همسایه‌ها

از ویکی‌ادبیات
پرش به: ناوبری، جست‌وجو
همسایه‌ها
Hamsayeha.jpg
نویسندهاحمد محمود
ناشرامیرکبیر
محل نشرتهران
تاریخ نشر۱۳۵۳
موضوعرمان
سبکواقع‌گرایانه

همسایه‌ها اولین رمان احمد محمود از برجسته‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های او است که فضای سیاسی اجتماعی اهوازِ پیش از کودتای ۲۸ مرداد و وقایع دوران نهضت ملی‌ شدن نفت را روایت می‌کند. رمان در سال ۱۳۵۳، هشت سال بعد از نگارش نهایی، توسط امیرکبیر منتشر می‌شود.

* * * * *

محمود در این رمان، بلوغ همه‌جانبهٔ «خالد»، جوان اهوازی را به تصویر می‌کشد. منبع الهام نویسنده، زندگی و نوجوانی خودش است. خالد در زمینهٔ مبارزات مردمی در نهضت ملی‌شدن صنعت نفت می‌بالد تا مضامین سیاسی و اجتماعی دوران پیش از ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸مرداد را در بطن داستان جای‌ دهد. او که در طول رمان، از نوجوانی بی‌تجربه به فردی سیاسی تبدیل می‌شود، در گیرودار سیاست و زندان با مفاهیم عشق و اجتماع نیز به چالش کشیده می‌شود و به تدریج تغییر مسیر می‌دهد. چاپ رمان با نه سال تعویق در سال ۱۳۵۳ توسط انتشارات امیرکبیر اتفاق می‌افتد. کتاب مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرد اما اجازهٔ نشر مجدد نمی‌یابد. پس از انقلاب اسلامی بارها مورد تجدید چاپ قرار می‌گیرد اما در سال ۱۳۶۰ مجدداً گرفتار سانسور دولتی می‌شود، این بار به دلیل وجود صحنه‌های جنسی و مستهجن. همسایه‌های احمد محمود در حالی ماندگار شد که در هر دوره‌ای، بنا به مقتضیات سیاسی و فرهنگی، لبهٔ تیز سانسور را بر خود دیده است، یکی از معروف‌ترین رمان‌های فارسی که به چندین زبان ترجمه شده است.

محتویات

برای آنان‌که کتاب را نخوانده‌اند

!Out of print

رادیو مسکو اعلام کرد همسایه‌ها در شوروی در ۵۰هزار نسخه چاپ و منتشر شده و در یک هفته نایاب شده است. همین خبر را روز بعد تکرار کرد. می‌خواستم یک نسخه از چاپ روسی را داشته باشم. با ‌MEZHKINGA مکاتبه کردم. کتاب را نداشت. ناشر گفت کتاب out of print است. بازم سرم بی‌کلاه ماند. اگر حساب و کتابی بود پیدا کردن نسخهٔ روسی مثل آب خوردن بود اما حالا شده سد اسکندر و همیشه همین طور بوده است. واقعاً تو مملکت ما نویسنده باید پوستش از کرگدن کلفت‌تر باشد تا بتواند نوشتن را ادامه بدهد.[۱]

در همسایه‌ها چه می‌گذرد؟

باز فریاد بلور خانم تو حیاط دنگال می‌پیچد. امان آقا کمربند پهن چرمی را...
محمود رمان را در حیاط خانه‌ای دنگال در اهوازِ ۱۳۲۸ می‌آغازد. با فریاد بلور خانم که از درد کمربند پهن چرمی شوهرش در سرمای اول صبح به خود می‌پیچد و زمین و زمان را به باد نفرین گرفته است. در حیاط خانه‌ای که دورتادور اتاق دارد و هر اتاق مستأجری. محمود خانهٔ دنگال همسایه‌ها را طوری طراحی می‌کند تا مستأجرین آن بتوانند ریز جزئیات زندگی هم‌خانه‌ای‌ها را ناظر باشند و جایی برای پنهان‌کاری‌ نماند، تا پسرک تیزبین داستانِ احمد بتواند روایتگر فقر و فلاکت و همزیستی و درد و هم‌دردی آدم‌های رمانش باشد.

گزارشی از شخصیت حاضر در کتاب داستان- گزارشی از شعرهای مهم در کتاب شعر- گزارشی از فصل‌های کتاب پژوهش

همسایه‌ها مملو است از شخصیت و تیپ. اما شخصیت اصلی رمان، همان راوی داستان است؛ خالد. به نوعی نویسندهٔ همسایه‌ها زندگی «خالد» را از روی هشت سال زندگی شخصی احمد از نوجوانی‌ تا ۲۳ سالگی بازسازی کرده است.

شهرت همسایه‌ها!

از جهات متعددی همسایه‌ها رمان خاصی است:

کتاب ممنوعی که همچنان می‌فروشد.[۲]

YesY پرفروشی هم‌زمان با ممنوعیت چاپ : همسایه‌ها همچنان یکی از کتاب‌های ممنوع است که نسخه اُفستش در خیابان و بساط دست‌فروشی‌ها به راحتی در دسترس است. محمود که خود متولد و بزرگ‌شدهٔ اهواز است، با پردازش هنرمندانهٔ رفتار مردم، آداب و رسوم، ساختار جامعه و به ویژه توجه به نفت به عنوان مهم‌ترين مسئلهٔ اين شهر، که نمونهٔ كوچكی از جامعهٔ ايران است، مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند.[۳]
YesY ترجمه‌پذیری در کنار بومی‌گرایی: همسایه‌ها به رغم استفاده از زبان، لهجه و گویش بومی و به رغم توصیف عناصر اقلیمی، یکی از ترجمه‌پذیرترین آثار روایی ادبیات معاصر فارسی ست. ضمن اینکه نویسنده، در عین حال که اثری همه‌فهم و جهان‌شمول آفریده است، در عین حال به اقلیم وفادار بوده، تا جایی که به شش زبان ترجمه شده است.[۴]
YesY اهوازِ نفتی در سطح جهانی: محمود زادگاهش را نه تنها به خوانندهٔ ایرانی که به خوانندگان اقصی نقاط دیگر کشورها و فرهنگ‌ها به عنوان جغرافیایی مرزی و آبستن حوادث و نفت و مبارزات شناساند تا می‌تواند در ردیف شهرهایی قرار بگیرد که در رمان‌های مهم به ما معرفی شده‌اند.[۴]
YesY تعدّد شخصیت و ماجرا و ٰرئالیسمی عریان: همسایه‌ها از نظر وسعت و تنوع ماجراها، تعدد آدم‌ها و شخصیت‌ها، تعدد لحن‌های محاوره‌ای و توصیفات جزء به جزء از حرکات و گفت‌وگوها و تجسم بی‌نظیر زندگی مردم آن روزها در حوزهٔ نفت، در میان رمان‌های رئالیستی ممتاز است. به تعبیری همسایه‌ها رئالیسم عریان زمانه است.[۵]

رمان همسایه‌ها در تأیید پیشرفت مملکتی است!

