ویکی‌ادبیات:گزیدن مقاله‌های برگزیده/سووشون

From ویکی‌ادبیات
Jump to: navigation, search

سووشون

سووشون (ویرایش • تاریخچه • بحث • پی‌گیری)

نامزدکننده: مرتضا (بحث • مشارکت‌ها)‏۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۲۰ (UTC)

سووشون یکی از رمان‌های منحصر به فرد فارسی و احتمالا پرفروش‌ترینِ آنهاست. سال گذشته سعی کردم آن را بهبود دهم و در عین حال از مقاله های خوب و برگزیده ادبیات مانند سگ ولگرد و همسایه‌ها الگوبرداری کردم. به یاری دوستان، از جمله mOsior و سید در سال ۲۰۱۸، مقاله ای خوبیده شد. بار دیگر به پیشنهاد سید آن را برای برگزیدگی نامزد می‌کنم. در حد بضاعتم برای اعمال نظرات شما دوستان خواهم کوشید، اما بی‌نیاز از کمک و راهنمایی هم نیستم.٪ مرتضا (بحث) ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۳۴ (UTC)

سلام. تشکر از معدود رمان های ایرانی است که خوانده ام. امیدوارم برگزیده شود.--سید (بحث) ‏۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۳۹ (UTC)

برای شروع، این توضیح را بدهم: همانطور که در منبع شناسی هم آمده، یکی از کتابهایی که به نقد این رمان پرداخته، کتاب جدال نقش با نقاش در آثار سیمین دانشور نوشته هوشنگ گلشیری است. این کتاب مشتمل بر چند مقاله است. مقاله ای که در مورد سووشون در این کتاب موجود است، در سال 1372 در نشریه زنده رود به چاپ رسیده بود. البته من به نسخه کتاب دسترسی نداشتم اما در منابع دیگر، نقل قولهایی که از این کتاب می شد، عینا در مقاله مزبور پیدا کردم و به این جمع بندی رسیدم که مقاله کتاب و مقاله نشریه زنده رود، یک مقاله هستند. از آنجا که از طریق پورتال علوم انسانی به مقاله زنده رود دسترسی داشتم، از این مقاله به عنوان منبع استفاده کردم که محتوای آن، عملا همان محتوای کتاب جدال نقش با نقاش در آثار سیمین دانشور است. ٪ مرتضا (بحث) ‏۵ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۰۷ (UTC)

@Salarabdolmohamadian: سلام. لطفا شما هم این مقاله را ارزیابی کنید. --سید (بحث) ‏۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۳:۵۵ (UTC)

