۵ (دی و بهمن۱۳۸۶): ۲۹۷تا ۳۰۲. 
  13. «مقدمه‌ای بر ادبیات داستانی پس از انقلاب». فرهنگ توسعه، ش. ۲۷ (۱۳۷۶). 
  14. «همدل با کودکان بی‌پناه». جهان کتاب، ش. ۹۷و ۹۸ (اسفند ۱۳۷۸). 
  15. «بزرگ علوی، بزرگمرد ادبیات ستیز و تعمق». دنیای سخن، ش. ۷۳ (فروردین ۱۳۷۶). 
  16. «جلال آل‌احمد و فرهنگ مردم». آدینه، ش. ۱۴۰ (مهر ۱۳۷۸). 
  17. «دور از اضطراب زیستن». فرهنگ توسعه، ۳۱بهمن ۱۳۷۶. 
  18. «خدمت‌گذار حقیقت، خدمت‌گذار آزادی». جهان کتاب، ش. ۱۱۹و ۱۲۰ (اسفند ۱۳۷۹). 
  19. «تحلیل رمان سال‌های ابری و مجموعه‌داستان آبشوران براساس اصول مهم ناتورالیستی». پژوهش ادبیات معاصر جهان، ش. ۷۶ (پاییز و زمستان ۱۳۹۶): ۵۰۱تا ۵۲۴. 
  20. «بررسی تطبیقی پوپولیسم در چند داستان کوتاه از علی‌اشرف درویشیان و نجیب محفوظ». ادبیات تطبیقی، ش. ۱۲ (بهار و تابستان ۱۳۹۴): ۲۹۱تا ۳۱۴. 
  21. «ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۳». کلک، ش. ۶۷ (مهر ۱۳۷۴): ۱۸۱تا ۱۸۵. 
  22. «بررسی عناصر داستانی در رمان سال‌های ابری». متن‌پژوهی ادبی، ش. ۳۷ (پاییز ۱۳۸۷): ۸۲تا ۱۰۶. 
  23. «بررسی محتوایی سال‌های ابری». ادبیات داستانی، ش. ۱۰۹ (مرداد ۱۳۸۶): ۹۶تا ۱۰۴. 
  24. «سال‌های ابری در نگاهی نو اتوبیوگرافی». جستارهای ادبی، ش. ۱۵۹ (زمستان ۱۳۸۶): ۱۹۳تا ۲۱۸. 
  25. «درویشیان و ادبیات کودک و نوجوان». روزنامهٔ اعتماد، ش. ۴۴۴۹ (۵شهریور ۱۳۹۸). 

پیوند به بیرون

«پاسداشت علی‌اشرف درویشیان در ونکوور». تلویزیون برابری، ۱۲دسامبر ۲۰۱۷. بازبینی‌شده در ۱۷شهریور ۱۳۹۸.