انتشار دوم رمان مشروط به مقدمه‌ای شد که با عنوان سخن ناشر آمد، اما سخن دستگاه امنیت بود و لُب کلام این که؛ «رمان همسایه‌ها در تأیید پیشرفت مملکتی است!»[۵]

چرا باید این کتاب را خواند

  • رمان به دليل پرداختن به مسائلی چون اعتصابات كارگری، ميتينگ‌ها، اعتراضات و تظاهرات مردمی، اشغال نيروهـای انگليس و شوروی، ملّی شدن صنعت نفت، از طرفی و پرداختن به مسـائل جامعـهٔ خوزسـتان و آشـنايی خواننـده بـا فرهنگ بومی مردم، از نگاه ماركسيستی قابل تأمل است.[۶]
  • محمود در همسایه‌ها تصویری از دههٔ بیست جنوب ایران را ترسیم می‌کند. او دغدغه‌های یک نسل و حوادثی را که در سال‌های منتهی به ملی شدن صنعت نفت به وقوع پیوسته است، از زبان نوجوانی جنوبی بیان کند.
  • خالد همسایه‌ها در واقع نماد ملتی است که روزگار طولانی گرفتار استعمار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بیگانه بوده و حقوق خویش را نشناخته است، اما سرانجام به آن مرحله از شناخت می‌رسد که در راه ملی‌گرایی حقیقی خود با جهل، فقر و ظلم مبارزه می‌کند.[۷]

برای کسانی که کتاب را خوانده‌اند

داستانک‌ها

محمود از جفای به همسایه‌ها‌یش می‌گوید

به وزارت ارشاد گفتیم که بابا، شما می‌گویید همسایه‌ها نباید چاپ شود اما بازار پر است از نسخه‌های قبلی که به عنوان کمیاب ۴ تا ۵ برابر قیمت روی جلد می‌فروشند. گفت جمعش می‌کنیم! اما نکرد...[۱]

محمود در چاپ همسایه‌ها

سال ۱۳۶۰ که کتاب نایاب شده بود، فکر کردیم شاید بشود اجازه انتشارش را گرفت. به ارشاد مراجعه کردیم ولی ۱۶۰ مورد ایراد گرفتند - از یک سطر تا چند صفحه - پس راهی نبود جز این‌که صرف‌نظر شود.[۱]

رمان همسایه‌ها را در اهواز نوشتم، سال ۱۳۴۲. تحریر ماقبل آخرش اردیبهشت ۱۳۴۵ تمام شده بود. زمستان ۱۳۴۵ در تهران ساکن بودم. کسی آن را چاپ نمی‌کرد. برای آن روزها رمان حجیمی بود. بخش‌هایی از آن را استنساخ کردم و شروع و پایان‌شان را درست کردم و با توضیح «بخش کوتاهی از رمان منتشرنشدهٔ همسایه‌ها» به عنوان داستان کوتاه دادم چاپ کردند در فردوسی، جنگ جنوب و پیام نوین. سال ۵۲ بازنویسی‌اش کردم. سال ۱۳۵۳ با همت دکتر ابراهیم یونسی، انتشارات امیرکبیر چاپش کرد. در همان چاپ اول پس از پخش توقیف شد. باید از مرحوم «علی اصغر سروش»، مترجم یاد کنم که برای کسب مجوز چاپ اول زحمت کشید. بعد از چاپ اول و چاپ‌های دیگر در فاصلهٔ سال‌های ۵۷ تا ۶۰ هم شانزده هفده سالی تا حالا استراحت کرده است.[۱]

جوایز

جلسات نقد و بررسی

اهدا

بازتاب در توئیت‌ها و نوشته‌های مجازی

اشاره به کتاب در کلام افراد مشهور

تقریظ و مقدمه‌هایی بر کتاب

هوادری

استحال و اقتباس

سال‌شمار کتاب

  • ۱۳۴۲: نویسنده آغاز به نگارش رمانی می‌کند با نام «عقده» که بعد به همسایه‌ها می‌سپردش.
  • ۱۳۴۵: محمود تحریر ماقبل آخر رمان را در اردیبهشت ۱۳۴۵ به پایان می‌برد.

بخشی از آن را با نام قصهٔ کوتاه «دوسرپنج» در نشریهٔ جنگ جنوب اهواز چاپ می‌کند.
زمستان همان سال ناامید از پیدا کردن ناشری برای چاپ کامل رمان، چند صفحه‌ای از رمان را با عنوان «بخشی از همسایه‌ها» در مجلهٔ پیام نوین چاپ می‌کند.

  • ۱۳۴۶: یکی دو تکه از رمان در مجلهٔ فردوسی با عنوان «راز کوچک جمیله» منتشر می‌شود.[۱]
  • ۱۳۴۷: فرازی از نسخهٔ اول رمان به صورت داستانی مستقل با نام «ترس» در مجموعه داستان «زائری زیر باران» چاپ و منتشر می‌شود.[۴]
    همسایه‌ها از «ترس» پا گرفت!
  • ۱۳۵۲: محمود برای آخرین بار همسایه‌ها را بازنویسی می‌کند.
  • ۱۳۵۳: سرانجام چاپ اول کتاب توسط انتشارات امیرکبیر محقق می‌شود.
  • ۱۳۵۳: کتاب پس از پخشِ چاپ اول توقیف می‌شود.
  • ۱۳۵۷: تجدید چاپ کتاب به تعداد لااقل چهار بار توسط انتشارات امیرکبیر تا سال ۱۳۶۰.
  • ۱۳۶۰: کتاب توقیف می‌شود به دلیل مستهجن خوانده شدن.[۱]

همسایه‌ها در سه بند

راوی همسایه‌ها «خالد» است، نوجوان اهوازی که آیة‌الکرسی را بی‌غلط می‌خواند. تا چهارم بیشتر نخوانده؛ پدر مذهبی و خرافاتی‌اش «اوسا حداد» از «حاج شیخ علی» شنیده، «درس خواندنِ زیاد آدم را سربه‌هوا می‌کند.» یکی از اتاق‌های خانه‌ای دنگال در محله‌ای فقیرنشین جایی است که خالد کنار مادرِ بساز و خواهر کوچک‌ترش با نداریِ پدر روزگار می‌گذراند، با دلخوشی‌های فقیرانه‌ از کفترپرانی روی پشت‌بام و رفتن به قهوه‌خانهٔ آقا امان و شنیدن حبس آواز گرفته تا آب‌بازی در حوض وسط حیاط با «بانو» دخترِ چروکیده و دودی «آفاق».
بوی تریاک «خواج توفیق»، رفت و بازگشت هر روزهٔ الاغ‌های «رحیم خرکچی»، نماز خواندن‌های «عمو بندر»، جدل‌های «محمد مکانیک» با همسایه‌ها و تمسخر عقاید دینی و خرافی‌شان، همه در میان فریادهای بلورخانم از مکررات این حیاط است که خواننده با نگاه تیزبین خالد درگیرشان می‌شود. بلورخانم با نشان دادن جای ضربات کمربند امان آقا روی بدنش، چشم و گوش خالد را بازتر می‌کند تا اولین خیز بلوغ را بردارد.
اما قدم بعدی در نمو اجتماعی سیاسی خالد، با کشیده شدن پایش به کلانتری به جرم شکستن شیشهٔ پنجرهٔ خانهٔ «غلامعلی خان» اتفاق می‌افتد. خالد به جرم گناه نکرده به زندان می‌فتد تا با «شفق» و شعار «صنعت نفت باید ملی شود» آشنا شود و بلوغ اجتماعی او در بستری سیاسی تاریخی جریان یابد. خالد بعد از آزادی از حبس کوتاه مدت، به پخش اعلامیه‌‌های ضداستعماری و همکاری با شفق و گروهش رو می‌آورد، به این ترتیب با واژه‌های جدیدی مانند «استعمارگر خونخوار» و مبارزات سیاسی آشنا می‌شود. در هیروویر اغتشاشات خیابانی و فرار از دست مأموران به واسطهٔ ضرب‌دیدگی پای‌اش با «سیه‌چشم»؛ دختری از طبقهٔ مرفه آشنا می‌شود تا بهانه‌ای باشد که خالد معنی عشق واقعی را بچشد و از ورطهٔ وسوسه‌های بلور خانم و فساد اخلاقی رهایی یابد. خالد دوباره به زندان می‌افتد، این بار به جرم پخش اعلامیه‌های سیاسی. طی فعالیت‌های سیاسی و شکنجه و حبس انفرادی و زندگی در کنار مجرمین باسابقه را تجربه می‌کند و مرحله‌ای از بلوغ سیاسی اجتماعی را پشت سر می‌گذارد. خالد از زندان مستقیما به سربازی فرا خوانده می‌شود و نقش قهرمان شکست‌خوردهٔ داستان را می‌پذیرد. پایان ناتمام همسایه‌ها وسوسه‌ای می‌شود برای خواننده و دست نویسنده را هم باز می‌گذارد تا داستان تحوّل شخصیت خود را در داستان‌های بعدی‌ یعنی «داستان یک شهر» و داستان «بازگشت» روایت کند.