  1. عکس روی جلد چاپ نخست لازم است. کافی است در openlibrary آپلود شود، و سپس در ویکی‌پدیا، و از openlibrary همچون منبع استفاده شود.
  2. سووشون عنوان رمان دانشور نیست. خود رمانش است.
  3. چرا «شهر شیراز» و نه «شیراز»؟
  4. ایران «از سوی» انگلیسی‌ها اشغال نشده بود، انگلیسی‌ها (همراه روس‌ها) اشغالش کرده بودند.
  5. «برخی» و «بعضی» را به جای همدیگر به کار نبریم! «برخ» پاره است از چیزی، مانند گوشت، زمین، و «بعض» چند دانه از شماری از چیزها، مانند کسان و جانوران و سواری‌ها و موتورسیکلت‌ها. برخی از سرزمین‌ها در طول تاریخ از ایران جدا شده. بعضی‌ها خواستار جدایی برخ‌های دیگری هم هستند. بعضی شهرهای ایران ترک‌زبانند . . . برخی از شیراز ترک‌زبان است. زبان بعضی شیرازی‌ها ترکی است. برخی از شیراز شیب دارد.
  6. «زندگی فئودالی»؟ در ایران؟ نخستین رمان فارسی به قلم زن؟ این ادّعاهای بزرگ این همه بداهت دارد و منبع محکم که بیاید توی لید؟ به جای این‌ها بهتر نیست چیزهای بدیهی‌تر، مانند اسم قهرمانان رمان، در لید بیاید؟!
  7. «پیش‌زمینه و نگارش» آب بستن نوجوان‌پسند است توی مقاله. یک جمله را ده صفحه کش ندهیم و مقاله را بیهوده باد نکنیم.
  8. «عناصر داستان» لوس‌بازی شبه‌دانشگاهی است. مطلب دانشنامه‌ای این چیزها را توی دو جمله برگزار می‌کند و به مسائل مهم‌تر می‌پردازد. (در واقع سه پاره ذیل «عناصر داستان» اگر با هم ترکیب شوند، یک چکیده داستان، یا به قول آقای میرصادقی «پیرنگ»، خوب می‌دهند.) «ویژگی‌های سبکی» را سوا از بخش دیدگاه دیگران گفتن هم همین جورهاست. نیز «تأثیرپذیری‌ها». از این اسم‌های کش‌دار می‌شود ده‌ها ساخت . . . یا می‌شود، اگر ذیلش حرف حسابی هست، برد در بخش «نظر دیگران». مانند «پهلوان اکبر می‌میرد».
  9. «نقدها و دیدگاه‌ها» را این ریختی برخ برخ کردن جز در یکی دو تا از بدترین مقالات ویکی‌پدیای فارسی که تصادفاً بالایش ستارهٔ طلایی هم دارد دیده نشده. رسم غلطی گذاشته‌اند. نامش هم . . . «سنجش» یا «نقد و نظر» یا «در چشم دیگران» بد نیست.
  10. بخش «اقتباس»، به استثنای نثرش، بدک نیست.
  11. آوردن عکس روی جلد چاپ چهاردهم رمان فکر بسیار خوبی است، ولی آیا کسی که آن عکس را گذاشته متوجّه اهمیتش هست؟ اگر هست می‌بایست ذکر می‌کرد! سووشون چنان آوازه‌ای در بازار کتاب فارسی یافته بود که نام نویسنده‌اش در بعض چاپ‌ها روی جلد نبود! این نکتهٔ تاریخی بسیار مهم با آن عکس نمایان است.
  12. توضیح مرتضا درباره کتاب و مقاله گلشیری قانع‌کننده نیست. مقاله در چاپ دوباره ممکن است دست خورده باشد. حتّی ممکن است بشود گفت گلشیری در فلان سال بر فلان نظر بوده، ولی با تجدید چاپ نسخه‌ای بازنوشته از آن مقاله در فلان کتاب نظرش را تغییر داده و گفته بهمان.
  13. ردهٔ تودرتو هم دارد. رده‌هایی هم هست که می‌شود به ته مقاله افزود.
  14. به نظرم رمانی چنین نامدار و پرفروش، شاید «ترین» رمان فارسی، بد نیست و می‌تواند یک جعبه ناوبری هم داشته باشد. نمایشنامه‌ها و رمان‌های کلاسیکِ نام‌آور در ویکی‌پدیای انگلیسی جعبه ناوبری دارند. جدال نقش با نقاش گلشیری و سیاوش‌خوانی بیضایی و خود آیین سیاوش‌خوانی و یوسف و زری و اقتباسی چیزی اگر شده، غیر از سووشون (نمایشنامه) محامدی . . . آثاری که تأثیر پذیرفته . . . مثلاً فیلم شیر سنگی . . . شخصیت‌های دنیای واقعی که الگوی آفرینش شخصیت‌های رمان بوده . . . مثل شوهر نویسنده . . . از این خرت و پرت‌ها فراوان گیرمی‌آید و روز به روز فراوان‌تر هم می‌شود. پیشانی جعبه نام رمان و نویسنده را می‌خورد، در شخصیت‌ها دست کم دو تا داریم، در اقتباس‌ها دست کم یکی، با سیاوشان و کتاب گلشیری . . . و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و آغاز پادشاهی محمدرضا پهلوی و نبرد سمیرم، همین شد یک جعبه ناوبری با ده تا لینک آبی قشنگ. این هم از رده‌اش: رده:جعبه‌های ناوبری رمان.
  15. «تحسین‌شده» یا «ستوده» در لید حشو می‌نماید. این روزها برای هر چیزی می‌شود یک «تحسین» جفت و جور کرد و «تحسین‌شده»اش نامید. این در مقالات برگزیده الگوی غلط می‌دهد. بزنید برود. مشک آن است که خود (و مقالهٔ ویکی‌پدیایش!) ببوید. به جایش پاره‌ای اطّلاعات مهم بدهید: نخستین رمان دانشور است!
  16. نام آثار هنری مفصّل (از جمله کتاب‌ها) را کج می‌نویسیم. (نام آثار هنری مختصر، مانند شعرهای کوتاه و تابلوهای نقّاشی، را توی گیومه.) نام آدم‌ها (از جمله شخصیت‌های داستان‌ها) را نه کج و نه توی گیومه. معمولی.
