بهاءالدین خرمشاهی

از ویکی‌ادبیات
(تغییرمسیر از بهاءالدین خرم‌شاهی)
پرش به: ناوبری، جست‌وجو
بهاء‌الدین خرمشاهی
Khoramshahi.asli.jpg
زمینهٔ کاری حافظ‌پژوه، قرآن‌پژوه، نویسنده، پژوهشگر ادبی، مترجم
زادروز ۱۲ فروردین ۱۳۲۴
قزوین
پدر و مادر میرزا‌ابوالقاسم
نام(های)
دیگر
ضیاءالدین[۱]
کتاب‌ها ترجمهٔ قرآن کریم، فرهنگ موضوعی قرآن کریم، حافظ‌نامه، ذهن و زبان حافظ، فرار از فلسفه و...
نوشتارها حافط شاملو
همسر(ها) مهناز حاجی‌زاده
فرزندان هاتف و عارف و حافظ
مدرک تحصیلی زبان‌وادبیات‌ فارسی(کارشناسی)
کتابداری(کارشناسی ارشد)
دانشگاه تهران
استاد دکتر پرویز ناتل خانلری، دکتر مهدی محقق، دکتر عبدالحمید بدیع‌الزمانی
خرمشاهی در دوران کودکی (۱۳۳۳)
خرمشاهی در بیست سالگی
از چپ به راست: سهید حمیدیان، بهاءالدین خرمشاهی، کامران فانی
خرمشاهی در چهل سالگی


بهاءالدین خرمشاهی قرآن‌پژوه، حافظ‌پژوه، نویسنده و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.

* * * * *

خرمشاهی در خانواده‌ای مذهبی در شهر قزوین به دنیا آمد. پدر او میرزا ابوالقاسم خرمشاهی ابتدا در لباس روحانیت بود ولی با راه‌اندازی تشکیلات دادگستری جدید، امتحان فقه و اصول داده و پروانهٔ وکالت دادگستری گرفته بود. خرمشاهی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر زادگاهش به پایان رساند و با آنکه در رشتهٔ پزشکی قبول شده بود، علاقه‌ای به این حرفه نداشت و در نهایت در سال ۱۳۴۳ همراه با دوست صمیمی‌اش کامران فانی در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد.[۲] بعد از فارغ‌التحصیلی و اتمام دورهٔ سربازی در سال ۵۰ در مقطع فوق لیسانس کتابداری دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد. خرمشاهی در سال ۵۲ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند پسر بود. در سال ۶۱ خرمشاهی به همراه چند تن از دوستان و همکارانش دایرةالمعارف تشیّع را تأسیس کردند. او در سال ۶۹ به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و همکاری او با این سازمان همچنان ادامه دارد.
آثار خرمشاهی شامل ۱۴ کتاب دربارهٔ حافظ یا در زمینهٔ حافظ‌پژوهی می‌شود که معروف‌ترین آن‌ها حافظ‌نامه است. او همچنین ۱۲ کتاب در زمینهٔ قرآن‌پژوهی نوشته که اصلی‌ترین آن‌ها ترجمهٔ قرآن کریم با توضیحات در حاشیه و واژه‌نامهٔ ۱۲ هزار مدخلی است. خرمشاهی آثار متعددی شامل آثار تألیفی و ترجمه‌ای نیز دارد.
در نخستین جشنوارهٔ نقد کتاب در سال ۸۴، خرمشاهی به عنوان پیشکسوت نقد‌نویسی معرفی شد. همچنین در سال ۷۹ بنیاد فارس‌شناسی همراه با شهرداری شیراز نظر به خدمات و آثار حافظ‌پژوهی، خرمشاهی را به عنوان نخستین شهروند افتخاری شیراز اعلام و تقدیر کرد.[۳]


داستانک کار

روزی خرمشاهی به علّت خستگی ناشی از کار مفرط، به بیمارستان ایران مهر مراجعه کرده بود. یکی از اقوام تلفنی مسئله را به دکتر اسماعیل اربابی اطلاع داده و او سریعاً به بیمارستان می‌رود و بعد از معاینهٔ خرمشاهی، علّت کسالت را خستگی تشخیص می‌دهد و به خرمشاهی استراحت مطلق داده و می‌گوید: «استاد عزیز، کم کار کنید و بیشتر بخوابید و راه‌پیمایی کنید.» خرمشاهی می‌خندد و می‌گوید: « حدود چهار سال است که از ساعت ۶و۷ شب تا ۸ صبح روز بعد مشغول ترجمهٔ قرآن کریم هستم و حاضرم جانم را نیز سر این کار بگذارم.»[۴]