همسایه‌های اهوازی

همسایه‌ها زیر سایهٔ نفت

همسایه‌ها در خانه پدری دورسازی آفریده شد که محمود با همسر و فرزندانش در یک اتاقش زندگی می‌کردند. در شهری که تماشای پرتوافشانی شبانهٔ شعله‌های نفت، تنها دلگرمی آدم‌هایش به این ثروت سیاه‌شان بود. زمانی که نویسنده‌اش سخت روزگار می‌گذراند و مدام برای کار به درِ بسته می‌خورد: «الان مثل تب دارم می‌سوزم و غروب برایم دردانگیز است... یکسال است که گرفتار کار شرکت نفت هستم. تا حالا معلوم نیست چند نور چشمی را استخدام کرده‌اند ولی بخت فلک زده من؟!»[۱]

همسایه‌ها در این حیاط متولد شد!

یونسی اعدام نشد، همسایه‌ها چاپ شد!

همسایه‌ها چاپ شد!

محمود ابتدا چاپ همسایه‌ها را به انتشارات بابک پیشنهاد می‌دهد، با شرط پرداخت چهار هزار تومان هنگام عقد قرارداد تا زندگی‌اش را بچرخاند. بابک سرسنگین برخورد می‌کند و او هم نسخهٔ خطی را پس می‌گیرد. یک روز عبدالعلی دستغیب، ابراهیم یونسی و اسماعیل شاهرودی را برمی‌دارد و می‌برد خانهٔ محمود. محمود یونسی از زمان بازداشتگاه می‌شناخت، قبل از اعدام‌های گروهی که یونسی هم باید میان‌شان می‌بود. حالا یونسی و محمود می‌نشینند به گپ زدن از گذشته‌ها بعد از قریب هجده سال. یونسی نمونه‌های چاپی «پسرک بومی» را روی میز می‌بیند و قصهٔ «شهر کوچک ما را» می‌خواند. حرف به رمان همسایه‌ها می‌کشد. یونسی دست‌نویس همسایه‌ها را یعنی پنج دفتر دویست برگی قطع خشتی! زیر بغل می‌زند و با خودش می‌برد. یکی دو هفته بعد به محمود می‌گوید که رمان را پسندیده و با انتشارات امیرکبیر برای چاپش حرف می‌زند.[۱] مدیر انتشارات هم می‌خواند و می‌پسندد اما جرأت نمی‌کند بیشتر از هزار نسخه چاپ کند. سرانجام سال ۱۳۵۳ همسایه‌ها چاپ شد اما خیلی زود در ادارهٔ سانسور شاهنشاهی خوابید. محمود و یونسی و سروش می‌روند «فرهنگ و هنر» و بالاخره کتاب از سانسور درمی‌آید و به فروش می‌رسد. دست به کار چاپ دوم با تیراژ بالا می‌شوند که سازمان امنیت مانع تجدید چاپ می‌شود.[۵]

سبک کتاب

جمال میرصادقی همسایه‌ها را واقع‌گرای انتقادی می‌داند. از نظر میرصادقی انتقاد شدید از اجتماع و دست‌اندرکاران وقت، شخصیت‌های مبارزی که نسبت به اوضاع و احوال جامعه جبهه می‌گیرند، تسلیم نمی‌شوند و می‌کوشند تعدیلی در نابسامانی‌ها به وجود آورند و به حمایت از ستم‌دیده‌ها و محرومان دست به افشاگری می‌زنند، نشان‌دهندهٔ یک رمان رئالیسم انتقادی است. او خواندن همسایه‌ها با نام سبک رئالیسم سوسالیستی را درست نمی‌داند و این نظر را به منتقدین نسبت می‌دهد که می‌خواهند برای احمد جهت و سمت و سوی خاصی تعریف کنند. [۸]
مهدی قریب معتقد است کسانی که آثار محمود را واقع‌گرایی سوسیالیستی می‌خوانند و وابسته به طبقهٔ کارگر، می‌خواهند ارزش آثارش را تقلیل دهند. در حالی که در همسایه‌ها با قهرمان‌های خاکستری روبه‌رو هستیم که هم کار نیک می‌کنند هم کار بد. قهرمان‌های محمود واجد یک خصوصیتی هستند که برخی رذایل را پس می‌زنند.[۸]
شهرام اقبال‌زاده محمود را یک واقع‌گرای آرمان‌خواه یا آرمان‌گرای به شدت واقع‌بین می‌خواند که به حقیقت انسانی معتقد بود و اگر ناروایی‌های زشتی در اعمال و اخلاق انسا‌ن‌ها نشان می‌داد ناشی از شرایط ناگوار و ناصواب اجتماعی تحمیل شده اما از تلخ‌نگاری‌های شعاری و یا زشت‌نگارهای شبه‌ناتورالیستی که برخاسته از ذات انسان بداند، آشکارا فاصله داشت.[۸]
عبدالعلی دستغیب همسایه‌ها را رمان کلاسیکی می‌خواند که به دلیل کاربرد تک‌گفتار درونی خصلتی جدید نیز یافته است. به اعتقاد دستغیب همسایه‌ها رمانی مدرن نیست رمانی است با زبانی تازه که جهان واقعیت را بسط می‌دهد نه جهات زندگانی اضطراب‌آمیز و آيینی فردی که شاخص رمان‌های مدرن است. همسایه‌ها دارای ساختار دقیق و سنجیده است و با فراروند کشش و طرح و توطئهٔ پیوسته‌اش صحنه‌های زندگی را چنان رسم می‌کندکه اوصاف و مناظر و حالت‌های آن جزء خود داستان درمی‌آیند و از بیرون به آن تحمیل نمی‌شوند. داستان با تک‌گویی درونی خالد سامان می‌گیرد که در آن گفت‌وگوی دیگران را هم می‌شنویم. کارها و گفتار خالد کانون رمان است. اما این کانون بسته و محدود نیست و رو به سوی جهان گستردهٔ جامعه دارد و دوره‌ای از زندگیانی سیاسی اجتماعی ایران را نشان می‌دهد. نویسنده رویدادها را به زمان حال می‌آورد و با گفتارهای پیوسته بیان می‌کند و به مددد این شیوه داستانی جدید می‌پروراند. داستان نظم و یک‌پارچگی دارد و با حرکت و وصف، چهرهٔ واقعیت و حقیقت را باز می‌تاباند. [۹]
محمود در همسایه‌ها زبان گفتاری خودش را کشف می‌کند. جمله‌های کوتاه کوتاه و بیان روایتی که با زمان حال ارائه می‌شود، برای انتقال حس و حال و بیان ذهنیت خاص خودش و حرکت دادن به شخصیت‌ها و حرکت دادن به عمل‌های داستانی. محمود توانسته زبان گفتاری محاوره‌ای همراه با بیان روایتی که تصویر بدهد و حرکت و جنب‌وجوش داشته باشد، زبانی تکامل‌یافته. در میان نویسنده‌های‌مان نویسنده‌ای مانند احمد محمود در زمینهٔ زبان گفتاری و بیان روایتی نداریم. محمود در زبان گفتاری نوعی بیان آورد که به آن تکامل داد.[۸]
آناهید اُ جاکیانس؛ محمود در این رمان با استفاده از تکنیک‌های توهم زمانی، مونتاژ، نقل حادثه در لحظه مشخصات کلاسیک رئالیسم را پشت سر گذاشته است. او پس از تجربهٔ سبک‌های بیانی گوناگون، در این رمان به زبان و شیوه روایت منسجمی دست یافته است. تداعی و رجعت به گذشته ابزاری است که او با روایت صرف تلفیق کرده و از این شیوه بیانی به کرّات و با فواصل بسیار کوتاه برای معرفی شخصیتها و تأکید مجدّد بر وقایع بهره جسته است. نویسنده همچنان بر استفاده از جملات کوتاه تأکید می‌ورزد که کاملاً مناسب با شخصیت راوی و زبان ساده اوست. لحن طنزآلودی که در جای‌جای اثر مجال ظهور می‌یابد بر شیرینی اثر می‌افزاید و نیز در تطابق کامل با شخصیت شیطنت‌آمیز راوی است. توانایی بی‌نظیر نویسنده در توصیف بصری و تجسم عینی مکان‌ها و انتقال فضاهایی که با جنبش و رویدادها و تحرکات سریع پدید می‌آیند مجال خودنمایی کامل می‌یابد و در صحنه‌های مربوط به میتینگ‌ها ٬ صحنه‌های زندان و به‌خصوص صحنهٔ عروسی بانو و کشته شدن رضوان آهنگ تند و رو به افزایش حوادث را به خواننده انتقال می‌دهند. واقع‌گرایی و کاربرد زبان ساده و شفاف که وجه مشترک اغلب آثار نویسنده است. [۱۰] بخش‌های رمان با شیوه‌ای یکسان نوشته نشده است. نویسنده در جاهایی از زبانی شاعرانه و تغزلی بهره می‌برد آن جا که از به ماجراهای عشق خالد به سیه‌چشم می‌پردازد و گاه زبانی خشن و گاه حماسی مانند عصیان ناصر ابدی و صحنهٔ کشته شدنش.[۹]
در همسایه‌ها محمود دست به نوعی واقع‌گرایی نمادین می‌زند که داستان یک بعد ظاهری دارد و یک بعد مخفی که خوانندهٔ عادی متوجه آن نیست و این سبک در رمان درخت انجیر معابد تکامل پیدا می‌کند.[۸]