  17. نمی‌دانم این نکته در مقاله آمده که پاره‌هایی از این رمان در کتاب‌های درسی مدرسه‌های ایران آمده یا نه. در مملکت‌هایی که کتاب‌های درسی دولتی متمرکز دارد، این مهم است.
  18. نثر مقاله روی هم رفته ضعیف و گاه مخل معنی است. آذوقه توسّط قشون اشغال‌گر خریده نشد، بلکه قشون اشغال‌گر خودش آذوقه را برای خودش خرید. و از این دست کلیشه‌هایی که معنی را وارونه می‌کند . . .‍‍‍‍
  19. سه بار در مقاله از این معرّبِ غلطِ مصطلح «اسطوره» / «اساطیر» یاد شده. این لغتْ معرّبِ story است و به جایش در فارسی «افسانه» را داریم. مثل «قرتیقا» که معرّب critique است و به جایش «نقد» یا «سخن‌سنجی» می‌گوییم و دیگر نمی‌گوییم «قرتیقا». مثل «بوطیقا» که معرّب poetics است و به جایش امروز می‌گوییم «سخن‌شناسی». «بلاغت» یا «سخنوری» به جای «ریطوریقا». و از این دست معرّب‌های فراوان که روز به روز متروک می‌شود و معادل فارسیش به جایش می‌آید.
  20. بد نیست تصریح شود که این یکی از سه چهار رمان نام‌آور فارسی است - همراه بوف کور و کلیدر و شازده احتجاب و سمفونی مردگان. جایگاهش را نشان می‌دهد.
  21. نه تنها لازم نیست، بلکه در واقع نباید اوضاع سیاسی و اجتماعی را این طور جدا از بخش‌های دیگر بسط داد. چرا؟ مثلاً فرض کنیم چهارصد تا رمان سرشناس از سال 1969 میلادی داریم. اگر بنا باشد چهارصد بار اوضاع سیاسی و اجتماعی سال 1969 را برای چهارصد مقاله بنویسیم، و سپس در شکل آرمانی این چهارصد مطلب تکراری در چهارصد مقاله را به صدی و اندی زبان که ویکی‌پدیا دارد گسترش دهیم . . . ببینید تنها برای رمان‌های تنها یک سال چه حجم مطلب حشوآمیز خواهیم داشت! مدخل سال‌ها و مدخل‌های تاریخی و لینک آبی ارجاع برای همین است که یک حرف را چندهزار بار بیهوده تکرار نکنیم. از لینکش استفاده کنیم. توضیح دربارهٔ نویسنده هم همین طور. «همسایه‌ها» براستی اشکال بزرگی دارد که بخشی جداگانه را به نویسنده داده . . . همین بیضایی را بگیرید . . . اگر بنا باشد بخشی زیر عنوان «نویسنده» در هر کدام از صدواندی مقاله مربوط به آثارش داشته باشیم، ببینید چه می‌شود‍!
  22. هرچند برای برگزیدگی لازم نیست، من جای شما بودم فهرستی از همهٔ ترجمه‌های سووشون به زبان‌های دیگر فراهم می‌کردم.
  23. به نظرم جدول چاپ‌های نوزده‌گانهٔ رمان را حذف کنید. چاپ نخست مهم است و از هجده چاپ بعدی اگر مورد معنی‌دارِ خاصّی بوده باشد. باقی نه تنها مهم نیست، آمدنش در دانشنامه به اسباب کتاب‌شناختی درست هم نیست، مگر این که در مقالهٔ مربوط به ناشر بیاید. حتّی تعداد دفعات چاپ هم به این مقاله مربوط نیست. شمار فروش چرا.Salarabdolmohamadian (بحث) ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۳۰ (UTC)
✓ بند 3 و 4 رو اصلاح کردم. فرق بین برخی و بعضی را نمی دانم. اگه توضیح بدهید ممنون می شوم.٪ مرتضا (بحث) ‏۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۳۰ (UTC)
✓ بند 5 هم انجام شد. در مورد بند 11، به نکته جالبی اشاره کردید. آیا جایی در منبعی به این موضوع بر خورده اید که بشود آن را در مقاله منعکس کرد؟ ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۲۲:۴۸ (UTC)
بند 6 از اشکالات سالار محمدیان مهم است. بند 7 محل بحث است. بند 8 اتفاقا بهتر است به صورت این مقاله بیاید و نه مثل مقاله پهلوان اکبر. در این مورد با سالار کاملا مخالفم. بند 9 یعنی نقدها و دیدگاه ها عنوان غلطی دارد. کلا همه مطالب دیدگاه است و اگر منظور نظر منتقدان بوده است، باید با عنوان بهتری بیان شود. --سید (بحث) ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۲۳ (UTC)
✓ لید را کمی بازنویسی کردم. بند 2 و احتمالا بند 6 انجام شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۲ (UTC)
در مورد بند 12 لب مطلب این است که یک مقاله از گلشیری در دو جا منتشر شده: یکبار در مجله سخن و یک بار در کتاب جدال نقش با نقاش. من به مجله دسترسی داشتم و از آن استفاده کرده ام. این یک توضیح است و نه یک دلیل و هدف آن شفاف سازی است نه قانع کردن. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۱۷ (UTC)
✓ رده مادر را حذف کردم و اکنون رده تودرتویی وجود ندارد. اگر رده خاصی مد نظر دارید بفرمایید تا اضافه کنم. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۳۰ (UTC)
✓ بند 16 انجام شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۱۲ (UTC)