سردرد دروغین خواهر

زمانی که خواهر کوچکتر خرمشاهی، طاهره خرمشاهی کلاس پنجم ابتدایی بود خرمشاهی در دانشگاه تهران در رشتهٔ ادبیات فارسی تحصیل می‌کرد. یک روز در مدرسه طاهره با معلّمش بر سر یک غلط املایی بحث می‌کند که کلمه را درست نوشته و نباید نمره از او کم شود. او سعی کرد با گریه و حتی تمارض حرفش را به کرسی بنشاند که نشد. فرّاش مدرسه او را با حال زار به خانه می‌رساند و همان موقع خرمشاهی برای تعطیلات آخر هفته و دیدن خانواده به قزوین آمده بود. طاهره غرق در لذت پیروزی بود از اینکه چنین مسأله ساده‌ای توانسته بود این‌همه توجّه و محبّت خرمشاهی را نثار او کندو همچنان به کسالت خود ادامه داد تا جایی که خرمشاهی واجب دید او را برای تغییر روحیه و رفع افسردگی با خود به تهران ببرد. در تهران به دکترهای زیادی مراجعه کردند تا علت سردرد دروغین او معلوم شود که نشد خرمشاهی که بهتر از هر دکتر دیگری بیماری او را تشخیص داده بود برایش سنگ تمام گذاشت. یک هفتهٔ تمام به گشت‌وگذار و تفریح و سینما و رستوران و هدیه خریدن برای دوستان گذشت و سلامتی حاصل شد و طاهره به درس و دیار بازگشت.[۵]

هدیهٔ دوستان

بیشتر وقت‌ها که خرمشاهی به نشر دانشگاهی می‌رفت، به قول خودش دوستان دست و دلبازش همیشه کتاب‌های جدیدالانتشار را به او هدیه می‌دادند و او دو بسته کتاب شکار می‌زد و به منزل می‌آورد و همیشه هم می‌گفت: «من مدیون این دوستان هستم. نمی‌دانم چطور ای محبت هایشان را جبران کنم.» همسر خرمشاهی هم باور می‌کرد تا اینکه یک روز برادر خانم خرمشاهی او را در حال پول دادن در بانک دیده بود با دو بسته کتاب که داشت قیمت آن‌ها را به حساب نشر دانشگاهی می‌ریخت. از آن روز به بعد همسر خرمشاهی فهمید این دوستان دست‌ودلباز هیچ کس جز خود او نیست که برای خودش هدیه می‌خرد.[۶]

کوپن‌های حافظ

یک روز در آن دورانی که کوپن نفت می‌داده‌اند، خرمشاهی می‌رود و می‌گوید: «کوپن‌های نفت حافظ را بدهید به من.» طرف می‌گوید: «باید حافظ خودش بیاید کوپنش را بگیرد.» خرمشاهی می‌گوید: « من از حافظ هم حافظ‌ترم. آن‌قدر که من روی شعر و شخصیت حافظ کار کرده‌ام خودش نکرده است.» و کتاب‌ها و تحقیقاتش را می‌برد و نشان می‌دهد. طرف قانع می‌شود و همه‌ٔ کوپن‌های حافظ را، از نفت گرفته تا قند و شکر و روغن و صابون و غیره را می‌گیرد و می‌گذارد توی جیبش! او سال‌ها با کوپن‌های حافظ روزگار می‌گذارند.[۷]

زندگی و تراث

سوانح عمر

سال‌شمار زندگی بهاء‌الدین خرمشاهی در پایین می‌آید[۸]