پیشینهٔ کتاب

نویسندهٔ همسایه‌ها در زمان وقوع رخدادهای رمان همسايه‌ها دوران نوجوانی و جوانی خود را سپری می‌كند، سال‌های ۱۳۲۳ تا ۱۳۳۱، دوران حضور نيروهای انگليسی در جنوب و تسلط انگلیسی‌ها بر چاه‌های نفت ایران، هجوم متّفقين به ايران، رشد انديشه‌های ماركسيستی، شكل‌گيری احزاب مختلف از جمله حزب توده در ايران، اعتصاب كارگران پالايشگاه با هدف ملّی شدن صنعت نفت و همهٔ این‌ها دست‌مایهٔ نوشتن رمان همسایه‌ها می‌شود برای محمود.[۱۱]

پیرنگ

درون‌مایهٔ اصلی داستان همان ملّی شدن صنعت نفت است اما موج‌های بلندی که رشته‌های داستان را به هم پیوند می‌دهند معمولا مسائل اجتماعی هستند. داستان خیلی سریع و فعّال آغاز می شود. صحنه کتک خوردن بلور خانم با آن مایهٔ اروتیک همه چیز را برای یک شروع موفق در خود دارد اما احمد محمود بیکار نمی‌نشیند و کم کم خواننده را با مضامین دیگر آشنا می‌کند:

سیاست

نویسنده در بخشهای آغازین داستان که تازه با دنیای سیاست و مسائل آن آشنا می‌شود، در می‌یابد که ملی کردن نفت، دغدغهٔ اصلی مبارزان است.[۷]

مسائل اجتماعی

پرداختن به مسائلی مانند بی‌بندوباری‌های اخلاقی ناشی از جهل و فقر و ضعف اعتقادات دینی اصیل از مضامین برجستهٔ رمان است.[۱۰]

بهداشت

فساد ناشی از فقر و بهداشت شیوع بیماری‌ها و وضعیت نابسامان بهداشتی طبقهٔ نیازمند و فقیر جامعه که ضمن محرومیت از امکانات اولیهٔ درمانی، توانایی اقتصادی برای مراجعه به مراکز دولتی یا خصوصی را ندارند.[۷]

زنان

در جای جای رمان به وضعیت نابسامان زنان در جامعهٔ مملو از فقر و فساد اشاره شده؛ کتک خوردن بلور خانم از شوهرش، مرگ زن رحیم خرکچی به خاطر بیماری و عدم دسترسی به امکانات درمانی، صحبت‌های حاج شیخ علی دربارهٔ حقوق زنان.[۷]

خرافات

پدرم چهار کارد فولادی درست کرده است. رو تیغهٔ کاردها نقش‌هایی حک کرده است که من سر در نمی‌آورم. یقین از رو کتاب اسرار قاسمی این نقش‌ها رو روی تیغهٔ کاردهای فولادی حک کرده است. سجاده‌ا‌ش را توی اتاق خودش پهن میکند. کاردها را چهار گوشهٔ سجاده به زمین فرو می‌کند و ورد می‌خواند. لابد برای رونق گرفتن کار و کاسبی، میرزا نصرالله به پدرم دستوراتی داده است. صفحه۲۱

نمونه‌های مختلفی از اعتقاد به باورهای خرافی که گاه ریشهٔ مذهبی دارند، در رمان دیده می‌شود؛ چله‌نشینی و اعتقاد به اجنه و حضور و تسخیر آن‌ها.[۷]

اقتصاد

رکود اقتصاد ایران و اوضاع نابسامان اقتصادی، بیکاری، رکود بازار و امید به دست یافتن به زندگی بهتر دلایلی بود برای مهاجرت مردان جنوب به کشورهای عربی مجاور که از دل‌مشغولی‌های نویسندهٔ همسایه‌ها بوده. «این روزها با هر کس حرف بزنی، تو شش و بش این است که پول و پل‌های سر هم کند و راهی کویت شود. آخه دیگه پوسیدم. آدم مگه چقدر می‌تونه بیکاری بکشه؟»[۷]

شخصیت‌پردازی

ویژگی‌های مهم کتاب

همسایه‌ها اثری است متفاوت و بدیع که خواننده را به شدّت جذب و در مطالعه‌ای لذت‌بخش فرو می‌برد و درعین حال او را با وقایع برهه‌ای از تاریخ ایران آشنا می‌سازد.[۱۰]
در همسایه‌ها طوری جزئیات رسم می‌شود که خواننده در موقعیت زیست روزانهٔ اشخاص داستانی قرار می‌گیرد و آن‌ها را از نزدیک حس و ادراک می‌کند. این رابطهٔ واقع‌گرایانه از درون باز و گسترده می‌شود و همهٔ شهر اهواز را در برمی‌گیرد، به شکلی که تصویر داده شده، ما را در جوّ دوره‌ای از دوره‌های زندگانی مردم قرار می‌دهد.[۹]
نمادگرایی یکی از خصلت‌های همسایه‌هاست بی آن‌که رو باشد. نمادهای موازی با واقعیت در رمان همسایه‌ها جا به‌ جا دیده می‌شود. علی‌رغم سطح سادهٔ داستان ریزه‌کاری‌هایی از این دست در آن دیده می‌شود. مانند شرط‌بندی رییس دولت به موازات شرط‌بندی «کَرم» که یعنی آقای رییس دولت این لقمهٔ بزرگی است و شکست می‌خوری.[۱۲]
تجربهٔ مشترک نویسنده با قهرمان داستان از نظر حوادث سیاسی و اجتماعی و همچنین بافت فرهنگی که در آن بالیده‌اند، حوادث داستان را به واقعیت‌های زندگی مردم آن نزدیک دوره کرده است. زبان و لحن ساده و بی‌تکلف خالد، نمایشی باورپذیر از آداب و رسوم، باورها، فرهنگ و عقاید مردمان عرضه میکند. خالد در این رمان همچون دیگر مردمی که از جهل و ناآگاهی به بیداری می‌رسند، یک مسیر تکاملی را طی میکند.[۷]
محمود شخصیت‌های خاکستری‌اش را به مواجه با جهان رهسپار می‌کند. او به کشمکش‌های درونی آدم‌های تنها و ویرانی می‌پردازد که نمی‌خواهند تسلیم مقتضیات زمانه شوند. آن‌ها به مواجهه با جهان می‌روند، اما شرایط نامساعد آنان را پس می‌زند تا در انزوای خود غرق شوند آن‌ها یا سرگردان می‌شوند و یا نجیبانه دق می‌کنند.[۱۳]
جلوه‌هایی از ادبیات شفاهی و فرهنگ عامهٔ مردم جنوب را در رمان همسایه‌ها، می‌توان مشاده کرد. از جمله اشعاری که مادر خالد با لهجهٔ دزفولی در موقعیت‌های مختلف می‌خواند. «ساربون غم کجاس غم‌مه کنه بار سرنشین موبووم، گردم کیچه بازار.»[۷]

پیش روی مان کارون است، با آرامشی عمیق و رازدار.(ص ۲۸۰)

شط کارون با موتیف شدن در رمان، به عنصری نمادین بدل می شود که به فراخور حوادث، ترسیم آن تغییر می یابد. مثلا همین کارونی که در فراز پیشین، آرام توصیف شده است، در جایی دیگر از رمان، وقتی ماموران می ریزند در خانه تیمی که خالد و رفقا را دستگیر کنند، به تناسب حادثه، کارون این گونه توصیف می شود.