در مورد بند 14، چند مقاله چند رمان را که در انگلیسی برگزیده هستند، دیدم. جعبه ناوبری نداشتند. سووشون هم مخلفات زیادی برای ساختن جعبه ناوبری ندارد؛ اقتباس خاصی از آن نشده، اثر خاصی از روی آن ساخته نشده (فقط یک تئاتر و یک نمایش رادیویی که ارزش دانشنامه ای ندارند)، اغلب شخصیتهایش ارزش دانشنامه ای ندارند، منتقد یا پیرو جدی ندارد، جایزه خاصی نگرفته، رویدادهای اجتماعی و تاریخی مورد اشاره کتاب زیاد نیست (فقط نبرد سمیرم و اشغال ایران) و... به نظرم جعبه ناوبری چیز جالبی نمی شود.٪ مرتضا (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۱۹ (UTC)

در مورد بند 17 (آنجا که گفته اید «نمیدانم این نکته در مقاله آمده که ... یا نه»)، چرا نمی دانید؟ مگر مقاله را نخوانده اید؟ در مورد بند 18 متن این است: «در سال‌های اولیه پس از اشغال ایران، خریداری مواد غذایی توسط قشون متفقین باعث بروز قحطی، تورم و شیوع بیماری‌های واگیردار در کشور شد» ممنون می شوم اگر آن را بازنویسی کنید تا از آن استفاده کنم. در مورد بند 19، تعصب خاصی روی کلمه اسطوره ندارم. اما اسطوره در فرهنگ دهخدا، معین، عمید، سخن و ویکی پدیا دارای مدخل است و بنابراین واژه نادرستی نیست. با این حال نظر سایر دوستان در این زمینه می تواند راهگشا باشد. در مورد بندهای 1، 7، 8 و 9، آنچه می بینید، محصول خرد جمعی دوستانی بوده که در خوبیدگی مقاله مشارکت کردند و نظر شخصی من نبوده که مجاز به بر هم زدن آن باشم. بند 15 به نظرم بودن عبارت «تحسین شده» کمک بهتری به فهم موضوع می کند چون این رمان هیچ جایزه ای نگرفته و فقط تحسین شده است. با این حال اگر نظرات دیگر دوستان را هم داشته باشیم کمک می کند. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۲۰:۲۳ (UTC)
✓ بند 17 هم انجام شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۲۱:۰۰ (UTC)
تشکر. فقط در مورد بند 9 اگر می تواند عنوانی بهتر از «نقدها و دیدگاه ها» استفاده کنید.--سید (بحث) ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۴۵ (UTC)
در خصوص بند 9، عبارت «واکاوی و نقد اثر» را جایگزین کردم. اما از پیشنهاد بهتر هم استقبال می کنم. فقط یک نکته: در سگ ولگرد و همسایه ها، هردو، از همان عبارت نقدها و دیدگاهها استفاده شده. بهتر نیست با توجه به این که این مقالات موضوع مشابهی دارند، حتی الامکان ساختارشان هم شبیه باشد؟ مثلا عنوانی که برای این بخش بر می گزینیم به همه آنها تعمیم دهیم؟ یا عبارت پذیرفته شده آنها را در اینجا بپذیریم؟ در خصوص بندهای 10 و 18 سعی کردم دوباره مقاله را بخوانم و جاهایی را بهبود دهم. ✓ امیدوارم بهتر شده باشد. با تشکر از Salarabdolmohamadian و سید که تا اینجای کار کمک زیادی به بهتر کردن مقاله کرده اند. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۲۷ (UTC)

@Salarabdolmohamadian: «نه تنها لازم نیست، بلکه در واقع نباید اوضاع سیاسی و اجتماعی را این طور جدا از بخش‌های دیگر بسط داد.» اگر مقالات اصلی که آن بازه زمانی را توضیح می دهند کیفیت خوبی داشتند، من استدلال شما را می پذیرفتم اما در حال حاضر وضع آن مقالات معمولا بد است. در نتیجه ما مجبوریم این کار را بکنیم. مثلا اگر مقاله وضعیت ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ یک مقاله منسجم و به درد بخور داشت، پیشنهاد شما هم کاملا معقول بود.--سید (بحث) ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۹:۴۵ (UTC)