  • ۱۳۲۴: تولد در قزوین
  • ۱۳۴۲: گرفتن دیپلم طبیعی، رد شدن در کنکور
  • ۱۳۴۳: قبولی در رشتهٔ پزشکی و تغییر رشته به زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران
  • ۱۳۴۷: گرفتن لیسانس در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران
  • ۱۳۴۸: رفتن به خدمت سربازی
  • ۱۳۵۰: پایان خدمت سربازی، استخدام در کادر اداری دانشگاه ملی، ثبت نام در فوق لیسانس رشتهٔ کتابداری در دانشگاه تهران
  • ۱۳۵۱: استخدام رسمی در مرکز خدمات کتابداری، انتشار نخستین مقاله در مجلهٔ سخن، انتشار کتاب شعر «کتیبه‌ای بر باد»، ترجمهٔ کتاب هِنری میلر
  • ۱۳۵۲: گرفتن مدرک فوق لیسانس کتابداری، انتشار کتاب «شیطان در بهشت» اثر هنری میلر، ازدواج با مهناز حاجی‌زاده
  • ۱۳۵۳: عضویت در هیأت علمی مرکز خدمات کتابداری
  • ۱۳۵۴: انتشار کتاب «علم در تاریخ»(با شرکت چند مترجم دیگر)، تولد فرزند ارشد(هاتف)
  • ۱۳۵۵: فوت پدر
  • ۱۳۵۶: انتشار نخستین مقالهٔ مهم «حافظ شاملو»، انتشار ترجمهٔ مجموعه داستان‌هایی از میگل اونامونو با عنوان «هابیل و چند داستان دیگر»، انتشار تصحیح مجدد «کلیات سعدی»
  • ۱۳۵۸: انتشار ترجمهٔ کتاب «عرفان و فلسفه» اثر و.ت.استیس، تولد فرزند دوم(عارف)
  • ۱۳۶۰: انتشار کتاب «درد جاودانگی» (ترجمه) اثر میگل اونامونو
  • ۱۳۶۱: انتشار کتاب «پوزیتیویسم منطقی»، انتشار کتاب «ذهن و زبان حافظ»
  • ۱۳۶۲: انتشار ترجمهٔ کتاب «علم و دین» اثر ایان باربور، انتشار ترجمهٔ کتاب «اندیشهٔ سیاسی در اسلام معاصر»
  • ۱۳۶۳: تولد فرزند سوم(حافظ)، انتقال از مرکز خدمات کتابداری به انجمن فلسفه
  • ۱۳۶۴: انتشار فرهنگ موضوعی قرآن مجید
  • ۱۳۶۵: انتشار کتاب «تفسیر و تفاسیر جدید»
  • ۱۳۶۶: انتشار کتاب حافظ‌نامه، انتشار کتاب «جهان غیب و غیب جهان»، انتشار نخستین جلد از «دایرة‌المعارف تشیع»، انتشار کتاب «چارده روایت»
  • ۱۳۶۹: انتخاب شدن به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی
  • ۱۳۷۰: انتشار ترجمهٔ کتاب «دورهٔ تاریخ فلسفهٔ فردریک کاپلستون» اثر بنتام تاراسل، انتشار کتاب «سیر بی‌سلوک»
  • ۱۳۷۲: انتشار «دین پژوهی»، انتشار کتاب «حافظ»، انتشار تصحیح «دیوان حافظ»
  • ۱۳۷۳: همکاری با «مرکز ترجمهٔ قرآن مجید به زبان‌های خارجی»، همکاری در تأسیس موسسه‌ٔ نشر و پژوهش فرزان، انتشار کتاب «قرآن‌پژوهی»
  • ۱۳۷۴: انتشار«تصحیح و تعلیق شرح عرفانی غزل‌های حافظ»، انتشار کتاب «قرآن شناخت»، انتشار ترجمهٔ «قرآن کریم»، انتشار کتاب «فرهنگ و دین»
  • ۱۳۷۵: انتشار تصحیح جدیدی از «کلیات سعدی»
  • ۱۳۷۷: انتشار کتاب «فرار از فلسفه»، انتشار کتاب «در خاطرهٔ شط»، انتشار «دانشنامهٔ قرآن و قرآن‌پژوهی»
  • ۱۳۷۸: انتشار تصحیح جدید «مرآت المثنوی» اثر تلمذ حسین
  • ۱۳۷۹: بازنشستگی از پژوهشگاه علوم انسانی وابسته به وزارت علوم، انتخاب به عنوان شهروند افتخاری شیراز
  • ۱۳۸۰: انتشار کتاب «چشم‌ها را باید شست»، انتشار کتاب «محقق نامه»
  • ۱۳۸۲: انتشار ترجمهٔ کتاب «درآمدی بر تاریخ قرآن» اثر مونتگمری وات و ریچارد بل، برگزاری مجلس بزرگداشت خرمشاهی از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
  • ۱۳۸۴: انتشار کتاب‌های «بررسی ترجمه‌های امروزین فارسی قرآن کریم»، «از شک تا یقین»، «نبض شعر»،«رستگاری نزدیک»، «از سبزه تا ستاره»، انتشار ترجمهٔ آزاد «دعای کمیل»، انتشار «کژتابی‌های ذهن و زبان»، آغاز «شرح نخبهٔ غزل‌های شمس»
  • ۱۳۸۵: برگزاری بزرگداشت خرمشاهی در فرهنگسرای قانون