آب تیره کارون گسترده شده است. صدای کارون تهدیدکننده است. موج های پی در پی به پابستِ باریکه سنگفرش کوبیده می‌شود...(ص ۲۳۳)

الهام از شخصیت‌ها

شخصیت‌های اصلی

  • خالد شخصیت اصلی رمان همسایه ها شخصیّتی پویا و متحوّ ل است.حوادثی که برای او اتّفاق می افتد به کلی شخصیت اورا دگرگون می کند.
  • اوسا حداد: نمایندهٔ جامعهٔ سنتی ایران است .او ذهن بسته دارد اگر هزار بار هم از طلسم و دعا نتیجه نگیرد باز هم بر سر عقاید خود باقی می‌ماند. با آنکه او نمونه آدم های مذهبی و معتقد است از طرفی حقارت را هم تحمّل نمی کند.
  • خانم گل (مادر خالد): نماینده گروهی از شخصیت‌ها است. یعنی گذشته از اینکه نماینده قشر خودش است نمایندهٔ چند شخصیت دیگر که در طول داستان حضور دارند هم هست. نماینده تمام زنان منفعل و فرسودهٔ جامعه سنتی ایران. او نماینده زن‌های سر به زیری مثل همسر محمد مکانیک در همین رمان نیز هست .
  • بلور خانم: بلور خانم اگر چه ظاهرا زنی سطحی و هوس‌باز است ولی در واقع این‌گونه نیست. او از گروه دیگر زنانی مانند رضوان و مهین که دچار ابتذال‌اند جدا می‌شود. او یکی از قربانی‌های جامعهٔ مبتذل و فرسودهٔ آن سال‌های ایران است. او در باطن زن خوبی است هنگامی که خالد دچار بدبختی می شود او به داد خالد می‌رسد. ولی امان آقا نسبت به او بی‌توجه بود. چنانچه امان آقا تو قهوه‌خانه خیلی خوش خلق و سرحال است و با امان آقای خانه –خصوصا وقتی تسمه را می کشد به گرده ی بلورخانم –تومنی هفت سنار توفیر دارد. حتی گاهی در قهوه خانه با زنان هر جایی رابطه جنسی برقرار می کرد.
  • امان آقا: شخصیت امان آقا دو جنبه دارد. قبل از این که خالد به شاگردی او پذیرفته می‌شود و بعد از اینکه خالد شاگرد او می‌شود . ما قبل از این که خالد به قهوه خانه برود از او شناختی نداریم. تنها می‌دانیم مشروب می‌خورد و بلور خانم راکتک می‌زند. ولی بعد از اینکه خالد به قهوه خانه می رود چهرهٔ او برای ما روشن می‌شود. او صاحب فرزند نمی‌شود و همین باعث می‌شود تا نسبت به خالد نگاهی مهربان داشته باشد. او مرد خوبی است اگر هم گاهی به زنش خیانت می‌کند داستان به ما نشان می دهد که مرد در جامعه مرد سالار این حق را دارد .
  • شفق: شفق نمایندهٔ شخصیت‌هایی مثل پندار،بیدار، دکتر و حتی شاید خود استالین باشد. شخصیت هایی که شاید جلوه‌هایی متفاوت داشته باشند .ولی پیام همه یکسان است و به قول معروف یک روح در کالبدهای متفاوت هستند. * سیه چشم: تأثیری که سیه چشم بر خالد می‌گذارد باعث می شود نام او را در میان شخصیت‌های اصلی بیاوریم. مهم‌ترین مسئله دربارهٔ سیه‌چشم متفاوت بودن نام او از دیگران است. تمام شخصیت‌هایی که در داستان نقش مکرر و طولانی دارند اسمی واقعی دارند اما سیه چشم اسمی ندارد .شاید به آن خاطر است که از نظر نویسنده او متفاوت از دیگران است. سیه‌چشم دختری از جامعهٔ متوسط مرفّه است که تنیس بازی می‌کند و دبیرستان می‌رود...

شخصیت‌های فرعی

  • ناصر ابدی: سال‌ها است که در زندان سروری می کند، غذای خوب می‌خورد و خوب هم می‌گردد.
  • ابراهیم: بعد از لو رفتن رابطه‌اش با«بانو» به یک شخصیت فرعی بدل می‌شود. او نمایندهٔ یک جوان فاسد از طبقه پست جامعه است که از خود شخصیتی ندارد و به سوی فساد و تباهی کشیده می‌شود.
  • خالق: خالق هم مانند ابراهیم قربانی فقر و بیچارگی است.
  • لیلا: لیلا نمونهٔ مؤنث خالد است که وقتی از حقوق زنان و بیچارگی جامعه می‌گوید، می‌فهمیم که چند قدمی از خالد جلوتر است.
  • رحیم خرکچی: یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های فرعی همسایه‌هاست تا حدی که خود را به مرز شخصیت اصلی نزدیک می‌کند. نویسنده دوبار از او به شدت استفاده کرده. اول در ارتباط با زن دومش «رضوان» و دیگر در ارتباط با زندان.
  • رضوان: زنی است که به راحتی رحیم خرکچی را سر می‌دواند. او فاحشه است و از این شغل زندگی می‌گذراند . رحیم خرکچی از این موضوع رنج می‌برد و در نهایت او را می‌کشد و به زندان می‌افتد.

گزارشی از فروش کتاب

YesY فروش پنجاه هزار نسخه در روسیه طی دو هفته.
YesY فروش ۶۶۰۰۰ نسخهٔ قانونی و بیش از ۴۰۰۰۰ نسخهٔ افست در سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸[۱]
YesY نویسنده به چاپ و فروش حدود ۲۵۰هزار نسخه اشاره کرده که حدود ۱۰۰ هزار آن را که امیرکبیر چاپ کرده و حق تالیف گرفته است و بقیه قاچاق بوده.[۱۴]

گزارشی از ترجمه به زبان‌های دیگر

همسایه‌ها در مجموع به شش زبان ترجمه شده است از جمله انگلیسی، روسی، کردی، عربی.[۵]

همسایه‌های انگلیسی محمود
  • ترجمهٔ انگلیسی با عنوان «The neighbors» در سال ۲۰۱۳ با ترجمهٔ «نسترن خرد» توسط مرکز مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه تگزاس به چاپ رسید.
  • در سال ۱۹۸۳ به عنوان جنجالی‌ترين رمان احمد محمود با ترجمهٔ روسی «ن. کاندی‌یرا» توسط انتشارات «رادوكا» در مسكو به چاپ رسيده است.
  • ترجمهٔ آلمانی توسط دکتر «زیگرید لطفی» انجام شده است.
  • ترجمه کردی توسط فردی به اسم «همه باقی» در کردستان عراق چاپ شده است.[۱۴]

اتفاقات سیاسی یا اجتماعی مرتبط با کتاب و جریان‌سازی‌های کتاب

نشست‌های خبرساز دربارهٔ کتاب

اظهارنظرها

نقدهای مثبت

هوشنگ گلشیری

همسایه‌ها، داستان یک شهر و زمین سوخته سه رمان پیوسته‌اند؛ از نظر یکی بودن نظرگاه و تکنیک نقل، همگونی رفتار نویسنده با تیپ‌های ساده و تیپ‌های تاریخی سیاسی هر سه رمان و گاه تکرار برخی آدم‌ها. اما ساخت هر رمان متفاوت است و ناقل در طی سه رمان متحول می‌شود.[۸]