سید جان، لابد درست که فکر کنید، بهتر از من می‌دانید که این استدلال شما اشکالات بنیادین دارد. آن اشکالات چندان بداهت دارد که می‌گذرم. و به این نکته اشاره می‌کنم: برگزیدگی این، و تنها همین، مقاله موضوع این بحث است، نه سیستم آموزش همگانی و فرهنگ‌سازی ویکی‌پدیای فارسی! آیا باید این حشو را هم مرتکب شوم که این مقاله وظیفه دارد موضوع خودش را بنماید؟Salarabdolmohamadian (بحث) ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۹:۵۰ (UTC)
اینجا یک اعترافی بکنم. در برگزیدگی سعدی یکی از خواسته های دوستان بررسی کننده، این بود که سرفصلی با عنوان «زمانه سعدی» ایجاد شود و شرایط آن روزگار توصیف شود. تصور اولیه ام این بود که مقدمه چینی بیهوده است و نسبتا بی میل بودم. اما به هر روی، ساخت این قسمت را شروع کردم و اتفاقا زمانی که کار با همفکری و همکاری دوستان بررسی کننده تمام شد، نتیجه را واقعا پسندیدم. بله. ما مقدمه چینی بیهوده نکرده بودیم؛ ماتریسی را ترسیم کردیم که زندگی، فکر و آثار سعدی در آن شکل گرفته بود. اگر لازم باشد تک تک جملات آن بخش را توضیح می دهم که چه ارتباطی با موضوع اصلی مقاله پیدا می کند. این کار را تقریبا در مورد همه مقالات مشابه بعدی کردم، حتی اگر نامزد برگزیدگی یا خوبیدگی نبودند. مثلا اگر در مورد سووشون داریم صحبت می کنیم، اصلا بی ربط نیست که توضیح دهیم در چه شرایطی ایده طرح این داستان به ذهن نویسنده خورده و فضای داستان منبعث از کدام شرایط اجتماعی بوده. اینجا هم اگر لازم باشد، توضیح می دهم که تک تک جملات این بخش چه ارتباطی با فهم ما از سووشون دارد. زمانی که من داستان را خواندم (برعکس آنچه منظور نویسنده بود) هیچ سمپاتی با یوسف پیدا نکردم و برعکس، خان کاکا را درک می کردم و این متاثر از وضعیت زمانه ماست که با دهه 1320 متفاوت است. بنابراین به نظر من این کار نه تنها آب بستن به مقاله نیست، بلکه نبود آن نقصان است. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۲۲:۲۳ (UTC)
متوجّهم مرتضا! غرضم این است که این تحقیق دست اوّل را باید بگذاریم دیگران بکنند، ما نقل کنیم. مثل کاری که در مقالهٔ «پهلوان اکبر می‌میرد» شده: محمود شیرزاد و حسن شایگان نیک پژوهش‌ها کرده‌اند، ما در ویکی‌پدیا پژوهش تاریخی و اجتماعی ایشان را منعکس کرده‌ایم.‍‍‍‍Salarabdolmohamadian (بحث) ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۲:۳۱ (UTC)
خیر ساخت مقالات جانبی مهم هم جزو لوازم برگزیدگی است. یعنی اگر استدلال شما را هم بپذیریم، باید آن مقالات جانبی را به نحو قابل قبولی بسازیم.--سید (بحث) ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۱۵ (UTC)
خب، بسازیم! برای همین بود که گفتم جعبه ناوبری می‌خواهد . . . که موضوعات جانبی را تویش مرتّب کنیم، ببینیم اغلبشان قرمز هستند، در آبی کردنش کوشا باشیم. غرضم از آب بستن توی مقاله همین است که سهم مقالات دیگر را به صورت کمینه در مقالهٔ برگزیده برگزار و از سر وانکنیم.Salarabdolmohamadian (بحث) ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۵۶ (UTC)
نکته: سالار عزیز در مقاله سووشون سهمی از مقالات دیگر ملاحظه نمی شود. مثلا اگر از جلال آل احمد سخن رفته و جلال مقاله خوبی ندارد، لزومی نداشته در مورد جلال در این مقاله بنویسم. و ننوشتم. آنچه نوشته شده، زمینه شکل گیری ایده و داستان در ذهن نویسنده است. منابع این بخش را نگاه کنید، نزدیک به همه موارد مقالاتی در مورد سووشون هستند. اگر در مورد زمانه نوشتیم، از زمینه شکل گیری جبهه ملی یا شرکت کنندگان در کنفرانس تهران یا چگونگی سقوط دولت احمد قوام و نخست وزیر شدن مهدی سهیلی نگفتیم. از آنچه مستقیما با سووشون مرتبط بوده گفتیم. بر خلاف نظر حجت عزیز -که ارادت بسیار به ایشان دارم- حتی اگر مقاله وضعیت ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ بود و برگزیده هم بود، باز هم باید این چهار خط را می نوشتیم. چون حاوی اطلاعات مستقیم در مورد موضوع مقاله است؛ ایده و زمینه شکل گیری اثر. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۲۴ (UTC)
نگاهی کردم به چند مقاله برگزیده در ویکی‌پدیای انگلیسی . . . تا حدّی چشم‌اندازم تعدیل شد . . . توضیحات شما هم روشنگر است. ولی هنوز اشکال دارم با این که «ایران در جنگ دوّم اعلام بی‌طرفی کرد» چرا باید در مقاله مربوط به سووشون بیاید که - تا جایی که به یاد دارم - هیچ چیز درش نیست درباره سیاست خارجی سیاست‌پیشگان بلندمرتبهٔ تهرانی در آن زمان. درباره رضا شاه و پسرش هم چیزی نیست. آن رمان درباره یوسف ملّاک و زری درس‌خوانده و خانواده‌شان است در شیراز اشغالی. وانگهی، رمان تحت تأثیر فضای دههٔ چهل هم هست. از این طرف، نگرش شما به فضای 1320 تا 1332 آشکارا در جانبداری از قدرت متمرکز شاه است . . . ولی از این طرف رویداد 28 مرداد را با بداهت «کودتا» می‌نامید. سرانجام این نکته: هنوز خودم هم درست نمی‌دانم چقدر از این دست مطالب را باید ذیل بخش «نقد» آورد و چقدرش را آورد بالا . . . مثلاً در «پهلوان اکبر می‌میرد» چقدر از حرف محمود شیرزاد مال بخشی است که الآن درش گذاشته‌ام و چقدرش بهتر است مثل این مقاله بیاید بالا؟ آنچه کمابیش مسلّم است این که: نباید تکرار کرد. و نباید سخن تاریخی غیرمعطوف به موضوع مقاله را در مقاله آورد.Salarabdolmohamadian (بحث) ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۴۷ (UTC)
@مرتضا: توضیحات مرتضا به نظرم کاملا قانع کننده است و اگر توسعه دهنده اصلی مقاله معتقد است که مطلبی برای فهم موضوع ضرورت دارد، نظر ایشان بر سایرین مرجح است.--سید (بحث) ‏۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۷ (UTC)
بررسی سید

@مرتضا: فعلا یک نقد اولیه می نویسم. هنوز کل مقاله را نخوانده ام و فقط ساختارش را اجمالا مرور کردم.