شخصیت و اندیشه

شناخت غرب

خرمشاهی در مصاحبه‌ای این موضوع را به تفصیل شرح داده است که «راهی جز شناخت غرب نداریم». او ستیزه‌جویی با فرهنگ غرب را نسخهٔ ناصوابی می‌داند که تاریخ آن به‌سر آمده است. او شناخت غرب را تنها راه مقابله با عناصر نامطلوب فرهنگ غرب می‌داند. خرمشاهی معتقد است در این کار باید اندیشهٔ انقلابی را کنار بگذاریم و به فکر انقلابی در اندیشه باشیم. از نظر او شناخت غرب، جوانان مسلمان امروز را از بلایای فرهنگ غرب واکسینه می‌کند.[۹]

قرآن‌پژوهی و حافظ‌پژوهی

اصلاً بدین صورت نیست که هرکسی تحصیل‌کرده باشد بتواند قرآن را بفهمد و گاهی حتی از عهدهٔ روخوانی قرآن نیز برنمی‌آیند تا چه رسد به فهم عبارات و تفسیر قرآن، که در حقیقت این روند روخوانی و فهم عبارات و تفسیر مستلزم یک عمر جهد و ممارست و عشق و علاقه است که عمری پنجاه ساله می‌طلبد تا شخص از عهدهٔ آن برآید. بنده شاید به تقریب حدود چهل سال از عمرم را صرف این کار کرده و فعالیت‌های مستمری در حوزهٔ قرآن‌پژوهی و حافظ‌پژوهی نموده‌ام و با یک نگاه اجمالی درمی‌یابم که حتی همین مدت طولانی نیز هنوز چندان کافی نیست و عمر بیشتری می‌طلبد تا به فهم دقایق و رموز قرآن و حافظ، توأمان پی ببریم. با آنکه ۱۲ کتاب قرآنی و پانصد مقالهٔ قرآن‌پژوهانهٔ بلند و در حدود ۱۲۰۰ مقالهٔ کوتاه قرآنی نوشته‌ام، هنوز فکر می‌کنم که از آب و گِل اولیه بیرون نیامده‌ام.[۱۰]

یادمان و بزرگداشت‌ها

  • برگزاری مجلس بزرگداشت از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۸۲[۸]
  • برگزاری مجلس بزرگداشت در فرهنگسرای قانون در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۸۵

از نگاه دیگران

کامران فانی

خرمشاهی در میان نسلی که در سال‌های دههٔ بیست متولد شدند و در دههٔ پنجاه به کار تألیف و تحقیق و ترجمه پرداختند، بی‌شک بی‌نظیرترین و برجسته‌ترین چهرهٔ شناخته شده است. کارنامهٔ پربار او شگفت‌انگیز است.آن هم در زمانه‌ای که که کار تحقیق و تألیف با ناکامی و نابسامانی بسیار همراه است. استادان دانشگاه جز به تدریس نمی‌پردازند، محققان و نویسندگان ما هم آنچنان درگیر گرفتاری‌های پیچیدهٔ مادی و گذران معاش‌اند که امکان و فرصت کار ندارند.[۱۱]

خلقیات

قلم اول

یکی از عادات خرمشاهی این است که تمام آثار خود را با خودنویس می‌نویسد و به اصطلاح به «قلم اول» می‌نگارد بدون پاکنویس و با کمترین خط خوردگی. همچنین بسیاری از شعرها را صبح که از رختخواب خارج می‌شود هنوز دست و صورت نشسته با خودنویس به یکباره می‌نویسد و به قول فرزندش «pull out» می‌گیرد.[۱۲]