فیروز جلالی زنوزی

همسایه‌ها از بهترین‌های محمود است که در میان آثار او جایگاه ویژه و شاخصی دارد و را خواننده‌ها بیشتر می‌شناسند. محمود حدود سال‌های ۴۴-۴۵ نشسته است و به اصطلاح سنگ‌هایش را با خودش واکنده و به این نتیجه رسیده است که باید از روی برنامه‌ریزی قرص و محکمی سیر تحولات چند دهه از تاریخ اجتماعی-سیاسی معاصر رادستمایهٔ رمان‌های آتی‌اش قرار دهد و در همان سال‌ها معقول سنجیده است که برای رسیدن به این مهم چه باید کند و نکند.[۱۵] رمان همسایه‌ها برای خودش رمان مستقلی است اما بستر آن مثل پی‌ریزی یک بناست برای طبقاتی دیگر که نویسنده می‌داند بعدها قرار است روی آن چه کار کند. اگر خوانندهٔ کنجکاو بتواند با گذر از پله‌های طبقهٔ اول به طبقات دیگر برود.[۱۶]

بلقیس سلیمانی

همسایه‌ها از یک دیدگاه رمان «شخصیت» و از دیدگاهی دیگر رمان «تاریخی» است. همسایه‌ها یکی از زیباترین رمان‌های نویسنده است و اگر برخی تحلیل‌های ایدئولوژیک و حزبی نویسنده نبود، این اثر یکی از منسجم‌ترین و خوش‌ترکیب‌ترین رمان‌های معاصر بود.[۸]

محمد ایوبی

در واقع محمود از همسایه‌ها می‌شود «احمد محمود»، نویسنده‌ای که مشابه آن در رئالیست‌نویس‌ها نداریم. نویسنده‌ای قدر که جنوب را وصف کرده است و درد جنوبی را فهمیده.[۵]

زاون قوکاسیان

من با خواندن همسایه‌ها و داستان یک شهر به شناخت موقعیت‌های اجتماعی سیاسی رسیدم.[۵]

شهرام اقبال‌زاده

هنوز هم آن حس و حال همسایه‌ها در من زنده است. و شخصیت‌هایش در من زندگی می‌کنند. همسایه‌ها را دوران دانشجویی خواندم. به نظر من بسیار زندگی‌ساز بود و تحول‌آفرین. افق دیگری به روی من باز کرد. همسایه‌ها در عین این که یک رمان بود به نظر من تاثیر زیادی روی جامعه گذاشت و شاید من جامعه‌شناسی را بدون آن‌که بخواهم بدانم به صورت حسی با همسایه‌ها شناختم. حالا معتقدم که محمود ضمن آن‌که آدم زحمت‌کشی بود و پرمطالعه، جامعه‌شناس ژنی و ذاتی هم بود که بسیا رعمیق‌تر از خیلی از جامعه‌شناس‌های ما نه تنها پدیده‌ها را در لایهٔ آشکارش می‌دید بلکه عمق تحولات را می‌دید و این‌ها را با زبان روایت و داستان بیان می‌کرد و عنصر زیبایی‌شناختی را بازتاب می‌داد.[۸]

نقدهای منفی

اظهارنظر اهالی ادبیات و روشنفکران

عبدالعلی دستغیب

رمان همسایه‌ها قابل مقایسه با رمان مدرن از قسم آثار بکت و ویرجینیا ولف نیست. رمانی است با زبانی تازه که جهات واقعیت را بسط می‌دهد نه جهات زندگانی اضطراب‌آمیز و آيینی فردی که شاخصهٔ آثار رمان‌های مدرن است. کارها و گفتار خالد کانون رمان است اما این کانونی بسته و محدود نیست و رو به سوی جهان گستردهٔ جامعه دارد و دوره‌ای از زندگی سیاسی و اجتماعی ایران را در دههٔ ۱۳۳۰ نشان می‌دهد. نکتهٔ مهم این‌جاست که درون تک‌گویی‌های خالد، گفت‌وگوی دیگران را نیز می‌شنویم.[۹]

داریوش مهرجویی

همسایه‌ها از کتاب‌های محبوب من است. از شخصیت‌پردازی بگیر، فضاسازی، روند قصه و تکنیک روایی و نثر به اصطلاحب خیلی سلیس که خواننده را همین طور با خودش می‌برد و پی می‌برید که از همه لحاظ اثری شسته و رفته و کارشده و درست و حسابی است. به خصوص آن فضای دوران قبل از ۲۸ مرداد، دوران مصدق و فعالیت‌ِ توده‌ای‌ها.[۵]

نظرات داوری در مراسم‌های گوناگون

اظهارنظر دیگر شخصیت‌ها

محمود همسایه‌هایش را این طور تعریف می‌کند

در همسایه‌ها از حزب توده انتقاد کرده‌ام.[۱۷]
همسایه‌ها وقتی منتشر شد جوان‌ها آن را به عنوان یک کتاب آموزشی نگاه می‌کردند، هر چند به صورت یک رمان، خواننده را جذب می‌کرد به نحوی که تا به پایان نرسد خواننده نمی‌تواند آن را زمین بگذارد. احمد محمود[۱]

در همسایه‌ها با نوعی فرهنگ –یا حالا بگوییم اخلاق اجتماعی- مواجه هستیم که ریشه در تهی‌دستی و بی‌سوادی و بی‌فرهنگی دارد. حرکت انقلابی مردم در کتاب به ما می‌گوید آن‌چه بیشتر حاکم است، حس است که راحت آلت دست قرار می‌گیرد، غریزه است که از تعقل مایه‌ای ندارد و پیداست که این حرکت به جایی نخواهد رسید. همه می‌بینند، می‌شنوند اما کمتر می‌فهمند.

استقبال از همسایه‌ها باعث شد فکر کنم وارد مرحلهٔ تازه‌ای در داستان‌نویسی شده‌ام. حس کردم که مسيولیتم بیشتر شده است، باید به داستان و داستان‌نویسی به صورت امری جدی‌تر نگاه کنم و جدی‌تر بنویسم.[۱۲]

داستان در یکی دو فصل اول شخصیت‌های اصلی را معرفی می‌کند. راحت معرفی می‌شوند، بی‌اینکه توصیف فیزیکی چندانی داشته باشند، در گفت‌وگوها همه چیزِ شخصیت‌ها معلوم می‌شود. در پایان داستان شخصیت‌ها به خصوص شخصیت‌های اصلی تحول پیدا کرده‌اند و شکل کامل به خودشان گرفته‌اند. به شکلی که از نظر شناخت و شعور کس یا کسان دیگری هستند. خالد در برخورد با بلور خانم و برخورد با مسائل سیاسی و اجتماعی رشد فکری پیدا می‌کند. بلور خانم فاحشه نسیت شرایط اجتماعی کج‌وکوله است.
نمادگرا نیستم ولی نمادهای موازی با واقعیت در رمان همسایه‌ها جابه‌جا دیده می‌شود. این یکی از خصلت‌های همسایه‌هاست بی آن‌که رو باشد. علیرغم سطح سادهٔ داستان ریزه‌کاری‌هایی از این دست در آن دیده می‌شود. مانند شرط‌بندی رییس دولت به موازات شرط‌بندی کرم که یعنی آقای رییس دولت این لقمهٔ بزرگی است و شکست می‌خوری یا صحنهٔ عروسی بانو و کشته شدن رضوان که به موازات جوشیدن دیگ و رقص صنم پیش می‌رود.[۱۲]

در همسایه‌ها کارم بیشتر غریزی بود.[۱۲]

رگهای گردن رحیم خرکچی تند می‌شود. آشپز کفگیر را می‌گذارد کنار دیوار... حـالا دارد رضـوان را و رحـیم خـرکچی را زیرچشمی می‌پاید. صنم خودش را می‌اندازد میان معرکه و بنا می‌کند به رقصیدن... بچه‌ها دست ‌می‌زنند. آب دیگر جوش آمده است. آرام آرام حباب‌های آب از ته دیگ می‌آید بالا و در سطح آب می‌ترکد... صدای دهـل و سرنا تا هفت محله می‌رود. حالا رگ‌های گردن مش رحیم کبود شده است... رحیم خرکچی دست رضوان را میگیرد و می‌کشدش... دیگ جوش آمده است. سطح آب قل می‌زند... بچه‌ها دست می‌زنند. حالا زبانه‌های آتش تمام دیگ را در بـر گـرفته‌انـد. زبانه‌های آتش از دهانه دیگ بالا زده است... آب دیگ بـالا مـی‌آید و سـر می‌رود. مش رحیم با سر چپق می‌کوبد به گیجگاه رضوان. رضوان نقش زمین مـی‌شود. آب دیگ شعله‌ها را خاموش می‌کند و رضوان انگار که سال‌هاست مرده است.