  • به نظرم سیر روایت مطالب خیلی انسجام ندارد. من سعی کردم با بخش بندی مشکل را حل کنم، اما این کار به تنهایی جوابگو نیست. مقاله به درستی از پیش زمینی تاریخی و نیز شرایط اجتماعی مولف می آغازد. البته شرایط اجتماعی دانشور جای توضیح بیشتر هم دارد. بعدش به عنوان اثر می پردازد. در اینجاست که گسیختگی مشهود است. چطور ما از بافتار و زمینه و نام اثر یک مرتبه به چاپ آن می رسیم. اینجا قاعدتا باید درباره اینکه این اثر کی و به چه ترتیبی نگاشته شده است، توضیح داده می شد. بعد بحث اهمیت اثر طرح می شود که قاعدتا جایش در آنجا نیست و باید کنار واکاوی و نقد بیاید و بلکه در آن ادغام شود. باز بخش «تأثیرپذیری‌ها» با بخش مربوط به سیمین دانشور در ابتدای مقاله همپوشانی دارد. همچنین مشخص نیست که چرا سبک شناسی جدا از نقد و واکاوی آمده است.
  • یک مشکل دیگر هم در بخش «ویژگی‌های سبکی» آن است که اول مقاله درباره نمادگرایانه بودن اثر به عنوان فکت موضع قطعی گرفته است و بعد رئالیستی بودن آن را به عنوان دیدگاه اورده است. مشخص نیست آیا موضع اول دیدگاه اکثریت است و دومی دیدگاه اقلیت یا طور دیگری بوده است.
  • موضوع دیگری که جایش خالی است اثرگذاری هاست. آیا این اثر با سبک ها، مضامین و آثار ادبی دیگر و نیز جریان های پسااستعماری در ایران اثر داشته یا خیر؟--سید (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۴ (UTC)
کمی جابجایی انجام دادم ببینید بهتر شد؟ اگر صلاح می دانید حالا که تقسیم بندی کمی دگرگون شده، می توان عنوان کتاب را هم به عنوان زیربخشی از بخش انتشار کتاب آورد. در مورد ویژگی های سبکی، برداشت من از نقدهایی خواندم این بود که نمادین بودن، در مقابل رئالیستی بودن مطرح نشده؛ زمینه داستان، اجتماعی و واقع گرایانه است و به همین علت، رئالیستی است. اما اثر همچنین جنبه نمادین هم دارد که منافات با وجه رئالیستی آن ندارد. دقیقا خاطرم نیست، اما تا جایی که یادم می آید منتقدینی هستند که هر دو وجه نمادین و واقعگرای رمان را قبول داشته اند. من چنین استنباط نکردم که منتقدین دو دسته شده اند و درنتیجه اکثریت و اقلیتی هم نمی شود برایشان برشمرد. در مورد بخش سوم کلامتان، در زمان خوبیدگی سعی کردم چیزهایی پیدا کنم و مواردی هم لابلای مباحث اضافه کردم. اما بد نیست در این زمینه مجددا جستجویی بکنم و ببینم منابعی می توانم پیدا کنم. ناگفته پیداست که اگر منابعی سراغ دارید یا به گوشتان خورده، مزید امتنان است اگر اطلاع دهید. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۱۹ (UTC)
  • هنوز هیچ اطلاعاتی درباره زمان و چگونگی نگارش اثر نوشته نشده است. اثر کی و چطور تألیف شده؟
بله. این موضوع را در زمان نگارش مد نظر داشتم و خیلی جستجو کردم. اشاره ای در این زمینه پیدا نکردم. همه گفته اند که در سال 22 ایده آن را پیدا کرده، فرصتی برای نگارش آن نیافته و دست آخر، در سال 48 منتشر شده. هیچکس نگفته کی نوشته شده. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۴۴ (UTC)
  • الگوی ابتدای مقاله را در صورت امکان تدقیق و تکمیل کنید.
✓ ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۲۱ (UTC)
  • آیا می توان برای اثر جایگاه خاص و متمایزی در تاریخ ادبیات ایران قائل بود؟
  • در مقاله سیمین دانشور گفته شده که این اثر به 17 زبان ترجمه شده اما در اینجا چیزی گفته نشده است!
✓ منتها با احتیاط و در بخش ترجمه. پیشنهاد می کنم در لید نیاید.٪ مرتضا (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۲۰ (UTC)
  • من نمی فهمم چطور می تواند هم واقع گرا و هم نمادگرا باشد؟
در این مورد توضیحات را شفافتر می کنم و در علاوه بر این ایده ای به ذهنم رسید که طی روزهای آینده رویش کار خواهم کرد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۴۴ (UTC)
✓ توضیحاتی افزودم و جدولی با عنوان جدول رمزها و نمادها اضافه کردم.٪ مرتضا (بحث) ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۶ (UTC)

در کل خیلی خوبه. ان شاء الله یک بار طی یکی دو هفته آینده کامل می خوانمش.--سید (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۴۹ (UTC)

  • چند تا مطلب جالب دیدم گفتم شاید به کار بیاید یکی [۱] یکی هم مجموعه مقالات اینها را هم ببینید[۲] برخی موارد خوب مثل این درش هست.
این مورد آخر که توصیه کردید در منابع استفاده شده، منتها به گزارش ایسنا از همان جلسه است. ٪ مرتضا (بحث) ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۲۰ (UTC)
  • فکر کنم ترجمه به 17 زبان حداقل تعداد زبان هاست. مثلا ترجمه به ایتالیایی پارسال انجام شده و شاید لحاظ نشده باشد [۳] ا

--سید (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۵۶ (UTC)

بله. به همین دلیل اینطور گزارش داده ام: «این کتاب به زبان‌های مختلفی (به گزارش خبرگزاری ایسنا در سال ۱۳۹۱ هفده زبان)[۱۴] ترجمه شده‌است» بنابراین می دانیم که در سال 91 به هفده زبان ترجمه شده بود و زبانهایی مثل ایتالیایی که در سالهای بعد ترجمه به آنها انجام شده، در شمار این 17 تا نیستند.٪ مرتضا (بحث) ‏۷ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۲۰ (UTC)
  • پرتو نوری‌علا می‌گوید اولین نقد را او بر کتاب نوشته، در مجله‌ی فردوسی، و اضافه می‌کند که دانشور از ذکر این نکته که رمان تحت تاثیر آل‌احمد نبوده خوشش آمده. از طریق وبلاگشان شاید بتوانید نقد را ازشان بگیرید اگر داشته باشند. هنوز ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۲۳ (UTC)
نظر و نقلشان را در مقاله ای که پیوند دادید، افزودم.٪ مرتضا (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۸:۵۱ (UTC)


@مرتضا: تقریبا همه مقاله را بررسی کردم. مشکل اصلی ارزیابی اعتبار منابع است:

  1. «سیمین دانشور، در هنگام جنگ جهانی دوم در دانشگاه تهران دانشجو بود و به واسطهٔ شغلش با خبرنگاران جنگی که به ایران آمده‌بودند، آشنا شد» شغل وی چه بوده است؟
    1. ✓ ٪ مرتضا (بحث) ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۴۵ (UTC)
  2. یک پاراگراف بر اساس بخش «واکاوی و نقد اثر» به لید اضافه کنید.
  3. برای درخت گیسو و قسم دروغ چوپان مقاله بسازید تا خانواده مطلب را دریابد.
    1. ✓ با توجه به بحثی که پایینتر داشتیم، یادداشت در این خصوص به متن اضافه شد.٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۲۹ (UTC)
  4. لینک منبع «تحلیل گفتمان قالب در رمان سووشون سیمین دانشور» موجود نیست: [۴] یک بار با استفاده از پرتال جامع علوم انسانی لینک ها را اصلاح کنید.
    1. لینک اصلاح شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۴۷ (UTC)
  5. همین طور هم برای «مقایسهٔ نمودهای جنگ در رمان سووشون سیمین دانشور و رمان اسیر خشکیها اثر دوریس لسینگ در پرتو نقد زنانهٔ شوالتر» لینک کار نمی کند.
    1. لینک اصلاح شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۱۶ (UTC)
  6. همین طور «تحلیل درونمایه‌های سووشون از نظر مکتبهای ادبی و گفتمان‌های اجتماعی» لینکش کار نمی کند.
    1. لینک اصلاح شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۳۹ (UTC)
  7. برخی موارد نظیر نظر «رباب فضائلی» در حد مقاله برگزیده نیست. کلا مقالات دانشجویی که توسط افرادی با مقطع کارشناسی ارشد نگارش شده که از حیث جامعه ادبی هم سرشناس محسوب نمی شوند، نباید در مقاله گنجانده شوند.
    1. ✓ حذف شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۸ (UTC)
  8. مشکل دیگر انتساب نظر دانشجویان دکتری به اساتید است. ما می دانیم که اغلب اساتید در ایران اشرافی به مقاله ای که دانشجوی دکتری به نام آنها منتشر می کند ندارند. پس نمی توان این دیدگاه ها را به آنها منتسب کرد.
  9. به جای استناد به کتاب «ایران در جنگ جهانی دوم: اشغال‌گری و قحطی» به خبرگزاری ایبنا[۵] ارجاع داده اید که قابل قبول نیست.
    1. خب من به کتاب که منبع اصلی است، دسترسی نداشتم و به منبعی که مطلب را از آن نقل کردم ارجاع داده ام. متوجه اشکال نشدم. ؟ پرسش: آیا منظور این است که منبع خبرگزاری کتاب، منبع مناسبی نیست یا این که در چنین مواردی باید فارغ از این که منبع اصلی دیده شده یا نه، به منبع اصلی ارجاع داد؟ یا این که به عنوان ویرایشگر یک مقاله نامزدبرگزیدگی باید اصل منبع را پیدا کنم و ملاحظه کنم و به منبع اصلی ارجاع دهم؟ ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۴۴ (UTC)
      1. در چنین مواردی باید کتاب را ببینید و به خودش ارجاع دهید یا به کتاب معتبر دیگری که در دسترس دارید ارجاع دهید.--سید (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۲۸ (UTC)
    2. ✓ کتاب مذکور را پیدا نکردم. اما مطالبی نزدیک به آن را از یک کتاب دیگر نقل کردم و طبعا منبع هم شد همان کتاب.٪ مرتضا (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۹:۵۷ (UTC)
  10. «فتانه غلامی» کیست و مطلبش چقدر اعتبار دارد؟
    1. از مقاله فتانه غلامی بیش از 5 جا استفاده شده بود و کمی زمان برد تا مطالب با منابع مناسب تری جایگزین شوند. اما بالاخره انجام شد و فتانه غلامی به طور کامل از مقاله کنار گذاشته شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۳۳ (UTC)
  11. «سيدعلي دسپ» یک پایان نامه کارشناسی ارشد است. چقدر چنین منبعی اعتبار دارد؟
    1. قبل از هر چیز پیوند منبع را اصلاح کردم. قبلا به فایل پی دی اف لینک شده بود و پیوند کار نمی کرد. اما در مورد اعتبار آن؛ دسپ نام نویسنده سوم است. نویسنده اول، حسینعلی قبادی است و مقاله در نشریه علمی پژوهشی نقد ادبی توسط دانشگاه تربیت مدرس چاپ شده. سردبیر نشریه محمود فتوحی رودمعجنی است و سیروس شمیسا و کاووس حسن‌لی عضو هیات تحریریه هستند.[۶] احتمالا مقاله ای است که از یک پایان نامه استخراج شده و بیشتر کار را هم همان سیدعلی دسپ کرده که شما فرمودید. اما به هر حال به تایید حسینعلی قبادی رسیده و مراحل انتشار در نشریه علمی پژوهشی را طی کرده. اگر توضیح قانع کننده نیست، بفرمایید تا ببینم چگونه می شود مطالب را جایگزین کرد.٪ مرتضا (بحث) ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۵۰ (UTC)
      1. قانع کننده به نظر می رسد.--سید (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۲۸ (UTC)
  12. «امام حسین (ع) و شهادت، عنصر هویت بخش در رمان سووشون سیمین دانشور» این مطلب حتی نام نویسنده ندارد!
    1. خوشبختانه فقط در مورد سال انتشار به این مقاله ارجاع شده بود که آن را با صفحه کتاب سووشون در پایگاه کتابخانه ملی جایگزین کردم. مقاله فوق به کلی از فهرست منابع حذف شد.
  13. کهدویی، محمدکاظم و مرضیه شیروانی. «شخصیت پردازی قهرمان زن در رمانهای شوهر آهوخانم و سووشون» : اعتبار این منبع در چه حدی است؟
    1. محمدکاظم کهدویی، دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران و دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه یزد.٪ مرتضا (بحث) ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۳:۱۱ (UTC)
  14. ساناز قربانی. «نگاهی به رمان «سووشون» به مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت سیمین دانشور»: اعتبار منبع در چه حدی است؟
  15. سالاری، مهتاب. «سووشون، زن نامهٔ روزهای بی فریاد» : اعتبار این در چه حدی است؟
    1. مهتاب سالاری دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران دارد و معلم آموزش و پرورش است. رزومه. از او علاوه بر اشعاری که به چاپ رسیده، دو کتاب با نامهای «زنانه با فروغ» و «زن در نقاب شعر پروین» با موضوع نقد اشعار فارسی به چاچ رسیده است. خانه کتاب٪ مرتضا (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۳ (UTC)
  16. محمدحسین، محمدی و عباس یوسف. «بررسی تطبیقی رئالیسم در رمان سیمین دانشور و فؤاد التکرلی با تکیه بر رمان سووشون و المسرات و الأوجاع» : اعتبار این در چه حدی است؟
    1. محمدحسین محمدی دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران و عباس یوسف دانشجوی دکتراست در همان دانشکده. معرفی ابتدای مقاله نشریه ذی قار هم که این مطلب را منتشر کرده، یک نشریه علمی پژوهشی مربوط به کشور عراق است که زمینه اصلی آن تاریخ است و به زبان عربی و انگلیسی منتشر می شود. البته این طور که معلوم است این مقاله را به زبان فارسی چاپ کرده اند و فقط چکیده را به عربی و انگلیسی برگردانده اند.٪ مرتضا (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۲ (UTC)
  17. رباب فضائلی. «نقد تطبیقی رمان‌های سووشون و رگتایم (بخش اول)»: اعتبار این در چه حدی است؟
    1. هیچ. از مقاله کنار گذاشته شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۶:۰۸ (UTC)
  18. رنجبر، ابراهیم. «جنبه‌های نمادین رمان سووشون»: اعتبار این در چه حدی است؟
    1. ابراهیم رنجبر دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تبریز و عضو هیات علمی دانشگاه محقق اردبیلی است. دانشگاه محقق اردبیلی ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۵۶ (UTC)
  19. کافی، غلامرضا و زهره عامری. «باورها و عناصر ادبیات عامه در رمان سووشون». فرهنگ و ادبیات عامه: اعتبار این در چه حدی است؟
    1. کافی دکترای ادبیات فارسی و دانشیار دانشگاه شیراز، شاعر و پژوهشگر ادبیات اتقلاب اسلامی است. سیویلیکا، روزنامه اطلاعات٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۴۶ (UTC)
    2. زهره عامری هیچ. احتمالا دانشجوی آقای کافی بوده است.٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۵۱ (UTC)
    3. این منبع بماند یا حذف شود؟٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۵۱ (UTC)
      1. اگر زهره عامری دانشجوی دکتری بوده و مقاله از رساله دکتری است، در صورتی که وضع مقاله خوب باشد، می توان نگهش داشت. مطلب چقدر ارزش ماندن دارد؟--سید (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۲۸ (UTC)
        1. طبق معرفی پاورقی مقاله، زهره عامری دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز است.٪ مرتضا (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۶ (UTC)
        2. از این منبع فقط یک جا استفاده شده: «و همچنین از عناصر فرهنگ عامه نظیر توتم، تابو و خرافه در پیشبرد خط سیر داستانی استفاده کرده‌است. «درخت گیسو»[ج] نمونه‌ای از توتم و «قسم دروغ چوپان»[چ] نمونه‌ای از تابو است که در این داستان به‌کار گرفته شده‌است.» جستجو در مورد این که این مضمون را در منابع دیگری بیابم، بی نتیجه بود. بنابراین به نظرم دو راه داریم: یا اعتبار منبع را با اغماض بپذیریم و یا این که از بیان مصداقهای توتم و تابو در سووشون صرف نظر کنیم.٪ مرتضا (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۰۸ (UTC)
          1. لطفا حذفش کنید.--سید (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۵۳ (UTC)
        3. ✓ ٪ مرتضا (بحث) ‏۲ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۵۸ (UTC)
  20. سرمشقی، فاطمه. «ادبیات: سووشون و رویکرد اصالت زن»: اعتبار این در چه حدی است؟
    1. هیچ. از مقاله کنار گذاشته شد. ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۴۶ (UTC)