پرهیز از سفر

خرمشاهی همواره از سفر گریزان بود و هست. حتی مسافرت درون شهری را مکروه می‌داند و به این نکته تأکید می‌کند که مسافرت، در عین داشتن مزایا، به دردسرش نمی‌ارزد و با ژرف اندیشی در افکار حافظ شیرازی، به این وجه مشترک خود و حافظ اینگونه اشاره می‌کند:[۹]

با حافظ شیراز که بس باهنر استهرگونه تشبه که کنم بی‌ثمر است
صد شکر که وجه شبهی پیدا شدبیماری بنده نیز، ترس از سفر است

بنیان‌گذاری

  • همکاری با «بنیاد اسلامی طاهر» در تأسیس «دایرةالمعارف تشیع» (۱۳۶۲)[۸]
  • از سلسله‌ٔ بنیانگذاران «فرهنگ امروز» (۱۳۷۲)
  • همکاری در تأسیس «موسسهٔ نشر و پژوهش فرزان» (۱۳۷۳)

کارنامه و فهرست آثار

آثار خرمشاهی را می‌توان در چهار دسته تقسیم‌بندی کرد: قرآن‌پژوهی، حافظ‌پژوهی، ترجمه و تألیف.[۸]

کتاب قرآن‌پژوهی اثر خرمشاهی

قرآن‌پژوهی

  1. فرهنگ موضوعی قرآن مجید (۱۳۶۴)
  2. قرآن‌پژوهی (۱۳۷۳)
  3. قرآن شناخت (۱۳۷۴)
  4. ترجمهٔ قرآن کریم (۱۳۷۴) (همراه با واژه‌نامه و توضیحات)
  5. دانشنامهٔ قرآن و قرآن‌پژوهی (۱۳۷۷)
  6. ترجمهٔ «درآمدی بر تاریخ قرآن» (۱۳۸۲) (اثر مونتگمری وات و ریچارد بل)
  7. بررسی ترجمه‌های امروزین فارسی قرآن کریم (۱۳۸۴)
  8. ترجمهٔ قرآن‌پژوهی (۱۳۸۴)
کتاب حافظ‌نامه اثر خرمشاهی

حافظ‌پژوهی

  1. ذهن و زبان حافظ (۱۳۶۱)
  2. چارده روایت (۱۳۶۶) (دربارهٔ شعر و شخصیت حافظ)
  3. حافظ‌‌نامه (۱۳۶۶)
  4. حافظ (۱۳۷۲)
  5. تصحیح «دیوان حافظ» (۱۳۷۲)
  6. تصحیح و تعلیق شرح عرفانی غزل‌های حافظ (۱۳۷۴)

ترجمه

  1. کتیبه‌ای بر باد (۱۳۵۱) (اثر هنری میلر) (کتاب شعر)
  2. شیطان در بهشت (۱۳۵۲) (اثر هنری میلر)
  3. علم در تاریخ (۱۳۵۴) (با همکاری چند مترجم دیگر)
  4. هابیل و چند داستان دیگر (۱۳۵۶) (اثر میگل اونامونو) (مجموعه داستان)
  5. عرفان و فلسفه (۱۳۵۸) (اثر و.ت.استیس)
  6. درد جاودانگی (۱۳۶۰) (اثر میگل اونامونو)
  7. علم و دین (۱۳۶۲) (اثر ایان باربور)
  8. اندیشهٔ سیاسی در اسلام معاصر (۱۳۶۲) (اثر حمید عنایت)
  9. دورهٔ تاریخ فلسفهٔ فردیک کاپلستون (۱۳۷۰) (اثر بنتام راسل)
  10. ترجمهٔ آزاد «دعای کمیل» (۱۳۸۴)