تأثیرپذیرفته از

YesY علی‌محمد افغانی همسایه‌ها را متأثر از «زمین نو» «شولوخف» می‌داند.[۱۸]
YesY نویسندهٔ نقد آثار محمود اما معتقد است همسایه‌ها به الگوی رمان‌هایی مانند «مادر» «گورکی» نوشته شده که در آن قهرمان کتاب از اعماق فقر و رنج برمی‌آید و به صحنهٔ مبارزهٔ حماسی سیاسی وارد می‌شود. دستغیب همسایه‌ها را از اخلاف تهران مخوف و «یادگار شب» «مشفق کاظمی» و سووشون و داستان کوتاه گیله مرد بزرگ علوی می‌داند.[۹]
YesY هوشنگ گلشیری هم می‌گوید همسایه‌ها و دو رمان دیگر محمود -زمین سوخته و داستان یک شهر- برگرفته از «پابرهنه‌های» «استانکو» است.[۸]

سه‌گانهٔ محمود

پای درددل محمود و همسایه‌ها

برخی از منتقدان از جمله حسن میرعابدینی به دلیل حضور «خالد» در داستان یک شهر و زمین سوخته این دو اثر را در کنار همسایه‌ها تریلوژی احمد محمود می‌دانند. [۸]اما محمود به لیلی گلستان از سرنوشت خالد همسایه‌هایش در تریلوژی همسایه‌ها، داستان یک شهر و «بازگشت» که آخرین داستان مجموعهٔ «دیدار» است، گفته. محمود قهرمان داستان همسایه‌ها را جوانی از طبقهٔ فرودست جامعه معرفی می‌کند که تهی‌دست است اما هوشیار و خوش‌فکر. خوب می‌بیند و می‌شنود و سرنوشتش را اگر پی بگیریم می‌رسیم به آن جا که پس از یک رفتار آنارشیستی و یک مونولوگ بحرانی، جانِ خود را خانه‌تکانی می‌کند و با قطع شاخه‌های کج‌تابندهٔ اندیشه با رخت نو و تمام قامت آماده است تا با حفظ ریشه‌ها و تکیه به تنهٔ تنومند درخت کُنار که هم‌سن و سال اوست، آغازی دیگر داشته باشد.[۱۲]

۲۷ سال با خالد

محمود در ۱۳۴۲ نگارش داستان «عقده» آغاز می‌کند که بعد می‌شود رمان همسایه‌ها.[۱] او «خالد» همسایه‌ها تا سال ۱۳۶۰ و چاپ رمان داستان یک شهر دنبال می‌کند در حالی که این‌جا تنها یک بار به اسم «خالد» اشاره می‌کند. در ۱۳۶۹ داستان بلند «بازگشت» را می‌نویسد تا «خالد»ش را به تحول نهایی برساند، با تطهیر زیر باران و به اسم «شاسب».[۱۲]

سناریویی که سناریو شد!

داریوش مهرجویی می‌گوید رمان همسایه‌ها برای سینما خیلی درست و جاافتاده است. او اوایل انقلاب با همکاری نویسندهٔ همسایه‌ها سناریویی تهیه می‌کند اما اوضاع فیلم و سریال نابسامان می شود و سناریوی همسایه‌ها معلق می‌ماند. بعد هم می‌گویند که آقای محمود مسئله‌دار است و نمی‌شود فیلمی ساخت. در نهایت سناریو گم می‌شود.[۵]

گزارشی از اقتباس‌های هنری انجام‌گرفته در کتاب

در فرانسه در مراسم ادبیات داستانی فارسی که به کوشش «مدیا کاشیگر» برگزار شد، بخشی از رمان به فرانسه ترجمه و توسط یک بازیگر تئاتر خوانده شد. محمود به توصیهٔ پزشکان از سفر منع شده بود و در این مراسم حضور نداشت.[۵]

فهرست امکان نام‌گذاری‌شده از روی نام کتاب

جمله‌های ماندگار کتاب

YesY بس که وعده شنیدیم وعده‌دون‌مون دراومد. هر چی بیشتر فلاکت می‌کشیم، بیشتر به اون دنیا حواله‌مون می‌دن.
YesY -پدر چرا جعفر خشتمال خودشو کشته؟ - مگه آدم چقدر طاقت گشنگی و بیکاری و خفت و خواری رو داره؟
YesYتمام حرفها برایم تازگی دارد. چشمم به دنیای تازهای باز می‌شود. از حرف‌ها دستگیرم می‌شود که چرا زندگی تهی‌دستان روز به روز بدتر می‌شود، که چرا آدم‌هایی مثل پدرم باید جل و پلاس‌شان را جمع کنند و دنبال صنار سه شاهی پول از این ولایت به آن ولایت سگ دو بزنند.
YesY حالا دیگر حتی بچه‌های مدرسه هم رو سینه‌هاشان نوار دوخته‌اند؛ «صنعت نفت باید ملی شود!»
YesY نمی‌دانم این استعمارگر خون‌خوار چه جور جانوری است که فقط خون می‌خورد و اشتهایش هم سیری‌ناپذیر است. لابد بی‌جهت اسم استعمارگر را خون‌خوار نگذاشته‌اند.
YesY نفت بخوره که بهتره تا خون.
YesY مردم همه یک‌صدا فریاد ملی شدن نفت را سر میدهند، حتی مشتری‌های قهوه‌خانه.
YesY اصلا نمیدانم چرا هر روز که می‌گذرد بیشتر از امان آقا خجالت میکشم، گاهی می‌شود که دلم نمیخواهد توی صورتش نگاه کنم.
YesY چشمان پر خنده و پر محبت امان آقا دلم را از جا می‌کند... قسم می‌خورم که دیگر با بلور خانم کاری نداشته باشم.
YesY صدام خش‌دار است، پیشانی‌ام خیس عرق است. تکیه می‌دهم به پشتی مبل و سرم را بالا می‌گیرم. بعد، از گوشهٔ چشم نگاهم را می‌دوانم رو صورت دختر. دارد نگاهم می‌کند. دلم می‌لرزد. این لرزه غریبه، اما شیرین است. روزهای اول که بلور خانم را نگاه می‌کردم، دلم می‌لرزید، ولی حالا کلی فرق دارد. انگار دلم می‌خواهد از جا کنده شود. انگار تمام تنم می‌لرزد. انگار چیزی توی دلم خروش برداشته است.