دست کم اعتبار این موارد را مبهم یافتم. البته شاید موارد دیگر هم باشد، اما فعلا همین حد کفایت است.--سید (بحث) ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۸:۲۸ (UTC)

لطفا نوع منابع مقاله ایرانیکا را ببینید. ما نیاز به رجوع به کتاب ها و مقالات معتبرتری داریم.--سید (بحث) ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۸:۴۵ (UTC)

@Sa.vakilian: یک توضیح کلی اصولا در انتخاب منبع، شخص پژوهشگر یا نویسنده را مد نظر نداشته ام. طبعا چون بسیاری از نویسندگان را نمی شناسم، توجهم معطوف به اعتبار نشریه یا ناشر آن و این که اصولا نویسنده حرفی برای گفتن داشته یا نه بوده است. طبیعی است که ممکن است در این خصوص لغزشهایی هم پیش بیاید. اینجا یک سوال پیش می آید که در نگارش مقالات خوب و برگزیده باید اعتبار نویسنده را هم بررسی کنم یا خیر؟ مثال: یکی از پرسشهای شما در مورد محمدکاظم کهدویی است در مقاله ای با عنوان «شخصیت پردازی قهرمان زن در رمانهای شوهر آهوخانم و سووشون». خب شخص ایشان را که نمی شناخته ام. اما این مقاله در نشریه ای به نام نامه پارسی منتشر شده که مدیرمسوول آن عطاءالله مهاجرانی بوده (می دانیم که مهاجرانی دانشور را از نزدیک می شناخته) و سردبیر آن نیز فردی دارای مدرک تحصیلی دکترای فلسفه است. آیا چنین پاسخی برای شما بسنده است؟ یا نظرتان این است که اعتبار شخص نویسنده را هم می بایست بررسی کنم؟ سوال را بخواهم جمع بندی کنم این است که گذشته از اعتبار نویسنده، آیا اعتبار رسانه دال بر معتبر دانستن مقاله ای هست یا خیر؟ راهنمایی کنید، ممنون می شوم. نکته بعدی در مورد منابع مقاله ایرانیکاست. شما به من سرنخی دادید که زین پس همیشه به کار خواهم برد. تصور من بر این بود که در مقاله ایرانیکا (و امثال آن)، آنچه گفتنی است گفته شده و نیازی به جستجوی بیشتر در منابع آن نیست؛ پس تا به حال به صرافت نیفتاده بودم که یک یک منابع خود ایرانیکا را جستجو کنم و مستقیم از آنها یا دیگر نوشته های نویسندگانشان بهره برداری کنم که از این لحظه به بعد این کار را خواهم کرد. نکته سوم در مورد مقالات درخت گیسو و قسم دروغ چوپان آیا مطمئنید که سرشناسی کافی برای ساخت مقاله دارند؟ چون این ها المان هایی مختص همین رمان هستند. مثلا در جایی از رمان سووشون یکی از چوپانها قسم دروغ می خورد و بعد، بیمار می شود و بعد تصور می کند که علت بیماری اش، قسم دروغی است که خورده. منتقد این بخش از داستان را تعبیر کرده به تابو در فرهنگ عامه که چوپان فکر می کند چون قسم دروغ خورده، مریض شده. اگر مایلید در متن مقاله توضیحات بیشتر بدهم، اما اگر تصور می کنید سرشناسی دارد، مقاله بسازم. اما نکته پایانی این که از وقتی که برای این مقاله گذاشتید ممنونم، یک یک مواردی را که اشاره کردید از فردا بررسی و شفاف سازی یا اصلاح خواهم کرد. البته ممکن است چند روزی طول بکشد.٪ مرتضا (بحث) ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۲۱:۵۱ (UTC)
@مرتضا: برای خوبیدگی خیر کف معیار اعتبار کافی است اما برای برگزیدگی خیر. من هم انتظار ندارم شما همه پژوهشگران را بشناسید، همین قدر که محرز باشد طرف دانشجو یا دارای مدرک دکتری است کمی اطمینان خاطر می دهد. نشریات ایرانی اغلب سطح علمی پایینی دارند و باید با احتیاط با آنها برخورد کرد. در مورد اعتبار رسانه در مورد برخی منابع نظیر کلک می توان چنین حکمی را صادر کرد. در مورد نامه پارسی مقاله اش را بسازید و نشان دهید که این نشریه تا چه حد معتبر است. می توان از چند تن دیگر از حضار این بررسی هم نظرخواهی کرد.
در مورد مقالات درخت گیسو و قسم دروغ چوپان اگر سرشناسی هم ندارند یک پانویس بزنید تا خواننده بفهمد موضوع چیست.
عجله ای هم نیست.می توانید از برخی متخصصان کمک بگیرید. مثلا رویا خوشنویس انصاری[۷] گویا در دوره دکتریش در مورد دانشور کار کرده است و یک کتاب هم سال 2015 نوشته است. همین طور می توانید از اساتید دانشگاه های ایران کمک بگیرید.
به ایشان ایمیل زدم و منتظر پاسخشان هستم.٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۲۷ (UTC)
منابع دیگر: این کتاب «Resistance in Contemporary Middle Eastern Cultures: Literature, Cinema and Music» [۸] که ناشر بسیار معتبری دارد در خصوص جایگاه سووشون در ادبیات پایداری توضیح داده است. حتما استفاده کنید. جا دارد که یک بخش تحت عنوان جایگاه این اثر در ادبیات پایداری یا مقاومت بسازید.
✓ ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۲۲ (UTC)
این کتاب های معتبر درباره زندگی دانشور است. «Daneshvar's Playhouse: A Collection of Stories»[۹] «Stories by Iranian women since the Revolution»[۱۰] و «The Facts on File Companion to the World Novel»[۱۱] «In a Persian Mirror: Images of the West and Westerners in Iranian Fiction» [۱۲] روی وب ظاهرا نیست. شاید @Huji: بتواند گیر بیاورد.--سید (بحث) ‏۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۰۶ (UTC)
متاسفانه متن این کتابهای اخیر را روی اینترنت پیدا نمی کنم. ٪ مرتضا (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۴:۲۷ (UTC)
بله من هم فهمیدم و عرض کردم از @Huji: حجت کمک بگیرید.--سید (بحث) ‏۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۲۸ (UTC)

@مرتضا: لطفا یک نگاهی به جلد 23 دائره المعارف بزرگ اسلامی [۱۳] بیندازید ببینید مدخل سیمین دانشور دارد یا ندارد. اگر داشته باشد ما را از آن کتاب های انگلیسی که به آن دسترسی نداریم شاید بی نیاز کند. البته نسخه اش روی وب نیست و باید به کتابخانه مراجعه کنید.--سید (بحث) ‏۳ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۳:۳۱ (UTC)

ویکی‌مصطفا
  1. حسین پاینده در این مقاله سووشون را -احتمالاً- دومین رمان پرفروش پس از بوف کور می‌داند.
  2. نجف دریابندری در این گفتگو با اذعان به اهمیت سووشون، آن را به لحاظ کیفی «کم‌خون و کم‌رمق» می‌داند اما توضیح بیشتری (دست‌کم در اینجا) نمی‌دهد. Wikimostafa (بحث) ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۵۲ (UTC)
به نظرم نمی توان اظهار نظرهای کلی نظیر مورد دریابندری را در مقاله آورد. مثلا سید علی خامنه ای هم می گوید که زمان شاه طاقت تا آخر خواندن این رمان را نداشته. [۱۴] فقط اظهار نظرهایی در مقاله آورده شود که بار اطلاعاتی برای خواننده دارد.--سید (بحث) ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۰۹ (UTC)

@MRG90: با توجه به علاقه شما به ادبیات خوب است شما هم درباره این مقاله نظر دهید.--سید (بحث) ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۹:۰۴ (UTC)

ببنینید این بدردتان می خورد؟ -Artahooei 1 ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۱۷ (UTC)
کاربر:Artahooei1 ضمن تشکر از شما، ما در مورد زمان و شرایط شکل گیری ایده (سال 1322) منبع داریم. در مورد سال انتشار هم منبع داریم. اما در مورد این که سیمین دانشور در چه زمانی کار نگارش داستان سووشون را شروع کرده و کی تمام کرده، خبری پیدا نکردیم. شاید کسی در مصاحبه ای یا یادداشتی چنین مطلبی را دیده باشد؟ ٪ مرتضا (بحث) ‏۱۹ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۷:۵۵ (UTC)
@مرتضا: درود. کتاب جدال نقش با نقاش هوشنگ گلشیری را بررسی کرده‌اید؟ و همچنین کتاب صد سال داستان‌نویسی ایران حسن میرعابدینی؟ همچنین مستند سیمین ساکن جزیره سرگردانی (https://youtu.be/uPy5_O-44VQ) هم اطلاعات مفیدی دارد. مطالعه این منابع خیلی می‌تواند مفید باشد. حتی ممکن است اطلاعاتی که جا افتاده است را در آنها بیابید. وهاب (گپ) ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۴۳ (UTC)