تألیف

  1. تصحیح «کلیات سعدی» (۱۳۵۶)
  2. پوزیتیویسم منطقی (۱۳۶۱)
  3. تفسیر و تفاسیر جدید (۱۳۶۵)
  4. جهان غیب و غیب جهان (۱۳۶۶)
  5. سیر بی‌سلوک (۱۳۷۰) (زندگینامهٔ خودنوشت)
  6. دین‌پژوهی (۱۳۷۲)
  7. فرهنگ و دین (۱۳۷۴)
  8. فرار از فلسفه (۱۳۷۷) (زندگینامهٔ خودنوشت)
  9. در خاطرهٔ شط (۱۳۷۷)
  10. تصحیح جدید «مرآت المثنوی» (۱۳۷۸) (اثر تلمذ حسین)
  11. چشم‌ها را باید شست (۱۳۸۰)
  12. محقق‌نامه (۱۳۸۰) (جشن‌نامهٔ استاد دکتر مهدی محقق)
  13. از شک تا یقین (۱۳۸۴)
  14. نبض شعر (۱۳۸۴)
  15. رستگاری نزدیک (۱۳۸۴)
  16. از سبزه تا ستاره (۱۳۸۴)
  17. کژتابی‌های ذهن و زبان (۱۳۸۴)
  18. دایرة‌المعارف تشیع

جوایز و افتخارات

جوایز و افتخاراتی که خرمشاهی در سال‌های فعالیت فرهنگی خود دریافت نموده به شرح زیر می‌باشد:[۱۳]

  • جایزه و لوح تقدیر کتاب سال برای ترجمهٔ کتاب «اندیشهٔ سیاسی در اسلام معاصر». (۱۳۶۳)
  • جایزه و لوح تقدیر کتاب سال برای تألیف کتاب «حافظ‌ نامه». (۱۳۶۷)
  • جایزه و لوح تقدیر مشترک برای همکاری در تدوین «دایرة‌المعارف تشیّع». (۱۳۷۴)
  • جایزه و لوح تقدیر برای ترجمهٔ قرآن کریم به فارسی. (۱۳۷۵)
  • جایزه و لوح تقدیر مشترک برای ناشر سال شدن مؤسسهٔ «نشر و پژوهش فروزان». (۱۳۷۵)
  • جایزه و لوح تقدیر به عنوان خادم قرآن. (۱۳۷۶)
  • جایزه و لوح تقدیر برای انتخاب شدن به عنوان اولین شهروند افتخاری شیراز، برای خدمات حافظ‌پژوهی. (۱۳۷۹)
  • جایزه و لوح تقدیر به مناسبت مجلس بزرگداشتی که انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برای خرمشاهی برپا کرد. (۱۳۸۲)
  • انتخاب شدن در جشنوارهٔ «چهره‌های ماندگار». (۱۳۸۲)
  • جایزه و لوح تقدیر در دوازدهمین دورهٔ نمایشگاه بین‌المللی قرآن، به مناسبت ترجمه‌ٔ کتاب «درآمدی بر تاریخ قرآن». (۱۳۸۳)
  • جایزه و لوح تقدیر به عنوان «پیشکسوت نگارش تقد کتاب» از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. (۱۳۸۳)
  • جایزه و لوح تقدیر به مناسبت فعالیت در زمینهٔ علم و دین از سوی مرکز علوم پزشکی ایران.
  • جایزه و لوح تقدیر به مناسبت مقالهٔ «تحریف‌ ناپذیری قرآن» از سوی دومین جشنوارهٔ مقالات دین‌ پژوهی.
  • جایزه و لوح تقدیر برای فعالیت‌های حافظ‌پژوهی از سوی فرهنگسرای طبیعت و انجمن دوستداران حافظ. (۱۳۸۴)

منبع‌شناسی (منابعی که دربارهٔ آثار فرد نوشته شده است)

شعر حسن احمدی گیوی به مناسب تولد شصت‌ودو سالگی خرمشاهی

در زادروز آن كه دولتش آباد[۱۴]
ای صبا! با ما بگو آن یار شیرین کار راای که گوهر بارد از کلک دُرافشان شما
بر سپهر فرّ و فرهنگ وطن بالد چو مهرهم پژوهش‌ها و هم آثار تابان شما
گنج بی‌پایان ایران را غنا بخشیده استگوهر اندیشه و ذوق درافشان شما
داده قرآن و لسان‌الغیب را لطفی دگرابتکار و خامه و اخلاص و ایمان شما
نثر و شعر نغز و طنزت وُه چه غوغا می‌کند!آفرین بر طنز و جدّ کلک و دیوان شما
بر کمال و دانش و شخصیتت افزوده استحسن خلق و چهرهٔ جذاب و خندان شما
بزم ما، گرم است از آن گفتار گرم و دلنشینجمع ما، جمع است از آن زلف پریشان شما
این پیام دوستان مخلص درد آشناست:«خامه را یکسو منه، دستم به دامان شما!»
می‌برازد خامه بر آن پنجهٔ سحرآفریندر خور آید چامه بر طبع درخشان شما
عرضه کن بر گلستان معرفت،گل‌های نوتا ببالد مام میهن از گل‌افشان شما
هست اهل معنی و اصحاب ذوق و معرفتدیده بر دست شما، دل در گروگان شما
ای بها‌ءالدین خرمشاهی زرین قلمخرّم و سرسبز بادا باغ و بستان شما