جوایز کتاب

مشخصات کتاب‌شناختی

تعداد صفحات، دفعات چاپ، جمع کل تیراز و ناشرانی که اثر را چاپ کرده‌اند

ناشر: امیرکبیر
تعداد صفحات؛ ۵۰۲
دفعات چاپ: چاپ اول ۱۳۵۳ تیراژ ۱۰۰۰ نسخه-چاپ دوم ۱۳۵۷ تیراژ ۱۱۰۰۰ نسخه– چاپ سوم ۲۲۰۰۰ نسخه-چاپ چهارم ۳۳۰۰۰ نسخه. افست و بدون مجوز بیش از ۴۰۰۰۰نسخه

طراحی جلد و تصویرسازی

تغییرات طرح جلد در چاپ‌های مختلف

منبع‌شناسی (پایان‌نامه و مقاله نوشته شده دربارهٔ کتاب)

دربارهٔ همسایه‌ها محمود نقدهایی پراکنده و گاه غیرعلمی در نشریات دیده می‌شود. در بسیاری از تحلیل‌ها گاه آثار شتابزدگی و عدم دقت نویسنده به وضوح مشاهده می‌شود. از منابعی که به نقد رمان همسایه‌ها در کنار آثار دیگر احمد محمود پرداخته‌اند می‌توان به طور خلاصه به موارد زیر اشاره کرد:
YesY کتاب:
کتاب «نقد آثار داستانی اسماعیل فصیح» نوشته‌های آناهید اُ جاکیس
کتاب «نقد آثار احمد محمود» از عبدالعلی دستغیب (صفحهٔ ۹۹ تا ۱۱۰)
کتاب «باران بر زمین سوخته» نوشتهٔ فیروز جلالی زنوزی در نقد آثار احمد محمود، همسایه‌ها، داستان یک شهر، زمین سوخته، مدار صفر درجه، آدم زنده و درخت انجیر معابد.
در کتاب «بیداردلان در آینه» جسته و گریخته نقدهایی به رمان همسایه‌ها دیده می‌شود.
YesY مقالات و نشریات زیادی به نقد همسایه‌ها پرداخته‌اند از جمله:
ماهنامهٔ چیستا شمارهٔ ۱۹۲ و ۱۹۳ پاییز ۱۳۸۱، گفت‌وگوی دوستانه‌ای دربارهٔ آثار زنده‌یاد احمد محمود.
مجلهٔ نامه فرهنگستان شماره ۲۴ زمستان ۱۳۸۳، مروری بر آثار احمد محمود، آناهید اجاکیانس ‏(صفحهٔ ۱۳۹ تا ۱۵۸).
YesY پایان‌نامه‌های زیادی در خصوص آثار محمود نگاشته شده و تعدادی نیز اختصاصاَ به رمان همسایه‌ها پرداخته‌اند از جمله:
مطالعهٔ تصویر دههٔ بیست جنوب ایران در رمان همسایه‌ها، علی افضلی
ﺳّﻨﺖ و ﻣﺪرﻧﻴﺘﻪ در رﻣﺎن «ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ‌ﻫﺎ»، مهبود فاضلی
تحلیل و بررسی سبکی «سنگ صبور» و «همسایه‌ها» از منظر فلسفی- اجتماعی با نقد هیچ‌انگاری ،محبوبه ذوالفقارنژاد
شخصیت‌پردازی در رمان همسایه‌ها، محمدعلی آتش‌سودا
ﺧﻮاﻧﺶ ﭘﺴﺎاﺳﺘﻌﻤﺎریﻫﻤﺴﺎﻳﻪ‌ﻫﺎ در ﭘﺮﺗﻮ ﻧظر اﺳﭙیواک، فاطمه حیدری
بررسی عناصر داستانی در رمان «همسایه‌ها» اثر احمد محمود، ابراهیم ابراهیم‌تبار
نقد مارکسیستی رمان همسایه‌ها، مریم حسینی و آرزو شهبازی
ﺑﺎزﺗﺎب ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی اﺟﺘﻤﺎعی و ﺷﻜﺎف ﻃﺒﻘﺎتی در دو رﻣﺎن «ﻫﻤﺴﺎﻳﻪﻫﺎ» اﺣﻤﺪ ﻣﺤﻤﻮد و«ﻋﻤﺎرت ﻳﻌﻘﻮﺑﻴﺎن» ﻋﻼ اﺳﻮانی، مینا عابدینی
ادبیات اقلیمی در آثار احمد محمود و منیرو روانی پور

نوا، نما و نگاه

بخشی از همسایه‌ها در فردوسی
مصدق پیدا و ناپیدا در همسایه‌ها

تصویر از صفحات کتاب

صدای نویسنده

تصویرهای ساخته‌شده دربارهٔ کتاب (فیلم و مستند)

طرحی از یکی از صحنه‌های کتاب

جستارهای وابسته

پانویس

منابع

  • افضلی، علی. «مطالعه تصویر دهه بیست جنوب ایران در رمان همسایه‌ها». ادب فارسی دوم، ش. ۱۶ (بهار و تابستان ۱۳۹۰، پاییز و زمستان ۱۳۹۴): ۱۱۳-۱۳۴. 
  • محمود(اعطا)، سارک،بابک، سیامک (۱۳۸۴). دیدار با احمد محمود. تهران: معین. شابک ۹۶۴-۷۶۰۳-۳۵-۵.
  • اجاکیس، آناهید. «مروری بر آثار احمد محمود(1)». نامه فرهنگستان دوم، ش. ۴ (آذر۱۳۹۴): ۱۳۹-۱۵۸. 
  • گلستان، لیلی (۱۳۸۳). حکایت حال گفتگو با احمد محمود. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۶۰۳-۲۷-۰.
  • آقایی، احمد (۱۳۸۲). بیداردلان در آینه معرفی و نقد آثار احمد محمود. به‌ نگار. شابک ۹۶۴-۶۳۳۲-۴۳-۹.
  • دستغیب، عبدالعلی (۱۳۷۸). نقد آثار احمد محمود. تهران: معین. شابک ۹۶۴-۵۶۴۳-۵۶-۲.
  • میرعابدینی، حسن (۱۳۷۷). صد سال داستان‌نویسی ایران جلد ۳. تهران: چشمه. شابک ۹۶۴-۶۱۹۴-۷۸-۸.
  • باوی ساجد، حبیب (۱۳۹۶). احمد محمود، ادبیات در گذر زمان. تهران: افراز. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۲۱۸-۳۸-۱.
  • کریمیان، سحر. [سحر کریمیان «گفت‌.وگو با محمدعلی افغانی»]. عصر پنجشنبه‌ها در بخارا، ۲۹فروردین۱۳۸۸، ۳۶۷. بازبینی‌شده در ۳۱شهریور۱۳۹۸. 

جلالی زنوزی، فیروز (۱۳۹۰). باران بر زمین سوخته.

پیوند به بیرون

  • ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ محمود(اعطا)، دیدار با احمد محمود.
  • «کتاب ممنوعی که همچنان می‌فروشد». 
  • «نقد ساخت‌گرایی تكوينی رمان همسايه‌ها اثر احمد محمود». 
  • ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ««همسایه‌های» احمد محمود؛ مظلوم‌ترین رمان ایرانی». 
  • ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ ۵٫۷ ۵٫۸ باوی ساجد، حبیب و ۱۳۹۶، احمد محمود، ادبیات معاصر ایران در گذر زمان-۱).
  • «نقد مارکسیستی رمان همسایه‌ها، احمد محمود». 
  • ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ ۷٫۵ ۷٫۶ ۷٫۷ ادب فارسی، ش. ۱۶ (۱۳۹۴): ۱۱۳-۱۳۴. 
  • ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ ۸٫۶ ۸٫۷ ۸٫۸ ۸٫۹ آقایی، بیداردان در آینه، ۲۴۷.
  • ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ دستغیب، نقد آثار احمد محمود.
  • ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ «مروری بر آثار احمد محمود(1)». نامه فرهنگستان، ش. ۴ (آذر۱۳۸۳): ۱۳۹-۱۵۸. 
  • شهبازی، آرزو، مریم حسینی و عسگر عسگری حسنلو. نقد ساخت‌گرایی تکوینی رمان همسایه‌ها اثر احمد محمود. بهار و تابستان ۱۳۹۳. 
  • ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ ۱۲٫۵ حکایت حال گفتگو با احمد محمود|لیلی گلستان| نشر معین]
  • میرعابدینی، صد سال داستان‌نویسی ایران جلد ۳.
  • ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ «بر این زمین عبث مرو، بیافرین، بیافرین.گفت و گویی با احمد محمود». 
  • جلالی زنوزی، باران بر زمین سوخته، ۲۶.
  • جلالی زنوزی، باران بر زمین سوخته، ۱۶۶.
  • «احمد محمود نویسندهٔ انسانگرا». 
  • کریمیان، سحر. گفت‌.وگو با محمدعلی افغانی. ۲۹فروردین۱۳۸۸.