بررسی چند اثر

فرار از فلسفه

این کتاب یک زندگی‌نامهٔ خودنوشت است. در انتخاب عنوان کتاب، گویا خرمشاهی به نام کتاب عبدالحسین زرین‌کوب با نام فرار از مدرسه با عنوان «نگاهی به زندگی و اندیشه‌های غزّالی» توجه داشته است. این کتاب شامل ۴ فصل می‌باشد. در فصل اول خرمشاهی به توضیح دوران کودکی و نوجوانی خویش تا زمان ورود به دانشگاه می‌پردازد. در فصل دوم حوادث سال‌های ۴۲ تا ۵۷ و درک و دریافت خرمشاهی از آن حوادث بیان شده است. در فصل سوم او به جریانات سال‌های ۵۷ تا ۷۶ در حوزه‌ٔ فرهنگ می‌پردازد و در نهایت در فصل چهارم این کتاب، او به یک بحث منتقدانه دربارهٔ فلسفه پرداخته است.[۱۵]

پوزیتیویسم منطقی

در نخستین پارگراف پیشگفتار این کتاب آمده است: «کتاب حاضر، بررسی کوتاه و در عین حال تحلیلی از یکی از درخشان‌ترین و بحث‌انگیزترین نحله‌های فکری و فلسفی و «فسلفه‌ٔ علم»ی قرن حاضر است؛ زیرا سرانجام با همهٔ بردباری و باریک‌اندیشی، چون به افراط گرایید، به جای فراچنگ آوردن ایقان و اتقان بیشتر، سر از شکاکیت و ایدئالیسم و بحث‌های پردامنه و کم حاصل اسکولاستیکی در آورد.» بحث‌ها و بخش‌های این کتاب عبارت است از: ۱-پوزیتیویسم منطقی چیست؟ ۲-اصل تحقیق‌پذیری ۳-غلبه بر متافیزیک از طریق تحلیل منطقی زبان ۴-پاسخ به کارناپ ۵-نقدی به کتاب «زبان، حقیقت و منطق ۶-نظر پوپر دربارهٔ پوزیتیویسم ۷-نظر پلانک در بارهٔ پوزیتیویسم.[۱۶]


نوا، نما، نگاه

خواندنی و شنیداری و تصویری و قطعاتی از کارهای وی (بدون محدودیت و براساس جذابیت نمونه‌های شنیداری و تصویری انتخاب شود)

محمود دولت‌آبادی

زمانی که خرمشاهی نسخه‌ای از کلیات سعدی تصحیح خودش را به محمود دولت‌آبادی اهدا کرد، شعری برای دولت‌آبادی سرود و آن‌ را پیش از صفحهٔ عنوان نوشت:[۱۷]

شکر از مصر و سعدی از شیرازهر متاعی ز معدنی خیزد
دولت‌آبادی از خراسان خاستتا بسی نقش طرفه انگیزد
نثر را روح تازه‌ای بخشدقصه را طرح تازه‌ای ریزد
داستان‌هاش راست کردارستچون ز دل خاست در دل آویزد
زندگی می‌تراود از قلمشسِره با ناسره نیامیزد
امتحانش قبول خاطر خلقزر پاک از محک نپرهیزد
شاهکار زمان کلیدر اوستآفرین، خرما، بنامیزد

پانویس

منابع

  1. دهباشی، علی (۱۳۸۶). شاخه‌های شوق. ۱و۲. نشر قطره.
  2. دهباشی، علی. «جشن‌نامه‌ٔ محمود دولت‌آبادی». مجله‌ٔ فرهنگی و هنری بخارا، ش. ۷۶ (۱۳۸۹). 

پیوند به بیرون